برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

وقت و هزینه برای مرتب کردن خرت‌و‌پرت‌ها صرف نکنید! این کار شما را خوشحال نمی‌کند!

من در حال کار روی پروژه خوشحالی خودم هستم، شما هم می‌توانید همچون پروژه‌ای را برای خود تعریف کنید. پروژه هرکسی متفاوت از دیگری است و همه می‌توانند از منافع آن بهره‌مند شود. یکی از کارهای موردعلاقه من که خوشحالم می‌کند این است که به دوستانم در مرتب کردن خرت‌و‌پرت‌ها و وسایل درهم‌وبرهمی که دارند کمک کنم. این کار نسبت به مرتب کردن وسایل بهم ریخته شخصی‌ام، بار روانی کمتری دارد و مسئله بعدی این است که من یک خروار خرت‌وپرت وحشتناک برای منظم کردن ندارم (البته شاید انبوهی از پیراهن‌های نامرتب را در کمدم داشته باشم). درنتیجه این علاقه‌مندی که دارم بی‌نظمی‌های فراوانی را دیده و حرف‌های افراد زیادی را نسبت به فکرشان در مورد آن آشفتگی‌ها شنیده‌ام. البته به یک نتیجه مهم هم رسیده‌ام: مرتبشان نکنید.

برای خوشحالی از شر وسایل اضافه خلاص شوید

به جای مرتب کردن خرت‌و‌پرت‌ها وسایل به درد نخور را دور بیندازید

وقتی با میزی مواجه می‌شوید که غرق در کاغذ است یا کمد لباسی که مملو از لباس است یا پیشخوان آشپزخانه که پر از وسایل نامربوط است، نباید به خودتان بگوید: «باید مرتب باشم». اولین عکس‌العمل شما باید این باشد که از شر آن وسایل خلاص شوید. اگر نگهشان ندارید مجبور هم نیستید که مرتبشان کنید!

وجود آشفتگی و شلوغ‌پلوغی زیاد نتیجه نگه‌داشتن وسایلی است که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید. ممکن است با خود فکر کنید: «من چنین مشکلی ندارم، چرا باید زحمت نگهداری از چیزی را بکشم که از آن استفاده نمی‌کنم» اما انباشته شدن چنین وسایلی آسان‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید.

دلایل نگه داشتن وسایل به درد نخور

  • شاید در گذشته از آن استفاده می‌کردید و آن چیز برایتان دارای ارزش معنوی است – مانند شیشه شیر کودکی‌تان.
  • شاید به این دلیل که آرزو داشتید روزی از آن استفاده کنید، هرچند هرگز این کار را نکرده‌اید – مانند دمبل‌های ورزش.
  • شاید هم می‌خواهید وانمود کنید که در حال زیستن آن زندگی هستید که در آن این چیزها مفید واقع می‌شوند – مانند دستمال‌سفره‌های پارچه‌ای کتان
  • شاید هم به این دلیل که هرگز از وسیله استفاده نکرده‌اید و نسبت به هدر دادن پول برای خرید آن احساس گناه می‌کنید – مانند یک بطری چسب دکوپاژ.

(این‌ها همه وسایلی هستند که من بدون آنکه از آن‌ها استفاده کنم نگه داشته‌ام.)

اعتراف به اینکه از برخی وسایل خود قرار نیست استفاده کنید ممکن است سخت و دردناک باشد، اما تمام این چیزها سر راه شما قرار می‌گیرند. با خودتان روراست باشید.

تعلق‌خاطر به اشیاء به درد نخور

وابستگی و تعلق‌خاطر به اشیاء

موقع کمک به دوستان برای مرتب کردن خرت‌و‌پرت‌های خانه‌شان اغلبشان چنین می‌گویند: «من دست از سر این وسایل بر نخواهم داشت! ارزش معنوی این اشیاء برای من بیشتر از چیزی است که بخواهم بیرونشان بیندازم.» به‌شخصه از افرادی هستم که طرفدار نگه‌داشتن وسایلی هستیم که به آن‌ها تعلق‌خاطر و وابستگی عاطفی دارم، اما آگاه بودن به دلیل این رفتار سبب می‌شود که متوجه باشید که در حال انجام دادن چه کاری هستید و عملکرد خود را نسبت به آن تنظیم کنید.

مثلا یکی از دوستانم انبوهی از تی‌شرت‌هایی که در دوران دانشگاه دوست داشت و می‌پوشید را برای مدت طولانی و بدون استفاده نگه داشته بود. با آگاه شدن نسبت به این موضوع تصمیم گرفت که با اضافه کردن طبقه‌های پلاستیکی خاص به کمدش به این تی‌شرت‌های نامرتب مانده، سر و سامان دهد.

من در مقابل از او پرسیدم، «می‌خواهی همه تی‌شرت‌ها را نگه بداری یا چندتایی را انتخاب کنی و تکانی به حافظه‌ات بدهی؟» کمی که نازش را کشیدم او از شر اغلب آن‌ها خلاص شد. وقتی نوبت به دوتایی آخری رسید از او پرسیدم: «آیا قرار است واقعا این تی‌شرت‌ها را بپوشی؟» البته که استفاده نمی‌کرد و درنتیجه ما آن‌ها را از قسمت اصلی کمد لباس‌ها برداشتیم و در کشوی لباس‌هایی که کمتر مورداستفاده هستند قرار دادیم.

گاها افراد چنین می‌گویند: «من هرگز از آن وسیله استفاده نکرده‌ام اما شاید روزی از آن استفاده کنم! ممکن است به درد بخورد!» شاید این‌طور باشد – یا شاید هرگز چنین اتفاقی نیافتد. از خود بپرسید: اگر به این وسیله نیاز داشتم، جایگزین کردنش در آینده چقدر می‌تواند برایم دردسر داشته باشد؟ برای اینکه از این وسیله استفاده کنم چه تغییری در زندگی‌ام باید رخ بدهد؟

خواهرم کوهی از کاغذهای نامرتب داشت و هنگامی‌که خواستیم سروقتشان برویم متوجه شدم که خواهرم ول کن انواع اقسام دستور‌های پخت و نوشته‌های مختلفش نیست. او برای اینکه همه آن‌ها را مرتب کند می‌خواست جعبه مخصوص مرتب کردن فایل بگیرد، اما من مخالفت کردم. به او گفتم: «همه این کاغذ پاره‌ها را باید بیندازی دور. فقط همین!» او در اعتراض گفت: «شاید لازمشان داشته باشم.» اما مسئله این بود که درگذشته هیچ‌وقت به دردش نخورده بود و اگر می‌خواست رونوشت برداری از آن‌ها کار سختی نبود. بنابراین همه را بیرون انداختیم. خیلی راحت‌تر از مرتب کردن بود!

من متوجه شدم که افرادی که خرت‌و‌پرت‌های زیادی در خانه جمع کرده‌اند اغلب به این فکر می‌کنند که برای سر و سامان دادن به آن‌ها در اسرع وقت به یک فروشگاه مراجعه کنند و آویز‌های مختلف و محفظه کشو چندکاره و غیره بخرند. اگرچه من نیز از وسایل نظام دهنده خوشم می‌آید و آن‌ها را به کار می‌گیرم اما اکنون دیگر به خودم اجازه خرید هیچ وسیله‌ای را نمی‌دهم مگر اینکه کاملا برایم روشن باشد که خرید آن وسیله مرا در مرتب کردن وسایلی که واقعا ضروری هستند کمک خواهد کرد – به‌جای اینکه صرفا خرت‌و‌پرت‌ها را جابجا کنم یا ریخت‌وپاش‌های بیشتری را به خانه‌ام اضافه کنم.

دفعه بعدی که برای مرتب کردن خرت‌و‌پرت‌ها آستین بالا زدید، بخصوص هنگامی‌که برای خرید وسایل نظام دهنده وسوسه شدید، کمی به خود فشار بیاورید تا وسایلی را که واقعا استفاده نمی‌کنید دور بیندازید یا به کسی که می‌تواند از آن‌ها استفاده کند، هدیه بدهید. آن وقت ممکن است چیزی برای سازمان‌دهی کردن باقی نماند.

 

درباره نویسنده:

خانم گرچن رابین ۵ بار بهترین نویسنده، تولیدکننده پادکست و سخنران نیویورک‌تایمز بوده است. او نویسنده چندین کتاب مشهور با بیش از ۲ میلیون نسخه فروش با موضوعیت جستجوی خوشبختی و عادات خوب است.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-happiness-project/200910/secret-happiness-dont-get-organized