برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

بخشش چه زمانی موثر است و چه موقعی می‌تواند آسیب‌زا باشد؟

اگرچه از نظر فرهنگی، توانایی عفو و بخشش یک موضوع قابل‌ستایش است و با بزرگواری، رشد معنوی و البته دین‌دار بودن مرتبط است، اما از دیدگاه روان‌شناختی، بخشش یک مسئله دوپهلو محسوب می‌شود.

در تعبیر عوام، داشتن توانایی بخشش، شاهدی است بر این مدعا که انسان اشرف مخلوقات است و از نظر اخلاقی بر بقیه موجودات برتری دارد، چرا که حیوانات همدیگر را نمی‌بخشند.

اما از دیدگاه روان‌شناختی، دو سوال مطرح می‌شود: چرا انسان‌ها می‌بخشند و وقتی دست به انجام این کار دارند انتظار دارند چطور از آن نفع ببرند؟

مسئله بغرنج در مورد انسان این است که ما نیازمند و خواستار صمیمیت و نزدیکی با یکدیگر هستیم، اما درعین‌حال این خواسته باعث می‌شود که آسیب‌پذیر بوده و صدمه ببینیم، ناامید شویم و حتی نزدیک‌ترین افراد زندگی‌مان به ما خیانت کنند. به‌عبارت‌دیگر دو جوجه‌تیغی را تصور کنید که برای گرم ماندن همدیگر را در آغوش می‌گیرند و آنقدر به هم نزدیک می‌شوند که خارهایشان در پوست همدیگر فرو می‌رود و مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند که البته در مورد خارپشت‌ها نیازی به عذرخواهی و بخشش نیست.

نیت یا به عبارت دقیق‌تر، درک فرد از قصد دیگران، نقشی اساسی در بخشش ایفا می‌کند. مسلما وقتی خودرویی که در سربالایی و جلوی شما پارک کرده، سر بخورد به ماشین شما برخورد کند، نیازی به بخشش نیست و تنها کاری که لازم است بکنید گرفتن برگه بیمه اوست. اما اگر همسایه‌تان سر یک موضوع بی‌اهمیت با میله بزند شیشه جلوی ماشین شما رو خورد کند، در چنین شرایطی بخشش تنها راه‌حلی است که از خشونت شدیدتر مابین شما، جلوگیری می‌کند.

عفو و بخشش در ازدواج و زندگی زناشویی به چه معنی است؟

۱. بخشش چیست؟

اینجاست که مسئله پیچیده می‌شود، چرا که در گفتگوهای عادی مفهوم کلمه «بخشش» با ابهام همراه است.

بخشش به معنای پذیرش نیست؛ مثلا اگر قادر به پذیرش شخصیت همسایه‌تان می‌بودید اصولا نیازی نبود که او را ببخشید، چرا که می‌دانید و پذیرفته‌اید که او در مدیریت احساس خشم خود مشکل دارد.

به علاوه بخشش معادل آشتی کردن نیست. اگر چه بخشیدن می‌تواند به اتحاد مجدد طرفین منتهی شود اما همواره اینگونه نیست. همسری را در نظر بگیرید که پس از ده سال زندگی زناشویی و پس از متوجه شدن خیانت شوهرش تصمیم می‌گیرد که ببخشد و به رابطه زناشویی‌اش ادامه دهد، اما او این انتخاب را هم دارد که ببخشد و از شوهر خیانت‌کار خود طلاق بگیرد.

همچنین بخشش به معنی فراموش کردن یا انکار نیست. در حقیقت بخشش یک فرآیند است، نه یک عمل واحدی که به یک باره انجام گیرد و تمام شود. مجددا تاکید می‌کنیم که نیازی به بخشش فردی که در مترو به شکل اتفاقی با کوله‌پشتی شما برخورد می‌کند وجود ندارد و همین که بگوید «متاسفم» کفایت می‌کند. اما فرض کنید یکی از نزدیکانتان به شکل حقیقی یا نمایشی شما را هل دهد و در چنین شرایطی وقتی شما می‌گویید «من شما را می‌بخشم»، به این معنی است که «من دارم تلاش می‌کنم که شما را ببخشم.»

از دیدگاه علمی و بر اساس تحقیق انجام‌گرفته توسط دکتر کورت گری و دانیل وگنر، درد ناشی از صدمه عمدی بیشتر از نوع غیرعمدی است.

۲. آیا بخشش قدم تکاملی و روبه‌جلو محسوب می‌شود؟

طبق ادعای روان‌شناسان تکاملی، در دورانی که اجداد ما به شکل دست جمعی زندگی می‌کردند و مجبور به مقابله با مشکلاتی از قبیل سرقت، اغوا شدن توسط همسر دیگری، به اشتراک نگذاشتن غنائم و مواردی از این دست بودند، احتمالا دست به رفتارهای انتقام‌جویانه‌ای می‌زدند تا درس عبرتی برای آیندگان باشد و از تکرار چنین خطاهایی اجتناب کنند. اگر چه هدف از انتقام بازگرداندن حس همکاری بین اعضای گروه به عنوان عنصری حیاتی برای بقای اجداد ما بود، اما به همان اندازه می‌توانست منجر به تفرقه و مشکلات بیشتر شود.

محققان علوم سازگاری شناختی، فرضیه‌ای با نام سیستم‌های بخشش را مطرح کرده‌اند. نکته جالبی که در مورد این نظریه وجود دارد آن است که در صورت وجود چنین سیستم‌های شناختی، باید روشی برای ارزیابی ارزشش بخشش وجود داشته باشد – نوعی تفکر که قادر به سنجش سود و زیان بخشش باشد. به گفته این فرضیه، بخشش یک نوع بده بستان و مصالحه است که باید از یک طرف بین ارزش صرف‌نظر کردن از قصاص و از طرف دیگر بین ارزش مشارکتی که فرد متجاوز (که بخشیده شده) در آینده در گروه یا جامعه دارد، انجام بگیرد.

ممکن است طرز تفکر یکی از اعضای گروه اینگونه باشد که: «درست است که او همسرم را از چنگم درآورد، اما در عوض او قوی‌ترین و بهترین شکارچی مرد قبیله است. دختران دیگری هم در اینجا وجود دارند که می‌توانم به عناون همسر انتخاب کنم، اما ما شکارچی دیگری هم‌سطح او نداریم.» عملکرد این سیستم در آن دسته از روابطی که ارزش بالایی داشته و احتمال سوءاستفاده پایینی دارند، بالا است و نه تنها مانع از عمل تلافی‌جویانه می‌شود که منجر به شکل‌گیری رفتارهایی می‌شود که فرد خاطی را به شکل ضمنی تشویق کند تا به فرد بخشاینده احترام بیشتری بگذارد. این‌ها یافته‌های قابل استنادی هستند که محققان در یک سری آزمایش به آن‌ها دست پیدا کرده‌اند.

مسلما در زندگی واقعی، وقتی ما «ارزش» یک رابطه یا احتمال تغییر رفتار از طرف فرد خاطی را می‌سنجیم، به ارزیابی دقیقی دست پیدا نمی‌کنیم. تعصب‌های شناختی و عاطفی که خودمان داریم، می‌تواند ما را در محاسبه مزایا و ارزش یک رابطه نزدیک به اشتباه بیاندازد. همچنین این سوگیری‌ها ذهنی باعث می‌شوند که ما ارزیابی غلطی از احتمال اینکه آیا فردی که به ناچار مورد بخشش قرار می‌گیرد، قرار است در آینده جبران مافات کند یا خیر، داشته باشیم.

وقتی در مورد اتفاقات آینده هیچ‌گونه امکان پیش‌گویی وجود ندارد، بخشش همیشه بهترین جواب نیست!

آیا بخشیدن همسر عزت‌نفس و احترام شما را افزایش می‌دهد؟

۳. آیا بخشش عزت‌نفس و احترام شما را افزایش می‌دهد؟

باور ما بر این است که بخشیدن دیگران کار خوبی است و تاکیدی که جامعه و فرهنگ برای بخشیدن دارد بسیار زیاد است و به ندرت در مورد یک رابطه خاص استثنا قائل می‌شود و دستور کلی بر بخشش است. به همین منوال تمرکز اکثر تحقیقات روان‌شناختی بر مزایای بخشش است که شامل بهبود سلامتی و داشتن حال خوب و کاهش تعارض می‌شود، درحالی‌که تعداد تحقیقاتی که به مشکلات و معایب بخشیدن پرداخته‌اند، نسبتا کمتر است.

بااین‌وجود، اغلب ما به تجربه می‌آموزیم که بخشش فردی که خود‌شیفتگی دارد، فیلم بازی می‌کند و دغل‌باز است یا یک دروغ‌گوی باسابقه است، مثل این است که سر خودمان کلاه بگذاریم. در حقیقت با بخشش چنین فردی به این نتیجه می‌رسیم که رفتارش آن‌قدرها هم بد نبوده و نه تنها رفتار گذشته او را توجیه می‌کنیم بلکه در آینده نیز رفتارش را منطقی می‌پنداریم. در این گونه موارد، بخشش یک رفتار مخرب است. کاری که در چنین موقعیت‌هایی باید انجام دهید آن است که به جای ماندن و منتظرشدن برای وقوع مجدد خطا، از آن رابطه بیرون بیایید.

بخشیدن همسر وقتی توازن قدرت بین زوجین برقرار نیست

تحقیقات نشان می‌دهند که در روابطی که قدرت طرفین همسان نیست، احتمال بخشش از سوی فردی که قدرت بیشتری دارد به نسبت فرد ضعیف‌تر، کمتر است. بخشیدن کسی که ارزش کمتری برای شما قائل است و کمتر از میزانی که شما عاشقش هستید، به شما عشق می‌ورزد عین آن است که ماشین خود را به سمت ته یک دره عمیق برانید.

دکتر جیمز مک نونالتی در یک تحقیق جالب دنبال بررسی این موضوع بود که آیا بخشش در طولانی‌مدت باعث تغییر در رفتارهای منفی می‌شود یا خیر. داوطلبان شرکت‌کننده در تحقیق او شامل تازه‌عروس و دامادهایی بودند که به طور متوسط ۳ ماه از تاریخ عقدشان سپری شده بود. ۳ ماهی که اصولا باید به خاطر اثر ماه‌عسل، استرس و تنش بسیار کمی بین زوجین وجود داشته باشد.

محققان به مدت دو سال، با استفاده از اقدامات مختلف – از جمله جواب دادن به سوالات پرسشنامه و ضبط فیلم گفت و گوی بین زن و شوهر در مورد اختلاف‌هایشان – کیفیت روابط، رضایت از زندگی زناشویی، سطح بخشش ما بین زوجین و گزارش رفتارهای منفی را ارزیابی کردند. (هم رفتارهای منفی که فرد در مورد خودش گزارش می‌کرد و هم رفتارهای منفی که توسط همسر گزارش می‌شد.)

دکتر مک‌نالتی دریافت که در مورد زوجینی که گاها و به ندرت رفتار منفی از خودشان نشان می‌دهند، بخشیدن مفید واقع می‌شود اما در مورد افرادی که رفتارهای منفی مکرر دارند، بخشیدن عملی کاملا مضر محسوب می‌شود. او این چنین نتیجه‌گیری کرد که «تاثیر‌گذاری عمل بخشش نیز مثل بقیه فرآیندهایی که در روابط وجود دارند، تحت تاثیر نوع رابطه زوجین است که اگر رابطه‌ای سالم محسوب شود، مزایای بیشتری نسبت به معایبش خواهد داشت.»

مشکلی که وجود دارد این است که نتیجه بخشش در دست فردی که می‌بخشد نیست و همه‌چیز بسته به رفتار فرد خاطی است. در همین راستا تحقیقی که توسط دکتر الی فینکل با عنوان «اثر پادری» منتشر شده است، به بررسی این موضوع می‌پردازد که بخشیدن چه تاثیری بر احساس عزت‌نفس و احترام می‌گذارد.

به گفته محققان این مطالعه طولانی که برای ۵ سال ادامه پیدا کرد، بخشش تنها زمانی باعث تقویت عزت‌نفس می‌شود که فرد خاطی درصدد جبران برآید و رفتارش را تغییر دهد. اما اگر فرد مختلف به رغم بخشیده شدن همچنان به رفتارهای نادرست خود ادامه دهد، علاوه بر تاثیرات منفی دیگر بر روح و روان فرد بخشاینده، عزت‌نفس او نیز کاهش می‌یابد. چیزی که از آن به عنوان «اثر پادری» یاد می‌شود. به رغم دیگر محققان که از بخشش به عنوان راه‌کار شفابخش در زندگی یاد می‌کنند، آن‌ها چنین نتیجه‌گیری کردند که «واکنشی که هر دو فرد خاطی و قربانی که متعاقب یک خیانت از خود نشان می‌دهد، روی موضوع تاثیر‌گذار است. عزت‌نفس و روشن بودن تصویری از فرد خویش دارد نه تنها توسط تصمیمی که خودش برای بخشیدن می‌گیرد تعیین می‌شود که همچنین تاثیر گرفته از تصمیمی است که فرد خاطی برای تغییر رفتار و ارزش گذاشتن یا نگذاشتن به فرد بخشنده، اتخاذ می‌کند.»

همه موارد ذکر شده جدی و واقعی هستند. در جواب سخنان اسکندر پاپ که می‌گوید «خطا کردن جزوی از ذات انسان است؛ بخشش امری الهی است» باید یادآور شد که چنین گفته‌ای در همه موارد کاربردی نیست. شما به تنهایی قادر به درو کردن میوه‌های درخت بخشش نخواهید بود و نیازمند همکاری، ثبات قدم و نیت صادقانه فرد خطاکار برای جبران هم هستید. اما از طرف دیگر نیز بخشیدن و نشان دادن راه خروج به فرد خاطی به‌احتمال‌زیاد به شما احساس رهایی خواهد داد.

 

منبع: سایکالیجی تودی