برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

آیا نتایج تست تیپ شخصیتی MBTI به درد نخور است؟

شاخص تیپ شخصیتی بر اساس تست مایرز-بریگز یا Myers-Briggs Type) MBTI) و انشعابات آن از محبوب‌ترین تست‌های شخصیتی در سراسر دنیاست. تست MBTI به‌طور گسترده در کارگاه‌های آموزشی‌ درون‌سازمانی برای نشان دادن نحوه تعامل افراد با شخصیت مشابه و متفاوت استفاده می‌شود. تابه‌حال بیش از ۲ میلیون نفر از طریق تست‌های آنلاین اینترنتی، تیپ شخصیتی خود را کشف کرده‌اند.

اما از طرف دیگر تست MBTI همواره هدف انتقادهای شدیدی از سوی جامعه روان‌شناسان و متخصصان این حوزه بوده است. اخیرا یکی از دوستانم نظر مرا در مورد مقاله‌ای انتقادی که توسط دکتر جوزف استرومبرگ و استیل کسول که در آن معیار تیپ شخصیتی مایرز-بریگز (MBTI) را «کاملا بی‌معنی» توصیف کرده است، جویا شد. وقتی مقاله را خواندم، متوجه شدم که نویسندگان مقاله همان انتقادهایی که دهه‌ها است در مورد تست MBTI وجود دارد را مجددا مطرح کرده‌اند.

در پاسخ به دوستم چنین گفتم که از نظر من اینکه شاخص Myers-Briggs Type)  MBTI) را کاملا مزخرف بپنداریم به این معنی است که در مورد نقص‌ها و شیوه کاربرد آن اغراق کرده باشیم. انتقادهای اصلی که در طول سال‌ها درباره تست MBTI مطرح شده‌اند (و در مقاله استرومبرگ و کاسول تکرار شده است) به شرح زیر است:

نظریه تیپ‌های شخصیتی کارل یونگ

انتقادهای نادرست بر تست تیپ شخصیتی مایرز-بریگز MBTI

۱. تست MBTI توسط کاترین کوک بریگز و دخترش ایزابل بریگز مایرز تدوین شده است که هیچ‌یک از آن‌ها دانش‌آموخته در هیچ‌یک از رشته‌های روان‌شناسی نبوده و مدرکی معتبر و متناسب با روان‌شناسی نداشته‌اند. بریگز در رشته مهندسی کشاورزی تحصیل کرده و مایرز مدرک علوم سیاسی داشته است.

۲. تست MBTI بر اساس تئوری تیپ‌ها توسط دکتر کارل یونگ روانکاو تحلیلگر بنا شده است. نظریه‌های یونگ توسط بسیاری از اساتید روان‌شناسی دانشگاهی مورد تایید قرار نگرفته است، چراکه او را بیشتر فردی علاقه‌مند به موضوعات متافیزیکی می‌دیدند که تئوری‌هایش فاقد پشتوانه علمی است.

۳. تست MBTI افراد را در ۱۶ گروه طبقه‌بندی می‌کند، اما نظر بیشتر روانشناسان شخصیتی بر این است که تفاوت‌های شخصیتی افراد به‌جای دسته‌بندی‌ در گروه‌های جداگانه، باید به شیوه‌ای پیوسته نشان داده شود.

۴. به ادعای منتقدان، هیچ تحقیق معتبری مبنی بر صحت پیش‌بینی‌های تست MBTI در موفقیت شغلی یا رضایت از زندگی افراد وجود ندارد.

پاسخ انتقادهای نادرست از تست تیپ شخصیتی MBTI

من برای هر یک از این انتقادها پاسخی دارم.

۱. اگرچه بریگز و مایرز مدرک دانشگاهی یا گواهی معتبر روان‌شناختی نداشته‌اند، اما هر دو افرادی بسیار باهوش، دارای تحصیلات دانشگاهی، هشیار و متفکر بودند که علاقه فراوانی به درک انواع تیپ‌های شخصیتی داشتند. نتایج تحقیقاتی که توسط دو محقق به نام اشتون و گلدبرگ انجام گرفته است نشان می‌دهد که افراد بدون گواهی یا آموزش رسمی روان‌شناختی نیز قادر به تدوین تست‌های تیپ شخصیتی هستند. این تست‌ها می‌توانند به‌اندازه تست‌هایی که توسط روان‌شناسان حرفه‌ای طراحی شده، معتبر باشند. حال دو فرد باهوش و بسیار باانگیزه را در نظر بگیرید که با توانایی‌های ذهنی‌شان قادر به انجام چه‌کارهای بزرگی هستند.

۲. نظریه‌های علمی بحث‌برانگیز یونگ در مورد کهن‌الگوها (آرک تایپ‌ها)، کیمیاگری، هم‌زمانی، ناخودآگاه جمعی، ماوراءالطبیعه و غیره هیچ ربطی به نظریه او درباره تیپ‌های روان‌شناختی ندارند. نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ در مورد مفاهیم درون‌گرایی و برون‌گرایی صحبت می‌کند که امروزه روانشناسان و متخصصان حوزه شخصیت شناسی بدون هیچ تردید از این مفاهیم استفاده می‌کنند. اگرچه اغلب روانشناسان شخصیت امروزی تمایلی به انجام تحقیقات بر روی نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ یا MBTI ندارند اما همیشه این‌گونه نبوده است. برای مثال، رائه کارلسون و راوننا هلسون (که هر دو بسیار مورداحترام و برنده جوایز متعدد در حوزه روان‌شناسی هستند) نتایج تحقیقات تجربی خود را که بر اساس نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ انجام داده بودند در معتبرترین ژورنال این حوزه به چاپ رسانده‌اند.

معایت و اشکال‌های تست تیپ شخصیتی MBTI مایرز-بریگز

۳. نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ بسیار پیچیده است و توضیحی در مورد نحوه امتیازبندی و دسته‌بندی افراد در گروه‌های مختلف ارائه نمی‌دهد. اما امروزه نظریه‌های تیپ‌های شخصیتی بسیار معتبر و موفق‌تری وجود دارد که از آن جمله می‌توان به تئوری شش تیپ شخصیتی/شغلی جان ال. هالند اشاره کرد که در حال حاضر پرکاربردترین نظریه در روان‌شناسی شغلی است. بااین‌حال حتی روانشناسان نیز گاها وقتی فردی امتیاز بالایی در دسته‌بندی برون‌گرایی کسب می‌کند از آن شخص به‌عنوان فرد برون‌گرا نام‌برده و از اصطلاحات تئوری تیپ‌های شخصیتی استفاده می‌کنند.

۴. دو محقق به نام مک‌کرا و کاستا نشان دادند که تمایلات روان‌شناختی که توسط تست MBTI موردسنجش قرار می‌گیرند تفاوت چندانی با مدل مورد تایید روان‌شناسان به نام مدل پنج-عامل (FFM) ندارند. تست MBTI میزان روان رنجوری افراد را موردبررسی قرار نمی‌دهد و ازاین‌جهت که قادر به ارزیابی صفات «بد» فرد نیست، موردانتقاد قرار می‌گیرد. بااین‌حال، تحقیقات بیشتری که توسط هاروی، موری و مارکام انجام شده نشان می‌دهد که می‌توان از درون همین تست نیز به میزان روان رنجوری فرد پی برد. ازآنجایی‌که نتایج تحقیقات گسترده‌ای نشان‌دهنده تاثیر پنج عامل اصلی شخصیت در نتایج مهم زندگی است و چون معیار MBTI با فاکتورهای FFM شباهت دارد می‌توان نتیجه گرفت که امتیازات به‌دست‌آمده از تست MBTI می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی نتایج زندگی را پیش‌بینی کند.

خلاصه

هیچ‌کدام از انتقادات متداول و سخت‌گیرانه‌ای که درباره تست MBTI مطرح شده، به آن شکلی که مطرح می‌شوند صحیح نیستند. چنین به نظر می‌رسد که به دلیل حسادت دانشگاهیان به موفقیت تجاری MBTI، آنان به دنبال راه‌هایی برای زیر سوال بردن این تست هستند.

نمی‌خواهم به‌صورت قطع و یقین بگویم که جای نقدی بر تست MBTI وجود ندارد. به نظر من مشکل اصلی تست MBTI مربوط به ماهیت آن نیست، بلکه مسئله مربوط به نحوه امتیازدهی و تفسیری است که از آن می‌شود. هیچ تست شخصیتی به‌اندازه کافی قابل‌اعتماد نیست که بخواهد افراد را به ۱۶ گروه طبقه‌بندی کند. و به همین دلیل است که وقتی افراد از منابع مختلفی تست‌ می‌زنند نتایج مختلفی به دست می‌آورند. بنابراین طبقه‌بندی افراد صرفا با چهار کد و حرف مثل INFP و ESTJ منطقی نیست و نباید آن‌ها را به‌عنوان ویژگی‌های ثابت شخصیتی قلمداد کرد.

از نظر علمی توصیه می‌شود که امتیازهای تست MBTI به‌صورت پیوسته نشان داده شود (مثلا به‌جای طبقه‌بندی خشک‌وخالی، بهتر است درصد میزان برون‌گرایی یا درون‌گرایی فرد نشان داده شود) تا افراد متوجه شوند که خصوصیاتشان بیشتر شبیه کدام ویژگی هستند. بااین‌حال اگر تست شخصیتی MBTI به همان شیوه مرسوم هم انجام گیرد بازهم کارگاه‌های آموزشی که در این راستا برگزار می‌شوند می‌توانند برای افزایش خودشناسی و به دست آوردن درکی از شباهت و تفاوت بین افراد مفید باشند.

درنهایت اگرچه نباید به افسانه‌سرایی‌هایی که در مورد حروف چهارکلمه‌ای مثل (میانجی) INFP، (مجری) ESTJ وجود دارد اعتنا کرد اما بااین‌حال هنوز هم تست MBTI به‌اندازه کافی قابل‌اعتماد و معتبر است که در برخی موارد از زندگی واقعی به کار گرفته شود و مفید باشد.

 

درباره نویسنده:

پرفسور جان جانسون استاد روان‌شناسی دانشگاه دولتی پنسیلوانیا است.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/cui-bono/201603/are-scores-the-mbti-totally-meaningless