برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

علت شاد نبودن افراد: شما خوشحال نیستید چون هنوز بزرگ نشده و به بلوغ نرسیده‌اید

شاید از بین تمام تعصبات شناختی ما، سرسخت‌ترین مورد این باشد که ما فکر می‌کنیم خوشحالی امری درونی است و شاد نبودن و نارضایتی و بدبختی به دلیل شرایط بیرونی به وجود می‌آید.

خوشحالی یا شاد نبودن زاییده عوامل بیرونی نیستند

به صورت کلی ما این نکته را می‌دانیم که برای شاد بودن یا لااقل برای شاد ماندن خودمان باید دست‌به‌کار شویم (سفر برویم، از شغلی که دوست نداریم استعفا دهیم، جفت روحی خود را پیدا کنیم). اما در اغلب موارد این موضوع را درک نمی‌کنیم که عمیق‌ترین و شایع‌ترین عامل شاد نبودن ما آن عوامل بیرونی که به صورت اتفاقی رخ می‌دهند، نیستند.

نارضایتی نتیجه ترکیبی از رفتارها، صفات، الگوهای فکری و شیوه سازگاری است. ما چنین تصوری می‌کنیم که شاد نبودن صرفا نتیجه اتفاقات بیرونی است و به همین خاطر است که از نداشتن کنترل بر شرایط خارجی دچار ترس و هراس می‌شویم. اما در عمل می‌دانیم که این بارو درست نیست: همه ما دیده‌ایم که برخی از مردم با وجود کمترین بهانه‌ها شاد و خوشبخت هستند و در مقابل خیلی از افراد دیگر را می‌شناسیم که به رغم داشتن هر آنچه کسی می‌تواند آرزو کند، عمیقا ناراحت و بدبخت هستند.

خوشحالی یا شاد نبودن زاییده عوامل بیرونی نیستند

علت شاد نبودن ما مشکلات و مسائلی نیستند که در بیرون اتفاق می‌افتد، بلکه ناخوشنودی موضوعی است که از درون ما سرچشمه می‌گیرد. می‌توان گفت که تقریبا همه افراد ناراضی یک خصوصیت مشترک بخصوص دارند.

در دوران کودکی در صورتی که شانس با ما یار باشد، پدر و مادر و دیگر افرادی که مراقب ما هستند، اساسی‌ترین نیازهای ما را برآورده می‌کنند. یک نفر، بند کفشمان را می‌بندد، دیگری دندان‌هایمان را مسواک می‌زند و مشق‌هایمان را تمام می‌کنند و آن دیگری بشقاب غذایمان را سر سفره برایمان آماده می‌کند. این‌ها همان چیزهایی هستند که کودک برای زنده ماندن و رشد نیاز دارند.

به مرور زمان، پدر و مادر آگاه، کودک را به گونه‌ای راهنمایی و تربیت می‌کنند تا خود و به تنهایی بتواند از پس انجام وظایفش برآید. با بزرگ شدن کودکان، آن‌ها یاد می‌گیرند که خود را تمیز و آراسته کنند و غذایشان را بخورند و اتاق خودشان را مرتب نگه دارند. بچه‌ها یاد می‌گیرند که روابط خود را چگونه مدیریت کنند، کارهای خود را به موقع انجام بدهند یا نه، سر کلاس تمرین حاضر بشوند یا نه و یک انسان نجیب باشند یا خیر.

مسلما در ادامه زندگی آن‌ها با عواقب این انتخاب‌ها روبرو خواهند شد.

تقویت حس استقلال کودک مهم‌ترین عامل مسئولیت‌پذیری و رضایتمندی از زندگی

اما اگر والدین هیچ فرصتی برای رشد حس استقلال و خودمختاری کامل به بچه ندهند، آن کودک در بزرگ‌سالی، فردی با رفتارهای چسبندگی خواهد بود. منظور از استقلال کامل این است که کودک نه تنها مسئولیت انتخاب‌های خود را به عهده بگیرد، بلکه خودش مسئول به وجود آمدن دستاوردها یا عدم رضایتمندی خود باشد. رفتارهای چسبندگی یک فرد بالغ عموما ناشی از سبک دل‌بستگی ناسالم با والدینی است که برای دریافت و باز تجربه یک سری از احساسات به فرزند خود تکیه کرده و به جای او زندگی می‌کنند.

وقتی بچه هستیم، گریه و زاری می‌کنیم تا پدر و مادر مشکلات ما را حل کنند. اما وقتی بالغ شدیم، صرفا پیش خودمان می‌توانیم شکوه و شکایت کنیم.

ویژگی مشترک افراد ناراضی: عدم بلوغ

همه افراد ناراضی یک ویژگی شخصیتی مشترک دارند: عدم بلوغ. نابالغ بودن ریشه در عادت‌ها و رفتارهایی دارد که در نهایت باعث می‌شود که از زندگی خود ناراضی باشیم.

وقتی مسئولیت حرف‌ها و اعمال خود را بر عهده نمی‌گیریم و هر جور که دلمان می‌خواهد رفتار می‌کنیم در نهایت کار به جایی می‌کشد که روابطمان خراب می‌شود و به دیگران آسیب می‌رسانیم. این تعریف عدم بلوغ است.

وقتی از جسم خودمان با ورزش کردن مراقبت نمی‌کنیم یا کارهای خانه از جمله ظرف شستن را به این دلیل که از انجام آن‌ها خوشمان نمی‌آید، انجام نمی‌دهیم، لاجرم زندگی‌مان به هرج‌ومرج خواهد کشید. به این می‌گویند عدم بلوغ!

وقتی کسی از ما انتقاد می‌کند، ما خطای خود را فرافکنی می‌کنیم و بدخلقی می‌کنیم. در چنین مواقعی معمولا حرف‌های بیهوده‌ای می‌زنیم و بهانه‌های مسخره‌ای جور می‌کنیم که نه تنها باعث می‌شود گیر کنیم بلکه با چنین رفتارهایی خود را بیشتر از حد واقعی مستاصل و آسیب‌پذیر نشان می‌دهیم. این یعنی عدم بلوغ!

ویژگی مشترک افراد ناراضی عدم بلوغ

بلوغ فکری چه تاثیری بر شاد بودن و احساس رضایت از زندگی دارد؟

وقتی ما از مسیر زندگی خود راضی نیستیم و به جای اینکه مثل یک بالغ توانمند استراتژی زندگی خود را تغییر دهیم مثل یک بچه بیچاره شروع به گله و شکایت می‌کنم، ما ناراضی باقی خواهیم بود. این به معنی عدم بلوغ است.

وقتی به رشد و بلوغ کافی برسیم، کم‌کم می‌توانیم مسئولیت وضعیت خود (جسم و روح)، خانه، شغل و در نهایت نتایج زندگی خود را بر عهده بگیریم.

با گذشت زمان کشف می‌کنیم که انجام چه کارهایی بیشترین لذت را به ما می‌دهد. وقتی به خانه بازمی‌گردیم احساس آرامش واقعی می‌کنیم و عاشق فضای منزل خود هستیم؛ چهره‌مان بشاش‌تر است و هنگامی که از خود واقعی‌مان لذت می‌بریم علاقه بیشتری به ارتباط با دیگران پیدا می‌کنیم. در چنین شرایطی است که از مزایای سخت‌کوشی‌هایی که برای ورزش کردن و سالم نگه داشتن بدن خود و نیز تلاش مضاعف در مسیر شغلی خاصی که خودمان انتخاب کرده‌ایم حداکثر استفاده را می‌بریم.

وقتی بالغ می‌شویم، می‌توانیم لذت‌ها و نتایج بلندمدت را بر خواسته‌ها و آرزوهای کوتاه‌مدت خود اولویت دهیم. دقیقا برعکس چیزی که افراد نابالغ انجام می‌دهند.

یک نکته بسیار مهم را باید خاطرنشان کنیم و آن این‌که اگر فردی دچار افسردگی بشود به معنی نابالغ بودن نیست. این وضعیت سلامت روان، معادل آن نوع از شاد نبودن و نارضایتی مورد بحث ما نیست. این دو موضوع تجربه‌های کاملا متفاوتی هستند که علت‌ها و درمان‌های مختلفی دارند.

بااین‌حال، احساس بدبختی و افسردگی معمولا تا حدودی باعث افزایش آن دیگری می‌شوند. مسئولیت‌پذیری یک روش کلی است که فرد می‌تواند با استفاده از آن، مسیر زندگی خود را تصحیح کند و زخم‌های خود را التیام ببخشد. نابالغ بودن اگرچه یک ویژگی شخصیتی محسوب می‌شود، اما با کار بر روی آن می‌توان تغییرش داد.

نیمی از افراد بزرگسال دنیا هنوز هم در دوران کودکی خود به سر می‌برند و چنین می‌پندارد که دیگری مسئول برطرف کردن مشکلات، شاد نبودن و بدبختی آن‌هاست و گمان می‌کنند که اگر با صدای بلندتری گریه کنند، بالاخره یک فرد بالغ به دادشان خواهد رسید. اما مابقی افراد جهان با ورود به بزرگ‌سالی متوجه می‌شوند که خود افراد بالغی هستند و با گذشت زمان و کار بر روی ویژگی‌های رفتار بالغانه، قدرت و منابع لازم برای حل مشکلاتی که با آن روبرو هستند را پیدا می‌کنند. یا لااقل می‌توانند یک استراتژی برای حل مشکل پیدا کرده و مسیر خود را تغییر دهند.

علت شاد نبودن انسان‌ها، نداشتن تمایل و اراده کافی برای قبول کردن مسئولیت زندگی فردی است. در چنین شرایط فرد همیشه در حالت دوران کودکی خود باقی می‌ماند و در تعجب است که چرا جهان به شکایت‌های بی‌پایان او مثل والدینی که قرار است همه نیازهای او را برآورده کند، پاسخ نمی‌دهد.

در همین راستا دعوت می‌کنیم مقاله «۶ دلیل برای توضیح عدم خوشحالی افراد باهوش» را مطالعه کنید.

 

منبع: مدیوم