برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

هشدار برای پدر و مادرها و جامعه: غفلت دسته جمعی از مشکلات پسران

دغدغه اصلی من در زندگی مسائل مربوط به تبعیض جنسیتی است و به همین دلیل است که دائم در اینترنت و با استفاده از کلیدواژه‌های مختلف در تلاش هستم تا مطالب مفیدی پیدا کنم. مشکل اصلی آن است که بعد از سال‌ها حمایت جدی از جریان فمینیسم کشف کرده‌ام که در ۲۵ سال گذشته مشکلاتی که پسران در دوران مدرسه با آن روبرو می‌شوند، بیشتر از دختران است. قابل‌ذکر است که حجم این مشکلات نه تنها بیشتر است که در سطح بسیار جدی‌تری خود را نشان می‌دهند، مثلا پسران نسبت به دختران ۴ برابر بیشتر دست به خودکشی می‌زنند. با توجه به اینکه خودم صاحب ۳ پسر جوان هستم و در زمان کشف این موضوع کوچک‌ترین پسرم ۱۲ ساله بود، متوجه شدم که فرزندان من نیز مورد غفلت قرار گرفته‌اند. بعدها که صاحب چهارمین نوه پسر شدم، نگرانی‌ام در مورد سلامت روان پسران بچه‌مدرسه‌ای افزایش یافت. اما نگرانی و آگاهی جمعی افراد جامعه در مورد پسرها و مشکلاتشان افزایش نیافته است. این حجم از غفلتی که جامعه ما نسبت به مشکلات پسران دارد شرم‌آور است.

تبعیض جنسیتی در مورد مشکلات و مسائل پسران و مردان

برای روشن شدن گوشه‌ای از تبعیض جنسیتی علیه پسران، به رغم وجود اطلاعات و گزارش‌های قابل اتکایی که نشانگر وجود مشکلاتی که آن‌ها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در آمریکا هیچ انجمن خاصی برای رسیدگی به مشکلات سلامت روان پسران و مردان وجود ندارد. در حالیکه به محض انتخاب آقای اوباما برای ریاست جمهوری انجمنی در کاخ سفید برای دختران و زنان به وجود آمد. متاسفانه اگر مقاله یا کتابی هم با موضوع حمایت از پسران یا مردان نوشته شود، اغلب توسط فردی نوشته می‌شود که محافظه‌کار است یا در سایتی منتشر می‌شود که محافظه‌کار است و کمتر مقاله‌ای پیدا می‌شود که مشکلات مردان را بدون ‌رودربایستی و به رغم تلخ بودن با شفافیت بیان کند و بدان بپردازد.

اگر از مخاطبان مجله نیویورک تایمز باشید، می‌توانید به راحتی متوجه شوید که حتی مقالاتی که این مجله گاه‌به‌گاه در مورد مشکلات پسران و مردان مطلبی منتشر می‌کنند نیز به طرز آشکاری به صورت محافظه‌کارانه نوشته می‌شود که جای تاسف بسیار دارد.

تبعیض جنسیتی در مورد مشکلات و مسائل پسران و مردان

مقایسه تبعیض جنسیتی زنان و مردان در گذشته و دنیای مدرن

از آنجایی که الان ۷۳ سالم است، می‌توانم این دوگانگی و تبعیض در برخورد جنسیتی را درک کنم. بر اساس تجربه‌ای که از گذشته‌های نه چندان دور دارم، برای یادآوری اینکه در گذشته با زنان چگونه برخورد می‌شد نیازی به خواندن مقاله یا کتاب ندارم. در سال ۱۹۶۸ یکی از دانشجویان دختر کارشناسی ارشدم در دانشگاه هاروارد (که آن زمان نامش رادکلیف بود) به من گفت که در مراجعه به یک شرکت برای درخواست کارورزی، از مسئول اداره سوال کردم که آیا زنان را هم استخدام می‌کنید و در جواب به او گفته شده بود، «خب، چه اشکالی دارد ما که سال گذشته یک فلج را استخدام کردیم، شاید تو را هم استخدام کنیم!». همچنین زندگی مادر زنم را که زن با استعدادی بود به یاد دارم. او در خانواده‌ای فقیر و در سال ۱۹۲۲ به دنیا آمده بود، جایی که کسی یک زن را برای داشتن حرفه و کسب و کار تشویق نمی‌کرد. در زندگی زناشویی‌ام نیز به شخصه شاهد بوده‌ام که روسای مرد (و گاها زن) شرکتی که همسرم از آن جا بازنشست شد، چه رفتار زننده و پستی با او و به دلیل زن بودن داشتند.

آیا همه چیز کاملا برای هر دو جنس زن و مرد برابر است؟ خیر! آیا مسائل زنان و مردان کاملا متفاوت هستند؟ بله. آیا اداره‌ها و سازمان‌ها خود را موظف به استخدام زنان می‌دانند؟ امروز تقریبا نیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها زن هستند. آیا زنان فقیر به دانشگاه می‌روند؟ امروزه، زنان جوان از همه اقشار اجتماعی و طبقات اقتصادی به شدت برای ادامه تحصیل تشویق می‌شوند. با وجود همه این موارد، در ذهنیت هر زن بالای ۴۰ سال، خاطرات واقعی از تبعیض‌های جنسیتی که در گذشته بر آن‌ها روا داشته شده است (که هنوز هم وجود دارد) تا آخر عمر در ذهن آن‌ها خواهد ماند. من به این مسئله اصطلاحا «شاخک قربانی» می‌گویم. خودم نیز همواره به عنوان یک فرد یهودی این مشکل را تجربه کرده‌ام و در هر موقعیتی سریعا شاخک‌هایم فعال می‌شود. سیستم عصبی من پیش از آنکه ذهن به جمع‌بندی برسد و اظهارنظر عقلانی کند، از موضوعات مختلف برداشت یهودی‌ستیزانه می‌کند. من این حساسیت را سال‌ها هم در جایگاه پدر بچه‌ها و هم پدربزرگ نوه‌هایم، تجربه کرده‌ام. مسلما زنان بسیار زیادی همین احساس را در مورد ارزش‌گذاری خود به یک زن به معنی شهروند درجه دو دارند.

عواقب غفلت جامعه و پدر و مادرها از مشکلات پسرها و مردان جوان

اجازه دهید امروز را صرفا به پسران و مردان جوان و زیر ۲۱ سال اختصاص دهیم. آیا کسی پیدا می‌شود که آمارهایی در مورد عملکرد بهتر پسران و بچه‌محصل‌های جوان نسبت به دختران ارائه دهد؟ از آمار امیدوارکننده در مورد عملکرد درسی در مدرسه، قربانی قتل بودن، نرخ خودکشی، فقدان الگوهای مناسب مردانگی در خانه، زندانی شدن و قربانی مواد مخدر بودن و مرگ به خاطر اوردوز کردن خبری هست؟ نه! قضیه کاملا برعکس است. بی‌توجهی گسترده و سیستماتیکی که نسبت به مشکلات سلامت روان پسران صورت می‌گیرد می‌تواند عواقب جدی در پی داشته باشد که کمترینش خودآزاری است (در همین راستا مقاله «کمک به بهبود نوجوانان خودآزار» را مطالعه کنید).

نوه‌های من که بین ۳ تا ۱۱ سال سن دارند، فعلا اوضاع خوبی دارند. اما اگر آنقدر بزرگ شوند و عقلشان قد بدهد که قدردان رسانه‌هایی که به مسائل آن‌ها می‌پردازد باشند، به سرعت متوجه خواهند شد که آن‌ها در کشوری زندگی می‌کنند که هیچ اهمیتی برای سلامتی، زندگی و آینده‌شان قائل نیست. تازه! نوه‌های من خیلی خوش‌شانس هستند که سفیدپوست هستند. آن‌ها جزو افراد ممتاز محسوب می‌شوند. وضعیت پسران آفریقایی-آمریکایی وحشتناک است.

هدف من همان‌طوری که برخی از فمینیست‌ها می‌گویند، برابری خواهی است. بنابراین حرف من این نیست که بی‌خیال مشکلات جدی شویم که دخترها و زنان همچنان با آن‌ها روبرو هستند. سخن من این است که بیایید پسران را نیز دریابیم. نه فقط برای امروز، بلکه هر روز!

منبع: سایکالیجی تودی

 

یادداشت مترجم:

آیا آمار درستی از میزان مشکلات سلامت پسران در جامعه ایران در دسترس هست؟ آیا مدارس، معلم‌ها و پدر و مادرها آگاهی و آمادگی لازم را برای حمایت عاطفی و روانی از پسرانی که به هر دلیل درگیر مشکلات روحی می‌شوند، دارند؟