برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

روانشناسی چیست؟ مفاهیم - اصول اساسی، یافته‌ها - کاربردها، زیر شاخه‌ها، روش‌های درمان
رضی میرفرشبافان در ذهن

روانشناسی چیست؟ مفاهیم، اصول اساسی، یافته‌ها، کاربردها، زیر شاخه‌ها، روش‌های درمان

روانشناسی چیست؟

روانشناسی یا psychology شاخه‌ای از علم برای مطالعه ذهن و رفتار است. این علم خود را به عنوان یک رشته مستقل در اواخر قرن نوزدهم، از فلسفه جدا کرد و شکل گرفت.

ذهن یک مقوله بسیار پیچیده و پویا است – آنقدر پویا که همزمان با خواندن این کلمات، در حال تغییر است – و بخش عمده‌ای از پردازش اطلاعات که توسط ذهن صورت می‌گیرد، در یک سطح پایین‌تر از هشیاری آگاهانه (ذهن خودآگاه) اتفاق می‌افتد. محققان برای درک کارکردها و اختلالات این سطح نهان (ذهن ناخودآگاه)، سال‌های مدیدی است که در تلاش هستند.

روانشناس بالینی کیست؟

به علاوه، رفتار انسان به قدری متنوع است که دامنه نفوذ روانشناسی شامل موارد بسیار زیادی از فعالیت‌های انسانی می‌شود. به طور کلی محققان روانشناسی آن دسته از دانشمندان هستند که کارکردهای مختلف ذهن را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند. به افرادی که اختلالات کارکرد ذهنی را درمان می‌کنند، روانشناس بالینی می‌گویند. کار دیگر افرادی متخصص در زمینه روانشناسی این است که از دانش خود در مورد رفتار انسان، برای افزایش بهره‌وری در زمینه‌های مختلفی اعم از اقتصاد تا ورزش و طراحی بیمارستان استفاده کنند.

روانشناس خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

هدف علم روانشناسی چیست؟

هر دو گروه مذکور روانشناسی بالینی و دیگر متخصصان روانشناسی در تلاش برای درک ذات انسان هستند تا بتوانند به افراد مشکل‌دار در رفع معضلاتشان کمک کنند. روانشناسی تلاش می‌کند تا تاثیر نسبی عوامل داخلی و خارجی را در شکل‌گیری تمامی رفتارها را ارزیابی کند. منظور از عوامل درونی، پارامترهایی همچون ژنتیک، خلق و خو یا همان سیستم عصبی، باورها، حافظه، خاطرات، ارزش‌های و احساسات است.

روابط فردی، تجارب و شرایط محیط زندگی شخص، از عوامل موثر خارجی هستند که بر رفتاری فردی و گروهی تاثیر می‌گذارد و حتی در برخی موارد می‌توانند هشیاری و آگاهی فرد را تحت شعاع قرار دهند.

روانشناس خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

۱. اول از همه بدانید که بر خلاف باور رایج، اگر چه رفتار روانشناس باید دوستانه باشد، اما یک روانشناس خوب لزوما قرار نیست، با شما رفیق شود. در واقع اگر روانشناس شما، رفیقتان باشد، دیگر روانشناس نیست!

۲. یک روانشناس خوب بر اساس شواهد و مستندات، راه‌کار ارائه می‌دهد. یعنی یک روانشناس باید برای شما پرونده تشکیل دهد و نه تنها به حرفهایتان گوش دهد، بلکه موارد لازم را یادداشت کند و بتواند روایت زندگی شما را در قالب یک الگو دربیاورد، فرضیه بچیند و صحت آن‌ها را بسنجد.

۳. یک روانشناس خوب شان و مرتبه انسانی فرد مراجعه کننده را حتما باید حفظ کند. یعنی به دور از هر گونه قضاوت، تمسخر و تحقیر مشکلات روانی فرد، سعی در ارائه راه‌کار کند.

۴. یک روانشناس خوب، فردی مشوق است که خود می‌تواند به عنوان یک انسان دقیق، صادق و کسی که می‌داند کی حرف بزند و کی گوش دهد، الگو قرار بگیرد.

۵. یک روانشناس خوب فردی است که تشخیص صحیح می‌دهد و درمان می‌کند.

۶. روانشناس خوب کسی است که صلاحیت و استقلال فرد مراجعه کننده را مورد تشویق قرار می‌دهد.

۷. یک روانشناس خوب کسی است که پیشینه و بیوگرافی مراجعه کننده را در نظر می‌گیرد.

۸. یک روانشناس خوب، تجربیات ذهنی و زندگی درونی شخص مراجعه کننده را هم در نظر می‌گیرد.

۹. روانشناسی، وقتی موفقیت آمیز محسوب می‌شود که فرد مراجعه کننده که همکاری کند.

۱۰. یک روانشناس خوب، از فرد مراجعه کننده هم در مرحله یادگیری و هم در مرحله عمل، حمایت می‌کند.

مهمترین موضوعات روانشناختی چیست؟

اگر چه حوزه نفوذ علم روانشناسی بسیار گسترده است، اما تمرکز اصلی آن بر موضوعاتی است که باعث می‌شوند ما انسان‌ها تجارب بسیار غنی‌تری نسبت به دیگر گونه‌ها داشته باشیم. مهمترین موضوعات مورد بحث در روانشناسی شامل موارد زیر است:

• احساسات مختلف از مهربانی تا احساس گناه و انتقام و سایر عواطفی که رفتار انسان‌ها را جهت دهی می‌کنند.

• ادراک، به معنای آگاهی برآمده از حواس پنجگانه

• حافظه به معنی صندوقچه تجارب که با اراده خود آن‌ها را یادآوری می‌کنیم.

• یادگیری به معنی دانش‌ها و مهارت‌هایی که کسب کرده و در حافظه ذخیره می‌کنیم تا در صورت لزوم از آن‌ها استفاده کنیم.

شناخت به مفهوم فرآیندهای ذهنی برای فهم جهان و هر آنچه در آن وجود دارد

انگیزه به معنای تمام خواسته‌ها و انگیزه‌هایی که سبب به وجود آمدن اعمال و رفتار انسان می‌شود، خواه هدف این خواسته در راستای رشد فردی باشد، خواه تعامل با دیگران و به دست آوردن دل معشوق

خواب دیدن به معنای نمایشنامه‌هایی که در حین خواب، در مغز ما به اجرا درمی‌آیند.

خود / خویشتن، به معنای آن حس یکپارچه‌ای که از زندگی درون ذهن و زندگی جسمی خود دارید.

شخصیت به مفهوم روش‌های کما بیش ثابتی است که فرد برای تفکر، احساس و رفتار کردن به کار می‌برد.

پریشانی و اضطراب می‌تواند برآمده از افسردگی تا وسواس، از دل‌شکستگی تا انواع فوبیا، از اعتیاد تا فقدان اعتماد‌ به نفس و انواع بسیار مختلف دیگر رنج‌های انسانی باشد. اضطراب اگر چه موقتی باشد، می‌تواند باعث اختلال عملکرد شود.

• و البته مغز و سیستم عصبی که همانند رهبر ارکستر همه این موارد را هماهنگ می‌کند.

اصول اساسی روانشناسی چیست؟

اصول اساسی روانشناسی چیست؟

دانش و آگاهی ما از پیچیدگی‌های عملکرد ذهن، همگام با توسعه فناوری و ابداع ابزارهای جدیدی که قادر به بررسی مستقیم یا سنجش غیر مستقیم عملکرد ذهن هستند، به طور مداوم در حال تکامل است. اما برخی اصول اولیه که علم روانشناسی آن‌ها را به شکل قطعی پذیرفته است شامل موارد زیر است:

۱. هدف اصلی هر ارگانیسم، زنده ماندن است. به همین منظور، عملکرد مغز همچون یک دستگاه پیشگویی است که به شکل مرتب محیط اطراف را برای دریافت سرنخ‌هایی برای پیش‌بینی اتفاق بعدی اسکن می‌کند تا آن ارگانیسم تا حدودی بتواند بر اوضاع مسلط باشد و در امان بماند.

۲. از آنجایی که مغز قطعیت را به عدم اطمینان ترجیح می‌دهد (که در اغلب اوقات همین موضوع عامل اساسی احساس ناراحتی و اضطراب ماست) ذهن به دنبال شناسایی و کشف الگوهاست و از آنجایی که به مرور زمان در انجام این کار تبحر زیادی پیدا می‌کند، حتی وقتی هیچ الگوی خاصی هم وجود ندارد، باز هم برای خودش الگو می‌تراشد.

۳. هنوز کسی با اطمینان کامل نمی‌داند که آگاهی چیست؟ و آگاهی ما از خود و دنیای اطرافمان – چگونه در مغز ۱.۵ کیلوگرمی ما شکل پیدا می‌کند. اما همه شواهد نشان می‌دهد که ذهن در دو مسیر موازی کار می‌کند: اولی جمع آوری اطلاعات به شکل آگاهانه و از طریق متمرکز کردن تعمدی حواس و دومی جمع آوری اطلاعات به شکل اتوماتیک و خارج از دایره هشیاری تعمدی. هر دو شیوه جمع آوری اطلاعات توسط مغز بر روی نگرش‌ها، باورها، تصمیم‌گیری و رفتار ما تاثیر می‌گذارند.

۴. از آنجایی که تغییر کردن از دیدگاه مغز به معنای عدم اطمینان است، بنابراین مردم در برابر تغییر مقاومت می‌کنند و پذیرش تغییر لااقل تا مدتی برای ذهن، دشوار است.

۵. خوابیدن نه تنها برای سلامتی و رشد جسمی، بلکه برای حفظ سلامت عملکرد روانشناختی ضروری است. خوابیدن بقایای مضر مواد ترشح شده از سلول‌ها را از مغز پاک می‌کند، حافظه بلند مدت را تثبیت می‌کند، سیستم‌های مختلف بدنی را هماهنگ می‌کند. مجموعه این کارهای انجام گرفته در حین خواب، باعث می‌شود که ذهن درست کار کند.

۶. ذهن برای تجربه اجتماعی بودن تکامل پیدا کرده است و به همین علت است که انزوا، ثبات ذهنی را از بین می‌برد.

۷. رشد مغز در تمام طول عمر ادامه پیدا می‌کند، چرا که مغز در پاسخ به ورزش، تحریکهای ذهنی و دریافت مواد مغذی، نورون‌های جدید تولید می‌کند و اتصالات جدیدی بین نورون‌ها ایجاد می‌کند.

۸. تولید مثل آنقدر برای زنده ماندن گونه‌ها ضروری است که قسمت زیادی از فعالیت‌های ذهنی و رفتارهای مربوط به رابطه جنسی، در سیستم عصبی دارای برنامه‌های از پیش تعیین شده‌ای هستند تا این نیاز، بدون آموزش برطرف شود.

۹. ذهن می‌تواند دچار مشکلات مختلفی شود و پریشانی و درد زیادی را متوجه شخص و دیگران کند.

نتایج و یافته‌های مهم روانشناسی چیست؟

یکی از اکتشافات اساسی روانشناسی، موضوع پاسخ / واکنش شرطی است که پایه و اساس هر نوع یادگیری است. یادگیری ابزاری است که ما را با محیط پیرامون سازگار می‌کند. ایوان پاولوف در یک سری مطالعات که باعث شد جایزه نوبل سال ۱۹۰۴ را برنده شود، نشان داد که وقتی یک زنگ خاص به صدا در می‌آید و همزمان به سگ غذا داده می‌شود، بعد از یک مدت تنها با به صدا در آمدن زنگ، بزاق سگ ترشح می‌شود. دلیل این موضع آن است که مغز حیوان، دریافت غذا را به نواخته شدن زنگ، گره زده است. نتایج این مطالعه امروزه هم مهم محسوب می‌شوند، زیرا نه تنها مبانی فرآیند یادگیری را آشکار کرده، بلکه چون این تحقیق ثابت کرده است که فرآیندهای ذهنی که به چشم قابل مشاهده نیستند، هم قابل مطالعه و هم قابل سنجش هستند.

نتایج و یافته‌های مهم روانشناسی چیست؟

برخی از یافته‌های مهم روانشناسان بعد از این تحقیق شامل موارد زیر است:

سبک دلبستگی نوزاد به مراقبین خود (پدر و مادر) و نیز نوع دلبستگی کودک در اوایل زندگی، به شدت بر توانایی دستیابی به رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی مناسب او به عنوان یک بالغ تاثیر می‌گذارد.

هوش یک ظرفیت کلی ذهن است که در بسیاری از حوزه‌های زندگی نقش ایفا می‌کند.

سوگیری‌ها و تعصب‌های مختلف بر تصمیم‌گیری و نگرش تحت تاثیر می‌گذارند. مهمترین سوگیری ذهنی که ما داریم این است که وقتی یک اتفاق ناگوار رخ می‌دهد، به شکل افراطی، مسئولیت خود را بیشتر از شرایط و اتفاقات محیطی در نظر می‌گیریم. در روانشناسی به این موضوع، اصطلاحا خطای بنیادین تخصیص گفته می‌شود. به عبارت دیگر فرد تمایل داد که خود را مقصر شرایط بپندارد، در حالیکه واقعا مقصر نیست.

• عمده دلیل به وجود آمدن افسردگی این است که مغز در حالت پیش فرض، در مقایسه با اطلاعات مثبت، اطلاعات منفی را به شیوه‌ای سریع‌تر، قدرتمند‌تر و ماندگارتر ثبت می‌کند. تعصب منفی ذهن ما به معنی اولویت دادن به تشخیص سریع مخاطرات به این دلیل تکامل پیدا کرده است که ما را از تهدیدها دور کند. همین تعصب منفی می‌تواند توضیح دهد که چرا یک کلمه انتقاد آمیز و یا سیاست تبلیغات منفی اینقدر قدرتمند و موثر هستند.

درماندگی آموخته شده، یک نوع احساس پوچی است که فرد پس از چندین بار تلاش و عدم موفقیت برای خروج از ذهنیت منفی و شرایط خارج از کنترل، دچارش می‌شود. در چنین شرایطی حتی اگر محرک‌های منفی از بین بروند و شرایط برای تغییر فراهم شود، افرادی که دچار درماندگی آموخته شده هستند در اغلب موارد بر این باور باقی می‌مانند که برای تغییر اوضاع کاری از دستشان ساخته نیست و در نتیجه دیگر تلاش نمی‌کنند.

خاطره به معنای ثبت یک تصویر دائمی و غیرقابل تغییر از یک اتفاق نیست، بلکه به معنای به خاطر آوردن یک سری اتفاقات به همراه پاره‌ای تغییرات است. معمولا هر بار که خاطره‌ای را به یاد می‌آوریم، بخشی از آن دستخوش تغییر می‌شود و به همان شکل تغییر یافته، ذخیره می‌شود و در طول زمان ممکن است با اصل موضوع تفاوت فاحشی پیدا کند.

کلیشه‌ها، میانبرهای مهمی در فرآیند تفکر به حساب می‌آید که البته نقاط ضعف خود را دارند و باعث قضاوت و پیش‌داوری در مورد افراد می‌شوند.

گروه‌زدگی یا گروه‌اندیشی به حالتی گفته می‌شود که یک سری از افراد که دارای نیت خوب هستند، در همراهی همدیگر و به عنوان یک تیم، یک تصمیم بسیار وحشتناک می‌گیرند. افراد گروه برای حفظ هماهنگی تیمی یا به دست آوردن تایید دیگران، عقاید مخالف را خفه می‌کنند. طبق این اصل روانشناسی می‌توان گفت که جنگ ویتنام، فاجعه شاتل فضایی Challenger و رسوایی گزارش رسانه‌ها در جریان انتخابات سال ۲۰۱۶ و بسیاری از اتفاقات قابل تامل تاریخی، در اثر گروه‌زدگی رخ داده است.

• اگر چه استرس یا چالش شرط لازم برای رشد و سازگاری است، اما استرس مزمن داستان متفاوتی است. استرس مزمن توانایی‌های جسمی و عاطفی افراد را محدود می‌کند و برای مقابله با پیامدهای خطرناک آن، باید از استراتژی‌های مختلفی استفاده کرد. به عبارت دیگر یک روش خاص در مورد همه افراد جوابگو نیست.

دوران نوجوانی و بلوغ اصلی‌ترین برهه‌ای از زندگی است که فرد به شکل آشکار دچار پریشانی روانشناختی می‌شود. از آنجایی که انسان قابلیت سازگاری با شرایط بسیار مختلفی را دارد؛ در دوران کودکی خود را با محیط تربیتی خود وفق می‌دهد، اما شاید این محیطی که کودک خود را با آن تطبیق داده است، همخوانی مناسبی با شرایط جامعه نداشته باشد و در نتیجه در مدرسه، دانشگاه و بعدها در محل کار به مشکل بربخورد.

نوروپلاستی، ظرفیت مغز / ذهن برای تغییر شکل مجدد خود در واکنش به تجارب مختلف است. نوروپلاستی یکی از ویژگی‌های اساسی سیستم عصبی انسان است و به این معنی است که همیشه امکان تغییر وجود دارد.

روش رفتار درمانی شناختی CBT

روانشناسی بالینی چیست؟

روانشناسی بالینی دانشی در حال پیشرفت مداوم است و در درجه نخست بر مبنای رفتار انسان و برای تسکین رنج‌های عاطفی افراد، خانواده‌ها و سایر گروه‌هایی که تمایل به رشد و تحول دارند، بنا شده است. روانشناسی بالینی از مقابله با مشکلات جدی روانشناختی گرفته تا ارائه روش‌هایی برای کاهش اضطراب روزمره، به افراد در تمامی بازه‌های سنی کمک می‌کند و در محیط‌های بسیار زیادی از جمله بیمارستان‌ها، مطب‌های خصوصی و مدارس و دانشگاه‌ها به کار گرفته می‌شود.

به طور معمول روانشناسان بالینی از بیمار درخواست می‌کنند تا تاریخچه‌ای از مشکل و توضیحاتی مربوط به چگونگی اختلال در رفتار و عملکرد خود را بیان کند. تشخیص صحیح به پزشک کمک می‌کند تا بر درمان تمرکز کند و از پریشانی و اندوه مراجعه‌کننده، بکاهد. هدف اصلی روانپزشکی بالینی این است که درک خود را از مشکل به وجود آمده افزایش دهد و روش‌هایی را برای مدیریت چنین تجربه‌هایی که باعث اختلال عملکرد شخص می‌شود، ارائه دهد.

روش رفتار درمانی شناختی CBT چیست؟

روانشناسان برای کمک به بازیابی تعادل بیمار و رشد او، از روش‌های درمانی مختلفی استفاده می‌کنند که هدفشان تغییر باورها و رفتارهای شخص است. یکی از روش‌هایی پر کاربرد امروزی که تحقیقات گسترده‌ای هم بر روی آن انجام گرفته است، روش رفتار درمانی شناختی cognitive behavioral therapy است که می‌تواند همراه با نوعی از مدیتیشن باشد. روش رفتار درمانی شناختی که به اختصار CBT هم گفته می‌شود به افراد کمک می‌کند تا بر الگوهای فکری، واکنش‌های احساسی و رفتاری بی‌فایده خود غلبه کنند.

همچنین تحقیقات، سودمند بودن تعامل چهره به چهره در فرآیند درمان فرد را ثابت کرده‌اند که باعث می‌شود سیستم عصبی بیمار آرامش داشته باشد و احساس امنیت کند. تعامل چهره به چهره برای افرادی که تحت درمان هستند و می‌خواهند مشکلشان را بررسی کنند، امری ضروری است.

روانشناسی کجا و در چه مواردی استفاده می‌شود؟

آموزش و پرورش به ویژه از دوران پیش دبستانی تا دبیرستان، به شدت تحت تاثیر یافته‌های روانشناسی در مورد نحوه یادگیری کودکان، تاثیر و نقش هوش بر یادگیری، اهمیت آزمون در آموزش و افزایش مهارت‌هایی مثل حلِ مسئله و خلاقیت است. بسیاری از مدارس برای ارزیابی توانایی‌های کودکان و برطرف کردن مشکلاتی که در محیط مدرسه به وجود می‌آید، روانشناس اختصاصی استخدام می‌کنند.

سازمان‌ها در زمینه‌های مختلف از گزینش و آموزش کارکنان گرفته تا افزایش بهره‌وری و رضایت شغلی و ایجاد محیط‌های کار مولد، به روانشناسی متکی هستند. همچنین علم روانشناسی جزو درس‌های پایه رشته‌های مدیریت و تجارت به حساب می‌آید.

روانشناسان پزشکی قانونی از دانش روانشناسی برای حل مسائل حقوقی، از اجرای قانون گرفته تا تحقیقات کیفری و انتخاب هیئت منصفه، استفاده می‌کنند. احتمال خطا در شهادت شاهدان عینی یکی از یافته‌های مهم و اخیر روانشناسی است که بر روند رسیدگی پرونده‌های قضایی تاثیر می‌گذارد.

افراد رده بالای جامعه اعم از بازیکنان فوتبال تا نوازندگان کنسرت و بازیگران مشهور از روانشناسان برای افزایش سطح عملکرد خود و تحت فشار شدید، کمک می‌گیرند. خیلی از تیم‌های ورزشی برای به حداکثر رساندن عملکرد بازیکنان خود، روانشناس تمام وقت استخدام می‌کنند.

ارتش از علم روانشناسی برای کمک به آماده سازی و کاهش استرس ناشی از شرکت در جنگ سربازان و نیز حفظ روحیه و درک استراتژی‌های دشمن بهره می‌برد.

زیرشاخه‌های بسیار فراوان دیگری وجود دارند که از روانشناسی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، مهندسان و طراحان از طراحی خانه گرفته تا شکل گوشی‌های موبایل، دنبال افزایش دانش خود در مورد نحوه تعامل هر چه سودمندتر و ایمن‌تر افراد با محیط پیرامون خود هستند.

عصب‌روانشناسی یا نوروسایکولوژی شاخه‌ای دیگر از روانشناسی است که هدفش پی بردن و درمان شرایطی است که سبب آسیب یا اختلال در سیستم عصبی می‌شود، مثل سکته مغزی یا اختلال تمرکز حواس ADHD.

روانشناسی تکاملی زیرشاخه‌ای که است چشم‌انداز خاص خود را نسبت به موضوعات دارد. روانشناسی تکاملی بیش از آنکه به آسیب‌های روانشناختی بپردازد، با عامل سازگاری افرادی در محیطی که رشد کرده‌اند یا فعلا قرار دارند، می‌پردازد.

اغلب ما باورهای اشتباهی در مورد روانشناسی و ذهن داریم که به خاطر مطالعه منابع اشتباه یا در نتیجه تکرار یک سری کلیشه‌های رایج است. در همین راستا دعوت می‌کنیم سری مقالات

«افسانه و باورهای اشتباه در مورد روان‌شناسی و ذهن – بخش اول»،

«افسانه و باورهای اشتباه در مورد روان‌شناسی و ذهن – بخش دوم» و

«افسانه و باورهای اشتباه در مورد روان‌شناسی و ذهن – بخش سوم» را مطالعه کنید.

 

منبع: سایکالیجی تودی