برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

سقوط هواپیما: بررسی ابعاد روانشناسی بلایای طبیعی، بحران و آسیب روحی قربانیان

اگرچه سقوط هواپیما از نظر روان‌شناختی تشابه بسیار زیادی با وقوع بلایای طبیعی، بحران آسیب‌های روحی دارد اما ویژگی‌های روانشناسی خاص ماهیت خود را دارد. شاید در برخی موارد قبل از وقوع حادثه هشدارهایی به خلبان داده شود، ولی در اکثر مواقع سقوط هواپیما ناگهانی و غیرمنتظره است. به طور معمول، بسیاری از قربانیان در پربارترین دوران زندگی‌شان، راهی مقصد خود هستند و ذره‌ای درباره مرگ خود فکر نمی‌کنند. بنابراین از نظر روانشناسی بازماندگان و نجات‌یافتگان نه تنها به دلیل ماهیت غیرمنتظره مصیبت، دچار حیرت می‌شوند بلکه احتمالا برای روبرو شدن با مسائل غیرمترقبه، آمادگی نداشته باشند.

سقوط هواپیما اغلب وحشتناک بوده و همراه با تصاویر دل‌خراشی است. صحنه‌هایی که نشان‌دهنده تخریب تجهیزات، وسایل و بقایای پراکنده اجساد انسانی است. صدمات واردشده غالبا همراه با آثار سوختگی قربانیان و مناظر، صداها و بوهای وحشتناک است.

توصیفات یکی از افرادی که شاهد سقوط هواپیمای USAir پرواز ۴۲۷ در نزدیکی شهر پیتسبورگ در سپتامبر ۱۹۹۴ بودند این‌گونه بوده است: «یک ویرانی تمام‌عیار! هواپیمایی که به میلیون‌ها تکه تبدیل شده و انسان‌هایی که ریزریز شده‌اند.» پرسنل پشتیبانی اورژانس پزشکی و ستاد رسیدگی به بحران، وضعیت را این‌گونه توصیف کرده‌اند: «هر آنچه ممکن است در کابوس‌های شبانه خود ببینید اینجا جمع است.»

بررسی روانشناسی احساسات انسانی در سوانح و بلایای طبیعی

بررسی روانشناسی احساسات انسانی در سوانح و بلایای طبیعی

احساس غربت خانواده‌های داغدار

معمولا وقوع بلایای طبیعی باعث تحکیم و همبستگی بیشتر اجتماعی می‌شود اما حادثه سقوط هواپیما از این نظر منحصربه‌فرد است چراکه قربانیان معمولا از وطن خود دور هستند و در بین غریبه‌ها قرار دارند، چه در داخل هواپیما و چه در محل حادثه.

اگر سانحه هوایی در کشور دیگر صورت گرفته باشد، مشکلات روان‌شناختی آن افزایش پیدا می‌کند. به دلیل ماهیت واکنش اضطراری به حادثه، قربانیان اغلب به سرعت از صحنه حادثه به محل دیگری منتقل می‌شوند که ممکن است برای آن‌ها غریب و ناآشنا باشد.

غالبا پیامدهای سقوط هواپیما، تاثیرات عمیق و دامنه‌دار دارد. این تاثیر فوری نه تنها بر افرادی که در حادثه یا اطراف محل حضور داشته‌اند، بلکه به خانواده‌های قربانیان سانحه و سایر دوستان و آشنایان تسری پیدا می‌کند و می‌تواند در جوامع مختلف گسترش یابد و از مرزهای کشور عبور کند. در یک شرکت هواپیمایی بزرگ، تاثیر سانحه می‌تواند در سطوح مختلف و در بسیاری از نمایندگی‌های آن در مناطق مختلف دنیا گسترش یابد.

جستجوی مقصر حادثه

بخشی از واکنش انسان‌ها برای مقابله با این حادثه، جستجوی دلایل و افرادی است که مسئول / مقصر ضربه روحی وارده هستند. در بلایای طبیعی، چنین کاری اغلب دشوار است، زیرا رفتار طبیعت بهترین توضیح و گاها توجیه ضعف‌های زیرساختی موجود است. مطمئنا در سوانح هواپیمایی نیز جستجوی مسئول و مقصر وجود دارد اما مسلما در چنین شرایطی و به صورت بالقوه افراد بسیار زیادی وجود دارند که کانون انتقاد و سرزنش ناشی از احساس خشم قربانیان، خانواده‌ها و سایر افراد تحت تاثیر این حادثه، قرار بگیرند.

خشم و عصبانیت

خشم و عصبانیت و جستجوی مقصر در سوانح هوایی می‌تواند به دادخواهی سخت و راه‌حل‌های قانونی منتهی شود. سقوط هواپیما شاید بیش از تمام بلایای طبیعی دیگر، سبب ایجاد واکنش‌های دوگانه در روند دادخواهی می‌شود. پیشنهادات وکلا یا موسسات حقوقی به خانواده‌های قربانیان و آسیب‌دیده در این سانحه ممکن است غالبا گستاخانه و بی‌عاطفه تلقی شود. برخوردهای نابجا و زشت برای خانواده‌ها و عزیزان افراد قربانی، می‌تواند بسیار آزاردهنده و ناراحت‌کننده باشد.

در مورد پرواز USAir ۴۲۷، یکی از اعضای خانواده‌های قربانی از اصطلاح «لاش‌خورها» برای توصیف افرادی که با او به جهت مسائل حقوقی و دیه تماس گرفته‌اند استفاده کرد و ابراز نارضایتی خود را از عدم درک موقعیت این افراد این‌گونه اعلام کرد: «این یک معامله خودرو نیست! من عزیزم را از دست داده‌ام!»

آثار روان‌شناختی سانحه /بحران بر گروه‌های مختلف

قربانیان و خانواده‌ها

آثار و پیامدهای سقوط هواپیما نیز بسیار مهم و تاریخی است، چراکه دامنه تاثیر آن فراوان است، نه تنها از نظر تعداد افرادی که درگیر هستند، بلکه نقش‌ها و روابط مختلفی که با مرگ این افراد از بین رفته‌اند.

مطمئنا قربانیان اصلی حادثه، مسافران و اعضای خدمه‌ای هستند که در این سقوط کشته شده‌اند و کسانی که احیانا نجات یافته‌اند. اما قربانیان دیگری نیز وجود دارند. اعضای خانواده قربانیان مستقیما تحت تاثیر از دست دادن آن‌ها هستند. گروه‌های امداد و نجات و تیم‌های پزشکی تحت تاثیر فشارهای روانی ناشی از عملیات نجات، روبرو شدن با لاشه‌ها و بازیابی بقایا یا سایر کارهای دشوار قرار دارند. احتمالا شاهدان صحنه حادثه نیز تحت تاثیر آنچه مشاهده کرده‌اند قرار می‌گیرند.

ضربه روحی و آسیب‌های روان‌شناختی سانحه هوایی - سقوط هواپیما

داوطلبان و نیروهای کمکی

اگرچه آسیب روان‌شناختی برای افرادی که درگیر جمع‌آوری پیکرها و لاشه‌های انسانی هستند، واضح است اما مشکلات روحی که گریبان سایر اعضا و پرسنل اعزام‌شده به منطقه را می‌گیرد، کم‌اهمیت نیست. سایر داوطلبان از جمله ارتش و صلیب سرخ که برای پشتیبانی همکاری می‌کنند نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند. در نهایت، انجمن‌ها، گروه‌ها و افراد مختلفی که اعضای خود از رهبر و معلم گرفته تا عضو عادی را از دست داده‌اند، دچار احساس درد و اندوه می‌شوند.

کارمندان شرکت هواپیمایی

همانند سایر حوادث صنعتی یا کارگاهی، افراد وابسته به شرکت (در این مورد، هواپیمایی) در معرض استرس ناشی از این سانحه قرار می‌گیرند. ممکن است سایر خدمه پرواز، نمایندگان فروش بلیت، مهندسین و تکنسین‌هایی که ممکن است بر روی هواپیما کار کرده باشند، سرپرستان فرودگاه، پرسنل برج و حتی مدیران هواپیمایی نیز تاثیر این فاجعه را احساس کنند.

خبرنگاران و گزارشگران

رسانه‌های مختلف ممکن است به خاطر گزارش خود از چنین حوادثی مورد تحسین و یا انتقاد شدید قرار بگیرند. فارغ از هر گونه جبهه‌گیری که یک خبرنگار داشته باشد، خود گزارشگران نیز می‌توانند به شدت تحت تاثیر آسیب و مصیبت‌هایی که می‌بینند و گزارش می‌دهند، قرار بگیرند. در حقیقت، برخی خبرنگاران وقتی از سوی رسانه‌ای برای گزارش چنین حادثه‌های تراژیک از جمله حوادث جاده‌ای و قتل و دیگر مصائب انسانی هستند، مامور می‌شوند بعد از مدتی ابراز خستگی و فرسودگی می‌کنند.

پزشکان اورژانس

سوانح هوایی به طور معمول شامل دو استرس عمیق برای ماموران و پزشکان اورژانس هستند: مرگ قربانیان و مرگ یا آسیب جدی به کودکان. بلایای بزرگی از جمله سقوط هواپیما فشار فیزیکی فوق‌العاده‌ای را بر دوش پزشکان اورژانس می‌گذارد. آن‌ها باید در حین انجام‌وظیفه توجه ویژه‌ای به استراحت کافی و فاصله گرفتن گاه‌به‌گاه از صحنه‌های دل‌خراش داشته باشند و زمان زیادی را به انجام اضافه‌کاری، سپری نکنند.

آسیب / ضربه‌های روحی ناشی از سانحه و بحران

گوشه گیری، افسردگی و مرور تصاویر ذهنی

واکنش روان‌شناختی به ضربه روحی ناشی از سقوط هواپیمایی بازتابی از پاسخ انسان به آسیب روحی است. واکنش‌های فوری و بحرانی مربوط به افراد قربانی و خانواده‌های آن‌ها است. سایر واکنش‌های معمول بین افراد قربانی / خانواده‌ها و هم برای پرسنل پزشک اورژانس تصاویر مزاحم و کابوس‌های مربوط به حادثه، صحنه دل‌خراش یا موضوعات یا رویدادهای مرتبط است. ممکن است در هنگام شنیدن یا خواندن سایر رویدادهای مشابه، این افکار یا تصاویر دوباره فعال شوند. احتمالا ناراحتی‌های جسمی و بدنی مختلفی (از جمله کم‌خوابی یا خستگی سریع) به وجود آمده و نیز تغییرات رفتاری مانند گوشه‌گیری و از دست دادن موقت علاقه‌مندی به موضوعات و برخی فعالیت‌ها پدید آید. اگرچه اندوه و پریشانی کوتاه‌مدت پس از وقوع یک حادثه و آسیب روحی امری طبیعی است اما استمرار هرگونه علائم شبه افسردگی یا ناراحتی به مدت بیش از یک ماه، نشان‌دهنده نیاز به کمک یک فرد متخصص است.

(در همین راستا مقاله «افسردگی چیست؟ راهنمای کامل علائم، انواع، تشخیص و قرص‌های ضد افسردگی و روش درمان» را در سایت روانشناسی مایندوِی مطالعه کنید.)

از دست دادن کنترل زندگی و آسیب‌پذیری شدید

مانند سایر مصیبت‌های بزرگ و به دلیل ماهیت منحصربه‌فرد سانحه سقوط هواپیما، واکنش از دست دادن احساس «آسیب‌ناپذیری» ممکن است در میان افراد جامعه و بخصوص در بین بازماندگان امری رایج باشد. در چنین حالتی فرد دیگر احساس کنترل بر زندگی خود را ندارد و به شدت احساس آسیب‌پذیری می‌کند.

آسیب / ضربه‌های روحی ناشی از سانحه و بحران

احساس گناه

داشتن احساسی که به نام «گناه نجات‌یافتگی» مشهور است، واکنشی طبیعی در این میان محسوب می‌شود. در این حالت افرادی که نجات یافته‌اند یا به نوعی خود را خوش‌شانس می‌دانند که سوار آن هواپیما نشده‌اند، احساس شادی و آسودگی (رفع نگرانی) می‌کنند و افرادی که زنده مانده‌اند به سبب آن احساس گناه، ساکت و کم‌حرف شوند. این سوال که چرا آن‌ها برای زنده می‌ماندن انتخاب شده‌اند، سوال رایجی است. همچنین این سوال متداول است که «آیا نباید کار بیشتری برای نجات دیگران انجام می‌دادم؟» هر چند که در عمل کار چندانی از دست آن‌ها ساخته نبود.

برای مواقع بحران چه باید کرد؟

تاثیر عظیم روان‌شناختی در حوادثی همچون سوانح هواپیمایی نشان می‌دهد که باید از طریق برنامه‌ریزی جدی تدابیر بحران سانحه، توجه ویژه‌ای به نیازهای روحی افراد درگیر مبذول شود. برنامه‌های تدابیر فاجعه باید به دقت با جامعه، فرودگاه و خطوط هوایی هماهنگ شوند. پشتیبانی روانشناسی در محل و همچنین پیگیری مداوم و گسترده‌ای که برای هفته‌ها و ماه‌ها پس از وقوع چنین بلایایی باید در دسترس باشند، ضروری است. اگرچه اهمیت حمایت روان‌شناختی از قربانیان و خانواده‌ها برای پزشکان اورژانس واضح است اما نباید از مراقب روانی خود در مواجهه با استرس و واکنش‌های عاطفی به چنین ویرانی‌های عظیمی، چشم‌پوشی کنند.

در همین راستا دعوت می‌کنیم مقاله «بررسی روانشناسی واکنش کودکان در مواجهه با اخبار بد و منفی: راه‌حل کاهش استرس» را در سایت روانشناسی مایندوِی مطالعه کنید.)

 

منبع: فایر هاوس