برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

هنر مراقبت از خود: ۷ درس فراموش‌شده یا شنیده نشده ضروری برای افراد بالغ

اگر مقاله «علت شاد نبودن افراد: شما خوشحال نیستید چون هنوز بزرگ نشده و به بلوغ نرسیده‌اید» را خوانده باشید، احتمالا می‌دانید که بلوغ فکری به چه معنی است. در همین راستا در مقاله حاضر می‌خواهیم به نکاتی اشاره کنیم و یاد آور می‌شویم که یک فرد بالغ چگونه می‌تواند بدون انتظار و چشم‌داشت از دیگران برای شاد و خوشحال کردن او، از خود مراقبت کند.

۷ روش برای تمرین مراقبت از خود

۱. شما حق دارید نظر خود را تغییر دهید.

برای بسیاری از افراد بالغ این که کسی نظرش را عوض کند، نوعی ضعف شخصیتی محسوب می‌شود. اما وقتی اطلاعات و دانش جدیدی کسب کرده باشید، تغییر ذهنیت یک ضرورت محسوب می‌شود. صرفا به خاطر اینکه نباید نظرتان را تغییر دهید (یا قرار نیست تغییرشان دهید)، نباید خود را محدود به یک سری باورها و نظرات خاص کنید.

این همان کاری است که افراد موفق همیشه انجام می‌دهند و باعث موفقیت آن‌ها می‌شود. هنگامی که آگاهی و خردتان افزایش پیدا می‌کند، دیگر نباید از تغییر مسیر بترسید.

روش برای تمرین مراقبت از خود - استفاده از کلمات مثبت

۲. از کلمات مثبت و مهربان برای گفتگو با خود استفاده کنید.

اغلب افراد با ورود به دوران بلوغ گرفتار نوعی از گفتگوی درونی منفی با خودشان می‌شوند. برخی افراد صرفا به این خاطر دچار منفی نگری نسبت خودشان می‌شوند که می‌ترسند تا مبادا خودشان را خیلی دست بالا گرفته باشند.

برای خیلی از افراد، بلوغ و بزرگ شدن به معنی سخت گرفتن به خودشان است و اگر به خودشان همینطوری که هستند افتخار کنند، به خودشان انگ بچه بودن می‌زنند. اما باید در نظر داشت که گفتگوی درونی منفی به درد هیچ کسی نمی‌خورد.

به جای این کار تعداد ذکر قدرتمند انتخاب کرده و مدام با خودتان تکرار کنید. شاید در ابتدای تمرین مسخره بیاید، اما اگر این را تبدیل به عادت خود کنید، ذهنیت شادتر و مثبت‌تری خواهید داشت. این کار را طوری انجام دهید که یک مادر برای مراقبت از فرزند خود انجام می‌دهد.

۳. انجام روزانه مراسم مذهبی مفید است.

منظور از انجام مراسم مذهبی کارهای خیلی پیچیده نیست، صرف اینکه هر روز یک مراسم مذهبی کوچک انجام دهید، کمی آرامش به یک روز پر تلاطم شما اضافه می‌کند.

وقتی از سر کار به خانه رسیدید، لباس‌هایتان را عوض کنید. بعد از شام قدمی بزنید و مراسم خود را به جا بیاورید. فرقی نمی‌کند که نماز می‌خوانید یا مدیتیشن می‌کنید، همین دقایق کوتاه می‌توانند شما برای مدتی از وقایع مختلف آن روز جدا کرده و از سلامت روحی شما مراقبت کند.

۴. احساسات خود را کشف کنید.

من به عنوان یک مادر، کاملا می‌دانم که تاب آوردن برخی احساسات اساسی مثل خشم، چقدر از نظر بچه‌ها می‌تواند سخت باشند. دخترم به تازگی وارد ۵ سالگی‌اش شده است و مسلما تنها کسی نیست که با احساسات قدرتمند انسانی دست به گریبان است.

این موضوع مختص بچه‌ها نیست و برای ما افراد بزرگسال هم بسیار مهم است که احساساتمان را جدی بگیریم و برایشان اهمیت قائل شویم. بالغ بودن به معنای سرکوب کردن احساسات نیست، بلکه به معنای شناخت و پذیرش آن‌هاست. یک روش خوب برای آشنایی با احساسات درونی‌مان این است که از خود بپرسیم که الان چه احساسی داریم و چرا؟ این سوال هنگامی که احساساتمان غلیان می‌کند، می‌تواند بسیار موثر باشد.

۵. هدفتان این باشد که خود واقعی‌تان باشید.

هر کسی می‌خواهید باشید، همیشه افرادی هستند که شما را به نقد می‌کشند، از شما متنفرند و مسخره می‌کنند. افرادی که به سطح بالایی از بلوغ دست پیدا کرده و به خوبی از خودشان مراقبت می‌کنند، اجازه نمی‌دهند چنین افرادی آن‌ها را تحت تاثیر قرار بدهند و همواره از خود در برابر افکار منفی درونی و بیرون مراقبت می‌کنند.

شما نباید به دیگران این اجازه را بدهید، هویت شما را تعیین کنند. وظیفه شما در این جهان آن است که یک شخص منحصربه‌فرد باشید. بنابراین به خودتان این اجازه و آزادی را بدهید که خود واقعی‌تان باشید. نگران این نباشید که دیگران چه می‌کنند و چه می‌گویند، صرفا بر روی چیزی تمرکز کنید که احساس می‌کنید مناسب شماست و حالتان را بهتر می‌کند.

داشتن هدف و پنهان نکردن شخصیت واقعی برای مراقبت از خود

۶. یک هدف مهم برای زندگی خود انتخاب کنید.

ویکتور فرانکل روانشناس بازمانده اردوگاه کار اجباری هولوکاست، در همان شرایط خوفناک هدفی برای زنده ماندن یافت که چیزی فراتر از وجود خودش بود. او توانست آن تجربه بسیار هولناک را برای خود مبدل به فرصتی برای یادگیری کرده و اهدافی را که افراد مختلف در زندگی روزمره خود دارند را بررسی کند.

حتی هیچ ایده و سرنخی در مورد هدف زندگی‌تان ندارید، می‌توانید با انجام کارهایی که برایتان حائز اهمیت است، به زندگی خود معنی ببخشید. متعهد کردن خودمان به هر هدف مثبتی که به زندگی ما معنی می‌بخشد، روش موثری برای دیدن افق‌های ماورای مشکلات زندگی است.

۷. دیگران را کمک کنید و کارهای خیرخواهانه انجام دهید.

دستگیری از دیگران و انجام کارهای خیرخواهانه حتی اگر نفع مستقیمی برای خود ما نداشته باشد، مزیت‌های زیادی دارد. اغلب ما گمان هم نمی‌کنیم که انجام کار خیر به معنی مراقبت از خود باشد، اما به اعتقاد من، ما واقعا نمی‌توانیم حالمان را خوب کنیم، مگر اینکه به نیازهای دیگران هم توجه کرده و مشکلی از آن‌ها را رفع کنیم.

این که شما می‌خواهید وقت خود را به دیگری اختصاص دهید یا پولتان را، اختیار با شماست، اما تصمیم بر اینکه بخواهید یک همسایه خوب یا فرد خیری برای جامعه خود باشید، باعث می‌شود جهان را از دیدگاه تازه‌ای تماشا کنید. البته نباید خودتان را در این پروسه خسته کنید.

با موارد کوچک شروع کنید، سپس تماشا کنید و ببیند که همین نیکی کردن در حق دیگری چقدر زندگی خودتان را بهتر می‌کند.

برای مراقب از خود نمی‌توانید منتظر باشید تا اوضاع کاملا مرتب شود. برای اینکه اوضاع مرتب شود و مرتب باقی بماند، باید شروع به تمرین مراقبت از خود کنید. اما این کار را با چیزهای کوچک شروع کنید. تنها موضوع این است که بالاخره از یک جایی شروع کنید.

علاوه بر موراد فوق این نکته را در نظر داشته باشید که هر کسی روحیه خود را بهتر می‌شناسد و بهتر می‌داند که چه کارهایی به او انگیزه و انرژی بیشتری می‌بخشد. برای خود با مهربانی چایی دم کنید و خودتان را مهمان یک عصرانه زیبا کنید. خودتان را به پارک ببرید و قدم بزنید. خودتان را در آغوش بگیرید و نوازش کنید.

شما چه پیشنهادهایی برای مراقبت از خود به عنوان یک فرد بالغ دارید؟

در همین راستا مقاله «تغییر سیستم عصبی مغز: ۵ عادت ذهنی برای رسیدن به شادی و خوشبختی» را مطالعه کنید.

 

منبع: مدیوم