برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

داستان مهاجرت و مشکلات سلامت روان

جالب است بدانیم که میزان مهاجرتی که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده بیشتر از جابجایی آوارگان جنگ جهانی دوم است. طبق گفته سازمان بهداشت و سلامت جهانی احساسات ضد مهاجرت هم به همان اندازه بی‌سابقه است. در کانادا تقریبا از هر پنج نفر یک نفر در خارج از کشور متولد شده‌اند.

تجارب مهاجرت و احساسات ضد مهاجر چه تاثیری بر سلامت روان دارند؟

این پرسش، موضوع تحقیق پایان‌نامه دکتری من در دانشکده پرستاری دانشگاه بریتیش کلمبیا بود، جایی که کار من بر سلامت روان جوانان مهاجر و پناهنده در گرند ونکوور متمرکز شده است.

در طی این تحقیق، من با ۳۳ فرد جوان در رنج سنی ۱۵ تا ۲۲ سال که از کشورهای مختلف و با سرگذشتی متفاوت مهاجرت کرده بودند، در مورد تجربیات روزمره مرتبط با سطح سلامت روانشان مصاحبه کردم.

در تحلیل داده‌های به دست آمده از این مصاحبه‌ها به سه روایت اصلی از علت مهاجرت رسیدیم: ۱. جستجوی زندگی بهتر، ۲. فشار برای دستیابی به زندگی رویای مهاجرت و ۳. شروع دوباره از زیر صفر.

همچنین این مصاحبه‌ها نشانگر وجود احساس تبعیض و سقف شیشه‌ای در یافتن کار و فرصت‌های شغلی برای مهاجران است. یکی از داوطلبان دلیل اصلی ناامیدی خود را احساس بیگانه بودن ابدی عنوان کرد. این احساس بیگانگی همراه با احساس تعلق‌خاطر کم و رضایت پایین از زندگی و احساس افسردگی است.

مهاجرت برای جستجوی زندگی بهتر: امنیت، آسایش، فرصت‌های رشد

مهاجرت برای جستجوی زندگی بهتر: امنیت، آسایش، فرصت‌های رشد

اولین موضوعی که در مصاحبه‌ها روشن شد، جستجوی زندگی بهتر است که مرتبط با موضوعات امنیت، آسایش و فرصت‌های رشد و شکوفایی است. افراد مهاجر و به خصوص پناهندگان به رغم تجربه جدایی و آسیب‌های روحی، همچنان در درون خود احساس امیدواری قدرتمندی داشتند. برای اغلب این افراد امید به دستیابی به زندگی بهتر، انگیزه مهاجرتشان بود.

برای بسیاری از افراد جوان که قصد مهاجرت دارند، کانادا در مقایسه با کشورهای دیگر، گزینه مناسب‌تر و کشوری بهتر است.

لوک ۱۹ ساله می‌گوید:

«داشتن پاسپورت کشور آفریقای جنوبی به این معنی است که به هیچ جایی نمی‌توانی سفر کنی. اما شهروند کانادا بودن به منزله برنده شدن بلیط بخت‌آزمایی است.»

چنین دیدگاه‌هایی برآمده از طبقه‌بندی سیستم‌های جهانی و همچنین تقویت دیدگاه برتری کشورهای آمریکای شمالی نسبت به سایر کشورها است.

در عین حال چنین به نظر می‌رسد که امیدواری به دستیابی به امنیت، آسایش و فرصت‌های رشد و شکوفایی بر سلامت روان افراد جوان مهاجر تاثیر مثبتی می‌گذارد. برخی از داوطلبان در مورد تجارب زندگی در وطن جنگ‌زده خود صحبت کردند. مهاجران اگرچه در مورد اعضای خانواده‌ای که هنوز در وطن مانده‌اند، نگران بودند، اما آن‌ها در کانادا احساس امنیت و امید بیشتری می‌کردند.

مهاجرت، استرس، مشکلات مالی و افکار خودکشی

دومین روایت پرتکرار از زندگی رویایی مهاجران، بر استرس، مشکلات مالی و فشارهای مضاعف برای موفقیت در درس و دانشگاه تمرکز داشت.

برای هارون ۱۸ ساله اهل بوسنی، فشار شدید روحی مبنی بر به پایان رساندن دوران مدرسه، او را به سمت افکار خودکشی چندین ساله سوق داده بود:

«من می‌دانم که به والدینم مدیونم و در قبال آن‌ها و فداکاری‌هایی که برای رسیدن من به این نقطه از جهان کرده‌اند، احساس بدهکار بودن می‌کنم. بنابراین وقتی عملکرد ضعیفی دارم، به شدت تحت فشار روحی روانی قرار می‌گیرم و تمامی افکار منفی به ذهنم هجوم می‌آورند… در چنین مواقعی فقط دلم می‌خواهد که این چرخه باطل به پایان برسد و تنها راهی که برای به پایان رساندن این درد به ذهنم خطور می‌کند این است که…»

در این بخش، پیغامی که پشت چنین داستان‌هایی وجود دارد، تاکید بر برجسته بودن ناکامی‌های فردی در مقایسه با نقش سیستم‌ها و نهادهایی است که وظیفه حمایت از جوانان مهاجر و پناهنده را بر عهده دارند.

مهاجرت، استرس، مشکلات مالی و افکار خودکشی

مهاجرت، تبعیض و آسیب‌پذیری

روایت سوم، مربوط به شروع دوباره از زیر صفر بود. در اینجا، تمرکز اغلب گفته‌های داوطبان بر تجارب تبعیض‌آمیزی است که از طریق دیدگاه عموم مردم و نهادهای جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌شود.

نبان، پناهنده‌ای از افغانستان می‌گوید:

«دوستان من همگی افرادی هستند که از کشورهایی مثل افغانستان، عراق و غزه و جاهایی از این قبیل به کانادا آمده‌اند و افراد در مواجهه با ما این سوال را می‌پرسند که: چرا شماها در کشور خود صلح برقرار نمی‌کنید؟ مشکلتان چیست؟ و من هم همواره این جواب را می‌دهم که: سیاست‌های کلی یک کشور یا سیستم تابع تصمیمات یک یا چند نفر نیست.»

معضل کاهش اعتبار بین‌المللی نیز چندین بار در مصاحبه‌ها بیان شد. برای مثال هنری ۲۲ ساله از چین این گونه گفت:

«پیدا کردن شغل به خصوص برای افراد آسیایی‌تبار واقعا کار دشواری است. چرا که استخدام‌کنندگان اغلب به دنبال کارجویان سفیدپوست هستند. گناه من چیست که محل زادگاه والدینم جایی در چین است و مهر اینجا در شناسنامه‌ام نخورده است؟»

همچنین شرکت‌کنندگان از تجربیات خود در مورد تبعیض در سیستمهایی مانند مدارس حرف زدند. جوی ۱۶ ساله از چین گفت:

«نمی‌دانم گفتن این موضوع صحیح است یا نه، اما به صورت کلی معلم ما در برخورد با دخترها و افراد غیر آسیایی برخورد بهتری دارد. منظور من افراد غیر چینی است. من این مورد را از زبان دانشجویان دیگر نیز شنیده‌ام. و این معلم تنها فردی نیست که رفتاری تبعیض‌آمیز با مهاجران آسیایی دارد.»

تجربه تبعیض و نژادپرستی بر سلامت روان افراد مهاجر و این که از چه ارگان‌ها و اشخاصی تقاضای حمایت بکنند، تاثیر می‌گذارد. هیدایت ۲۰ ساله اهل بنگلادش تجربه خود را این‌گونه توصیف کرد:

«مهاجران و افراد رنگین‌پوست احساسات خاصی دارند که تقابل با آن‌ها واقعا دشوار است. عواطفی از قبیل خشم و درد و دیگر مواردی که شما اجازه ندارید آن‌ها را ابراز کنید.»

بسیاری از این جوانان مهاجر اجازه ابراز پریشانی و اندوه را ندارند، چرا که در این شرایط فرد احساس می‌کند که از شهروندان درجه‌دو در جامعه کانادا است.

مراقبت از سلامت روان در طی مهاجرت

مراقبت از سلامت روان در طی مهاجرت

تحقیقات فروانی تاثیرات منفی تبعیض بر سلامت روان را اثبات کرده‌اند. همچنین تبعیض می‌تواند بر دسترسی افراد به کمک‌های حوزه بهداشت و سلامت روان تاثیر منفی بگذارد.

یافته‌های مطالعه من حاکی از آن است که دیدگاه‌های اجتماعی می‌تواند درخواست و جستجوی کمک برای بهبود سلامت روان را برای جوانان مهاجر مبدل به چالشی دشوار کند.

اما برخی از مهاجران در جستجوی حمایت روحی برآمده و از طریق مشاوران مدرسه یا انجمن جوانان حمایت‌هایی را دریافت می‌کنند. برخی از این افراد بر اهمیت نقشی که همکاران جوان و مقیمشان در سازگاری هر چه بهتر با جامعه کانادا و کنار آمدن با تجارب دشوار خود داشته‌اند، تاکید می‌کنند. برخی دیگر نیز به همسر، مادر، خواهر یا هر فردی که به او اعتماد داشته و می‌توانستند حرف دلشان را بزنند مراجعه می‌کردند.

تحقیقات من در مورد جوانان مهاجر و پناهنده نشان می‌دهد که دسترسی به خدمات و صحبت در مورد سلامت روان از اهمیت بالایی برخوردار است.

به قول هدایت بنگلادشی: «جستجوی چنین کمک‌هایی باید مبدل به امری پذیرفته‌شده شود و در این مورد باید آگاهی بخشی جمعی صورت بپذیرد.»

 

منبع:

دِ-کانورسیشن