برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

تصمیم‌گیری درست: مدیریت بهتر زندگی با استفاده از تکنیک «پارادوکس سلیمان»

هنگامی که ۲۲ سالم بود، با مردی رابطه داشتم که با زن دیگری که می‌شناختم به من خیانت کرد. من به طرز عجیبی عاشق آن مرد بودم. متاسفانه آنقدر مشتاق و وابسته او بودم که حتی با وجود اینکه می‌دانستم که لحظات پیش با زن غریبه به من خیانت کرده است، نه تنها اجازه می‌دادم به خانه من بیاید، بلکه او را به تخت خوابم راه می‌دادم. این داستان رقت‌بار تنها به دلیل ضعف تصمیم‌گیری من برای چندین ماه ادامه پیدا کرد.

ضعف در تصمیم‌گیری و مدیریت بخاطر تمرکز بیش از حد بر مشکل

نامزدم بارها به من قول می‌داد که رابطه‌اش را با معشقوه‌اش قطع کرده است و هر بار زیر قولش می‌زد و باز هم خیانت می‌کرد. من چندین بار رابطه‌ام را با او قطع کردم و او پس از چندین بار منت‌کشی با چشمان اشکبار، دوباره پیش هم برمی‌گشتیم و برای چند روز رابطه جنسی پر تب و تابی با هم داشتیم تا اینکه مجددا خیانت می‌کرد.

در همین حین یکی از دوستان من نیز، متوجه شد که دوست‌پسرش به او خیانت کرده است. دوستم با چشمانی پف کرده و در حالی که صورتش با اشک و ریمل در هم آمیخته شده بود، به خانه من آمد. رفیقم در حالی که هق‌هق می‌کرد گفت: «من عاشقش هستم! چیکار باید بکنم؟ چه تصمیمی بگیرم؟»

ضعف در تصمیم‌گیری بخاطر تمرکز بیش از حد بر مشکل

برایش دستمال کاغذی و یک شربت آوردم تا کمی آرام شود و به او گفتم: «باید ترکش کنی! واقعا شایسته تو نیست که اینقدر خودت را خار و خفیف کنی، آن هم به خاطر کسی که چندین و چند بار زیر قولش زده و خیانت کرده است.»

بعد از اینکه دوستم به خانه‌اش رفت، من به آپارتمان نامزدم که چند ده بار با همان دوستم به من خیانت کرده بود، رفتم. زمستان بود و لباس گرمی هم نپوشیده بودم و با این حال دم در خانه‌اش منتظر شدم تا درب را باز کند. آنقدر سردم بود که دندان‌هایم به لرزه افتاده بود و می‌توانستم صدایشان را از درون بشنوم.

سرانجام در را باز کرد و داخل رفت.

«به او گفتم چرا اینقدر طول دادی تا درب را باز کنی؟»

نامزدم گفت: «همین الان از خواب بیدار شدم. روز کاری سختی داشتم و خیلی خسته شده بودم.» پشت سرش را می‌خاراند و چشم‌هایش دور اتاق می‌چرخید.

به او گفتم «مرا ببوس». مرا بوسید و کفش‌هایم را در آوردم و دکمه‌های ژاکتم را برای او باز کردم. وقتی روی تختش دراز کشیدم، بوی عطری را از بالش استشمام کردم که مسلما متعلق به من نبود. در آن لحظه این مسئله برایم اهمیتی نداشت، چون او مرا انتخاب کرده بود. حتی اگر این انتخاب برای همان لحظه و همان شب بود.

اما وقتی خوابم برد، خواب عجیبی دیدم؛ در خواب دیدم لب‌های زنی را می‌بوسم که طعم لب‌های نامزدم را می‌دهد!

اگر چه خودم به رفیقی که در همان شرایط بود، نصیحت عاقلانه‌ای کرده بودم که دوست پسرش را ترک کند، اما تا زمانی که آن خواب را ندیده بودم، به این درک نرسیده بودم که خودم را به شکل کامل وقف و متعهد به کسی کرده‌ام که حاضر نیست واقعا به من متعهد شود. اگر چه تصمیم‌گیری برایم سخت بود، اما صبح روز بعد که از آپارتمان نامزدم بیرون رفتم و دیگر هرگز بازنگشتم.

روش تصمیم‌گیری عقلانی بر اساس پارادوکس سلیمان

وقتی خودمان غرق یک مسئله هستیم، بسیار دشوار است که بتوانیم آن موضوع را با شفافیت بررسی کنیم. برای اینکه قضاوت صحیحی در مورد موضوعات و مسائل مختلف زندگی خود داشته باشیم و تصمیم‌گیری درستی انجام دهیم، باید از آن فاصله بگیریم.

سلیمان نبی که پادشاه قدرتمندی محسوب می‌شود و البته به خاطر خرد و توصیه‌های عاقلانه‌ای که می‌کرد، مشهور بود، نتوانست خود را از یک تصمیم‌گیری فاجعه‌بار که باعث سقوط پادشاهی‌اش شد، نجات دهد. به همین دلیل روانشناس برجسته، دکتر ایگور گراسمن، این پدیده را «پارادوکس سلیمان» نامید.

گراسمان در طی تحقیقات خود متوجه شد که «مردم درباره مشکلات اجتماعی دیگران در مقایسه با مشکلات خود، عقل و منطق بیشتری به کار می‌برند.»

وقتی قرار است یک تصمیم شخصی دشوار در زندگی بگیرید، می‌توانید از «پارادوکس سلیمان» برای کم کردن پیچیدگی تصمیم‌گیری استفاده کنید:

از مشکلات زندگی / مسئله فاصله بگیرید

وقتی مشغول زندگی خود هستیم و معضلی پیش می‌آید و ما را گرفتار می‌کند، افق دید ما محدود می‌شود. احساسات ما بر روی خودمان متمرکز می‌شود و ما دیگر قادر به دیدن تصویر کلی ماجرا نیستیم.

به شخصه وقتی با مردی در ارتباط بودم که به من خیانت می‌کرد، تنها فکر و ذکر من این بود که چرا به این شکل فکر یا رفتار می‌کنم و چرا چنین عواطفی را تجربه می‌کنم. به این فکر می‌کردم که اگر بتوانم کاری کنم که دوست پسرم دیگر به من خیانت نکند، هنوز هم شانس با هم بودن را داریم! اگر بتوانم باز هم با او هم بستر شوم، این بار شاید دیدگاهش را نسبت به من عوض کند و مرا بیشتر از زن رقیب دوست بدارد!

به شخصه وقتی به شدت درگیر احساسات متناقضم بودم، نمی‌توانستم افق اندیشه‌ام را اینقدر افزایش دهم و از خودم بپرسم «پس از ازدواج، رابطه من با چنین شوهری که هر بار به من قول تعهد و وفاداری می‌دهد و هر بار هم زیر قولش می‌زند، چگونه پیش خواهد رفت؟ چطور باید این بی‌ملاحظه بودن و بی‌حرمتی او را ببخشم و بعد از چندین سال از او جدا شوم؟»

روش تصمیم‌گیری عقلانی بر اساس پارادوکس سلیمان

دو راه برای فاصله گرفتن از یک مسئله وجود دارد.

۱. تصور کنید در حال نصیحت کردن دوستی هستید که در همان مخمصه گرفتار شده است. پیشنهاد می‌کنید او چه کاری را انجام دهد یا ندهد؟

۲. با ضمیر سوم شخص با خودتان صحبت کنید. به جای اینکه از خود بپرسید، «چرا من این کار را می‌کنم؟» یا «چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» از خود بپرسید، «چرا این کار را می‌کند؟»، «چه کاری می‌تواند انجام دهد؟»

راه‌حل‌های خردمندانه‌ای که به ذهنتان می‌رسد را قبول کنید.

وقتی متوجه شدید که چه نصیحتی به دوست یا خودتان (سوم شخص) باید بکنید، دیگر نباید آن توصیه را دست کم بگیرید. بپذیرید که عمل کردن به آن توصیه، همراه با غم و کنار آمدن با اندوه خواهد بود.

در مورد مسئله خودم، پذیرش این توصیه که باید نامزد رذل و خائن خود را ترک کنم، به این معنی بود که از خیر رابطه‌ای که آنقدر روی آن سرمایه‌گذاری کرده بودم، بگذرم و دست از آن برنامه‌هایی که برای آینده دونفری‌مان داشتیم، بکشم.

در چنین شرایط احتمالا خودتان در برابر توصیه‌های عاقلانه خود مقاومت کنید و با خود بگویید «همچو چیزی مسخره است.» یا «عمرا که من همچو کاری بکنم!»

خودتان را فریب ندهید! فاصله گرفتن این امکان را به شما می‌دهد که مسئله را شفاف‌تر ببینید و اگر به یک نتیجه عاقلانه رسیدید، دیگر نباید آن را انکار کنید.

به نصیحت‌های عاقلانه خود عمل کنید

به توصیه‌ای که به خودتان کردید عمل کنید. اگر چه گفتن این موضوع آسان است، ولی در عمل احتمالا سخت باشد.

اگر خود من، همان بار اول یا نهایتا دومی که نامزدم به من خیانت می‌کرد، به توصیه خودم عمل می‌کردم، دیگر نیازی به تحمل این همه درد ناشی از شکسته شدن قلبم، نبود.

همه ما لیاقت این را داریم که میزان بدبختی کمتری را در زندگی تحمل کنیم. امیدوارم شما نیز بتوانید خودتان را از برخی از مشکلاتتان برهانید.

اگر برای مشکل موجود راه‌حلی به نظرتان نمی‌رسد و نمی‌توانید تصمیم‌گیری قطعی کنید، توصیه می‌کنیم مقاله «استفاده از ذهن ناخود‌آگاه در حل مسائل پیچیده و افزایش خلاقیت» را مطالعه کنید.

 

منبع: مدیوم