برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

چگونه خاطرات بد را از ذهن پاک کنیم؟ دارویی برای فراموشی و رها کردن خاطرات تلخ گذشته

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چه می‌شد اگر امکان فراموشی خاطرات تلخ و بد گذشته فراهم می‌شد؟ اینکه بتوان قسمتی از حافظه را برای همیشه پاک سازی کرد!

شاید فیلم حیرت‌انگیز «درخشش ابدی یک ذهن بی‌آلایش» را دیده باشید. ایده اصلی این فیلم این است که افراد بتوانند به صورت انتخابی، خاطرات مشخصی را از ذهنشان پاک کنند تا از شر پریشانی و اندوهی که بر آن‌ها وارد می‌شود خلاص شوند.

من عاشق این فیلم هستم. اگر چه فیلمی خنده‌دار و به ظاهر نامعقول است اما عمیقا مرا تحت تاثیر قرار می‌دهد. آنچه از بازی شخصیتهای اصلی آن (جیم کری و کیت وینسلت) می‌توان دریافت کرد این است که آن‌ها نه تنها به سخت‌ترین و تلخ‌ترین خاطرات خود می‌چسبند بلکه تمایل دارند که اشتباهات گذشته خود را مدام تکرار کنند. آن‌ها حتی درس‌هایی از زندگی را که باور دارند از اشتباهات بد گذشته آموخته‌اند را فراموش کرده و تکرار می‌کنند.

روش‌های پاک کردن خاطرات تلخ و بد گذشته

 دارویی برای فراموشی گذشته: استفاده از قرص پروپرانولول

روش‌های پاک کردن خاطرات تلخ و بد گذشته

شاید با خود بگویید که در دنیای فیلم هر چیزی ممکن است. اما دانشمندان دارویی را کشف کرده‌اند که به طور بالقوه می‌تواند بر روی خاطرات بد مربوط به حوادث بسیار تلخ و حتی ضربه‌های روحی تاثیر بگذارد. پرفسور ریچارد فریدمن استاد روان‌شناسی دانشگاه کرنل در مصاحبه با نیویورک تایمز می‌گوید:

«چه کسی بدش می‌آید که بتواند از شر اضطراب رها شود و ترس‌های برآمده از خاطرات بد را به فراموشی بسپارد؟ فوبیا، وحشت‌زدگی و اختلال‌هایی از قبل استرس پس از ضربه روحی (PTSD) مشکلات بسیار شایع هستند: ۲۹ درصد از افراد بزرگسال آمریکایی در برهه‌ای از زندگی خود از اضطراب رنج می‌برند.»

ممکن است درمان دارویی برای پاک سازی مشکلات ناشی از خاطرات تلخ و بد گذشته وجود داشته باشد. اسم این دارو پروپرانولول است.

نتایج مطالعات نشان می‌دهد که اگر کسی مبتلا به نوعی از فوبیا برای مثال ترس از عنکبوت بوده و قرص پروپرانولول را در لحظه مواجهه با آن ترس مصرف بکند، آن ترس از میان می‌رود. پرفسور فریدمن روند عملکرد این دارو را توضیح می‌دهد:

«داروی پروپرانولول، تاثیر انتقال دهنده عصبی به نام نوراپی نفرین در مغز را مسدود می‌کند. این ماده شیمیایی، که شبیه به آدرنالین است، باعث تقویت یادگیری می‌شود و بنابراین مسدود کردن تاثیر آن باعث می‌شود که حافظه پس از بازیابی و هنگام ذخیره مجدد دچار اختلال شود. به این فرآیند تثبیت مجدد حافظه گفته می‌شود.»

در ماجرای فیلم ذهن بی‌آلایش هر دو شخصیت اصلی، تحت یک درمان شبانه برای پاک کردن خاطرات تلخ و بد گذشته قرار می‌گیرند که قرار است خاطرات مرتبط با رابطه شکست خورده‌شان را از ذهنشان پاک شود. از قضا و طبق فیلمانه این درمان موثر واقع می‌شود. هر دو نفر از تصمیمی که برای پاک کردن خاطرات بد گرفته بودند، پشیمان شده و در ادامه سعی می‌کنند آن خاطرات هر چند تلخ را بازیابی می‌کنند.

اگر چه رابطه آن‌ها به دلیل مشکلات مختلف به طلاق کشیده بود اما با این حال، هیچکدام نمی‌خواهند دست از خاطرات تلخ و شیرینی که در سایه زندگی صمیمی خود داشتند، بکشند. شاید بتوان نام چنین چیزی را عشق گذاشت.

اگر چه ترس از عنکبوت، نسبت به دل‌شکستگی مسئله‌ای جزئی محسوب می‌شود. اما بیایید در مورد اختلال استرس پس از ضربه روحی PTSD بیاندیشیم که در سال‌های اخیر افزایش است. این اختلال نه تنها در بین جانبازانی که از جنگ باز می‌گردند، بلکه در بین کسانی (که اغلب زن هستند) که در محیط خانه مورد سوء‌استفاده جنسی و انواع بدرفتاری‌ها قرار گرفته‌اند نیز شایع است.

(مقاله «خشونت علیه زنان: از محیط کار تا درون خانه، واکاوی جامع دلایل تجاوز جنسی و خشونت» را مطالعه کنید.)

وقتی داستان افرادی که دچار ضربه‌های روحی و تاثیرات فلج‌کننده بر زندگی‌شان را می‌شنویم به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیریم. افرادی که از کابوس‌های مکرر شبانه، حملات ترس (وحشت‌زدگی) ناشی از رویارویی با محرک‌های خاص، انزوای اجتماعی، افسردگی و تمایلات خودکشی جان سالم به در برده‌اند.

به نظر من شنیدن این داستان‌ها ممکن است درک ما را از فرآیندهای پیچیده حافظه که فهمش دشوار است، عمیق‌تر می‌کند.

عملکرد مغز در حین بازخوانی حافظه

به گفته علوم اعصاب مدرن، هر بار که یک حافظه را بازیابی و مرور می‌کنیم، در حین بازیابی، در مفاهیم و مفاد آن تجدید‌نظر می‌کنیم. فرض کنید آهنگی به گوشتان می‌خورد که یک آن، شما را به یاد لحظه‌ای مهم در گذشته‌تان می‌اندازد. لحظه‌ای که این خاطره را به یاد می‌آورید با شرایطی که سبب برانگیخته شدن آن خاطره می‌شود، در هم می‌آمیزد. در نتیجه، در خاطره‌ای که اکنون می‌خواهد در حافظه بلند‌مدت شما مجددا ذخیره شود، رد پایی از آنچه در اینجا و اکنون اتفاق می‌افتد، خواهد داشت. بنابراین، به مرور، زمان حال، گذشته را تصحیح می‌کند. این موضوعی نیست که دست خود فرد باشد و به شکل انتخابی صورت بگیرد. این یک عملکرد مغزی است که فارغ از خواست و تمایلات آگاهانه شما به وقوع می‌پیوندد.

استفاده از روش روانشناسی مواجه درمانی برای رهایی از گذشته

استفاده از روش روانشناسی مواجه درمانی برای رهایی از گذشته

نمی‌دانم که آیا موفقیت حاصل از مواجهه درمانی (شاخه‌ای از رفتار‌درمانی شناختی) نیز به همین طریق موثر واقع می‌شود یا خیر. چرا که از این تکنیک استفاده نکرده‌ام. اما می‌توانم تصور کنم که چگونه باز زیستن و مرور یک آسیب روحی (مانند تجاوز) در یک شرایط و محیط کنترل‌شده – جایی که می‌توانید واکنشی غیر از درماندگی و ترس را فراخوانی کنید – می‌تواند به ایجاد تداعی و معانی جدید درباره آنچه اتفاق افتاده کمک کند. این روش درمان ممکن است بتواند عوامل اصلی حافظه مرتبط با آسیب روحی را ساکت کند. البته می‌توان دلایل ناکارآمد بودن این روش را هم درک کرد. به ادعای پرفسور فریدمن این روش درمانی در نیمی از بیماران مبتلا به PTSD موثر است. حتی برخی افراد ممکن است طی مرور و باز زیستن گذشته، به همان اندازه آسیب روحی اولیه، شدیدا دچار درد شوند.

روانشناسی خاطرات تلخ: آیا حاضر هستید قسمتی از حافظه خود را پاک کنید؟

من در مورد این یافته‌های جدید، دچار تردید شده‌ام. اینکه آیا می‌خواهم دردناکترین و بدترین خاطرات گذشته خود را پاک کنم – خاطراتی که عمدتا مربوط به روابط با نزدیکانم هستند؟ مانند دو عاشق در فیلم ذهن بی‌آلایش، خاطراتی که بیشتر از همه مرا عذاب می‌دهند، همان‌هایی هستند که با شکست‌های روحی و عاطفی زندگی من مرتبط هستند. آیا می‌خواهم این‌ها را پاک کنم؟

با توجه به اینکه این دارو تاییدیه‌های معتبر را کسب کرده است، منکر تاثیری که مصرف آن می‌تواند در بهبود سلامتی جسمی، طول عمر یا سلامت روحی عاطفی (به عنوان مثال فشار‌خون بالا، میگرن، اضطراب یا افسردگی) داشته باشد، نیستم. اما این فکر که قرار باشد حافظه خصوصی خود را از دست بدهم، همان چیزی که به دلیل آلزایمر یا زوال عقل اتفاق می‌افتد، آزارم می‌دهد. اتفاقا دشوارترین خاطرات من همان‌هایی هستند که مرا به سوی آینده بهتر سوق داده‌اند. تجربه کردن احساس ناامیدی یا عدم موفقیت، حتی در روابط شخصی باعث شده تا درک عمیق‌تری از خود و دیگران داشته باشم. اینها باعث شده‌اند تا از درون خود، آگاهی بیشتری پیدا کنم.

به عنوان مثال: وقتی برای اولین بار شغلم را از دست دادم، آنقدر عصبانی شدم که خواستار دیدار با رئیس دانشکده شدم. اگر چه این کار شغل مرا برنگرداند، اما به من آموخت که برای اینکه حرفم شنیده شود باید حرف را محکم بزنم. این خاطره به اندازه همان خاطراتی که به من فهماند چقدر در روابطم با همسر، دوستان و معشوقانم گند می‌زنم، ارزشمند است. چه روش دیگری برای آموختن چیزهای مهمی که الان می‌دانم وجود داشت؟

من به دنبال آرامش یک ذهن بی‌آلایش نیستم، به عبارت دیگر شاید بتوانم چالش برانگیزترین و بدترین خاطرات را از ذهنم پاک کنم، اما به همراه آن مهم‌ترین نقاط عطف زندگی‌ام نیز به دست فراموشی سپرده می‌شود.

در همین راستا مطالعه «بخشیدن و فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته» را از دست ندهید.

 

منبع: سایکالیجی تودی