برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

تاثیر طرد جنسی همسر / شوهر بر کیفیت رابطه زناشویی

چرا اغلب مردان نیاز و تمایل همسر خود برای سکس را دست‌کم می‌گیرند؟ شما در خانه هستید و احساس آرامش دارید. روز بسیار خوبی سپری کرده‌اید و حال و هوای معاشقه دارید. یک موسیقی زیبا می‌گذارید و دو لیوان نوشیدنی آماده می‌کنید. همسرتان به خانه می‌آید و با خود فکر می‌کنید، «بیا انجامش دهیم». شوهر خود را می‌بوسید و از او می‌خواهید تا به اتاق‌خواب بیاید. اما او اجتناب می‌کند (طرد جنسی). سریعا متوجه کج‌خلقی‌اش می‌شوید؛ می‌گوید روز طولانی داشته و خسته است – آنقدر خسته که حتی در مورد سکس هم نمی‌تواند فکر کند. ممنون از بابت نوشیدنی!

فرضیه‌های غلط رابطه جنسی

۱. مردان صرفا دنبال رابطه جسمانی و ارضا شدن هستند!

اکثر زنانی که به مطب من مراجعه می‌کنند می‌گویند که اگر در چنین سناریویی، آن‌ها پیشنهادکننده سکس باشند کمی (گاها خیلی) ناراحت می‌شوند. اما تصور ما بر این است که طرد شدن از نظر جنسی برای مردان خیلی آزاردهنده نیست. چنین تصوری بر اساس دو فرضیه به وجود می‌آید. فرضیه اول مربوط به نظریه مردانگی است که ادعا می‌کند علت تمایل مردان برای سکس بیشتر بر اساس دلایل جسمی و سطحی است تا ارتباط عاطفی. اگر مرد پیشنهادکننده سکس باشد و تلاشش موردپذیرش قرار نگیرد، خیلی ناراحت نمی‌شود چرا که صرفا یک عمل فیزیکی را از دست داده است.

مردان صرفا دنبال رابطه جسمانی و ارضا شدن هستند!

۲.مردان از طرد جنسی ناراحت نمی‌شوند!

فرضیه دوم مربوط به تئوری نمایشنامه جنسی است که ادعا می‌کند در روابط دگرجنسگرا (علاقه جنسی به جنس مخالف)، مردان باید پیشنهادکننده رابطه جنسی باشند و زنان باید عملکردی مثل «دربان» داشته باشند که به افرادی که پا پیش می‌گذارند، بله یا خیر بگویند. اگر در اکثر اوقات مردان آغازکننده فعالیت جنسی باشند، متعاقبا آن‌ها هستند که به دفعات بیشتری، طرد خواهند شد.

ارتباط طرد جنسی با کاهش اعتماد‌به‌نفس و علاقه به سکس مردان

بر اساس این دو نظریه باید به این نتیجه برسیم که اصولا طرد شدن نباید آن‌قدرها برای مردان آزاردهنده باشد چرا که انتظار آن را می‌کشند. اما اینکه سناریویی که در بالا ذکر شد به دفعات بیشتری برای مردان اتفاق می‌افتد بدان معنی نیست که مواجهه با آن برای مردان راحت‌تر است. حقیقت این است که دقیقا برعکس قضیه می‌تواند صادق باشد: هر چه عدم پذیرش جنسی بیشتر اتفاق بیافتاد، به همان میزان اعتماد‌به‌نفس و ایگو (ضمیر) مرد آسیب بیشتری می‌بیند و حتی علاقه‌اش به سکس کاهش می‌یابد.

در طی تحقیقی که مسئولش خودم بودم، با گروهی از مردان (۳۰ تا ۶۵ سال) که برای مدت طولانی (به طور متوسط ۱۴ سال) در رابطه دگرجنس‌گرا بوده‌اند، مصاحبه کردم. در این مصاحبه‌ها از آن‌ها سوال کردم که آیا هیچ برهه زمانی از رابطه زناشویی وجود داشته است که احساس کنید خیلی خواستنی و جذاب نیستید یا احساس کنید که اصولا علاقه‌ای به رابطه جنسی ندارید؟ تقریبا تمام مردان به من گفتند که تمایل جنسی (و گاها عزت‌نفس) آن‌ها هنگامی که پیشنهاد سکس به همسرشان داده‌اند و پذیرفته نشده، کاهش یافته است:

جری ۴۲ ساله می‌گوید:

«وقتی مرد باشی و به نوعی وظیفه تو باشد که همیشه پیش‌قدم شوی، این همسرت است که در جایگاه نه گفتن قرار می‌گیرد و کم‌کم بسیار افسرده می‌شوی و از خود سوال می‌کنی که نکند یک جای کار می‌لنگد؟ نکند کار اشتباهی انجام داده‌ای»

کایل ۳۸ ساله می‌گوید:

«وقتی همسرم مرا نخواهد یا به نوعی به من علاقمند نباشد…احساس می‌کنم که جایی در درونم به من توهین شده است…من می‌فهمم که همسرم علاقه‌ای به من نداشته و مرا دوست ندارد. مثل این است که…فراموشش نکن نمی‌خواهم در موردش حرف بزنم. این موضوع دیگر برایم مهم نیست.»

سخن این مردان این نیست که همسر من الان خواهان رابطه جنسی نیست بلکه احساس آن‌ها این است که همسرم مرا نمی‌خواهد.

تاثیر نپذیرفته شدن درخواست سکس از سوی همسر بر کاهش اعتماد‌به‌نفس و علاقه به سکس مردان

اغلب مردان چنین عواطفی را در زمان‌هایی که همسرشان پیشنهاد رابطه جنسی آن‌ها را به دلایل واقعی از جمله زمان نامناسب، سردرد داشتن یا مریض‌حال بودن و سر شوق نبودن، نپذیرفته‌اند، گزارش نکرده‌اند. چنین مواردی مسلما در تمامی رابطه‌ها پیش می‌آید. اینکه زن و شوهر به شکل هم‌زمان و برای سال‌های طولانی خواهان رابطه جنسی باشند، اگر چه بسیار ایده‌آل و جذاب است، اما دور از واقعیت است. مشخصا زمان‌های زیادی وجود دارد که یکی از زوجین به همسر / شوهرش می‌گوید: «امشب نه!»

مردانی که من با آن‌ها مصاحبه کردم، حرف‌شان در مورد طرد شدن جنسی به شکل مداوم و در طی سال‌ها بود که باعث شده بود در مورد خود و رابطه‌شان شک کنند و این موضوع متعاقبا تاثیر منفی بر عزت‌نفس آن‌ها گذاشته بود. به علاوه سخنان آن‌ها نشان می‌داد که به خاطر پیش‌قدم شدن و بارها و بارها طرد شدن در واقع میزان علاقمندی آن‌ها به رابطه سکس را کاهش داده است.

بن ۴۹ ساله می‌گوید:

«من در حالت کلی و به صورت معمول انسان بسیار مثبت نگری هستم، اما در موضوع سکس، اینکه بخواهی مثبت نگر باشی و به‌رغم طرد شدن پی‌در‌پی باز هم خواهان رابطه جنسی باشی بسیار دشوار است. بسیار راحت‌تر است که کلا بی‌خیال شوی و بهش فکر نکنی!»

عبارت فوق و جملاتی از این دست همان احساساتی هستند که من در طی این تحقیق و نیز از زبان مراجعین مردی که برای درمان به مطبم می‌آیند، بارها و بارها شنیده‌ام. طرد شدن از نظر جنسی، مسئله سختی است و اغلب مردان کم‌کم دست به رفتارهایی می‌زنند که دیگر با طرد شدن مواجه نشوند. در چنین شرایطی مردان با نشان دادن علاقه کمتر به سکس، کاهش از دفعاتی که برای آن پیش‌قدم می‌شوند و نیز کاستن از کیفیت رابطه جنسی، از رابطه جنسی امتناع می‌کنند.

یافته‌های مطالعه اخیر توسط دکتر ایمی مویز و همکارانش نیز صحت این گفته‌ها را تایید می‌کنند. محققان طی دو تحقیق متوالی، به بررسی میزان موفقیت ۱۲۸ زوج در درک نشانه‌های تمایل به سکس در همسر / شوهر پرداختند. دکتر مویز در هر دو مطالعه به این نتیجه رسید که مردان در یک الگوی مشابه توانایی پایینی در ادراک علاقمندی زنان به سکس دارند. بنابراین او مطالعه سومی را ترتیب داد تا دلیل این موضوع را بررسی کند و تاثیر طرد شدن جنسی را بر این مسئله بررسی کند.

مطالعه سوم شامل ۱۰۱ زوج دگرجنس‌گرا در بازه سنی ۱۸ تا ۵۳ سال بود که مدت زمان رابطه آن‌ها با هم از ۶ ماه تا ۲۲ سال متفاوت بود. از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا در طی ۳ هفته، فعالیت‌های جنسی خود را در یک دفترچه یادداشت کنند. یکی از پرسش‌هایی که محققان از داوطلبان پرسیده بودند این بود که از ۱ (نشانگر عدم اهمیت) تا ۷ (نشانگر اهمیت فراوان) به این جمله امتیاز دهند: «من نمی‌خواستم همسرم دست رد به سینه من بزند.»

دلیل بی‌علاقه شدن شوهر / همسر نسبت به سکس

اجتناب از طرد جنسی و گذشتن از خیر سکس

محققان به این نتیجه رسیدند که در روزهایی که مردان به شکل خاصی در صدد اجتناب از طرد شدن هستند، به احتمال زیاد میزان علاقمندی همسرشان به رابطه جنسی را کمتر از میزان واقعی برآورد می‌کنند. به عبارت دیگر، وقتی مردها از نظر احساسی در شرایطی هستند که از احتمال طرد شدن نفرت دارند (به هر دلیلی – احساس ناامنی، سپری کردن یک روز بد، دریافت بازخورد ضعیف در محل کار)، نشانه‌ها و سینگال‌های جنسی همسرشان را نمی‌گیرند. در چنین شرایطی مردان برای رابطه جنسی پیش‌قدم نمی‌شوند و احتمالا کمتر در مورد آن اندیشه می‌کنند.

ظاهرا این یک واکنش تطبیقی است: اگر گمان کنید که همسرتان دل‌ودماغ ندارد، احتمال اینکه خطا کنید و دوباره طرد شدن را تجربه کنید، بسیار بالاتر می‌رود، بنابراین حساب کتاب می‌کنید و می‌گویید بهتر است از خیرش بگذرم.

اگر زنان بر این باور باشند که مردان صرفا برای رهایی جسمانی (ارگاسم) دنبال رابطه جنسی هستند، مسلما در طول زمان و در طی یک رابطه زناشویی، شور و شوق کمتری برای سکس خواهند داشت و چنین رفتاری قابل‌درک است. اما در جلسات مشاوره و درمان روابط زوجین به طور مرتب شاهد این هستیم که وقتی مردان لب به سخن می‌گشایند، اذعان می‌کنند که سکس برای آن‌ها صرفا به معنی رهایی نیست. در عوض آنچه می‌خواهند این است که ارتباط برقرار کرده و احساس نزدیکی و صمیمیت با همسرشان داشته باشند و از طرف همسرشان این تایید را دریافت کنند که خواستنی و ارزشمند هستند (در همین راستا مقاله «تفاوت و اختلاف ارگاسم (اوج لذت جنسی) زنان و مردان» را بخوانید).

وقتی همسران این مردان متوجه می‌شوند که شوهرشان تا چه حد و به شکل عمیق از طرد شدن، آسیب می‌بیند، کمتر پس می‌زنند و بیشتر سعی می‌کنند که پیشنهادکننده سکس باشند یا لااقل در هنگام نپذیرفتن مهربانی و هشیاری بیشتری نشان دهند. شانه بالا انداختن و چشم‌غره رفتن جایش را به جمله «ببخشید، من واقعا امشب آمادگی و احساس لازم را ندارم» و جملاتی از قبیل «می‌تونیم فردا یا آخر هفته زمانی برایش اختصاص دهیم؟» یا «می‌تونیم به جاش روی کاناپه همدیگر را بغل کنیم؟» می‌‌دهد.

از میزان تغییراتی که همین جملات به ظاهر ساده در روابط زناشویی‌تان به وجود می‌آورد، شگفت‌زده می‌شوید.

در همین راستا دعوت می‌کنیم مقاله «چه چیزی برای مردان مهم‌تر از رابطه جنسی است و چرا زنان از اجابت آن عاجزند؟» را مطالعه کنید.

منبع: سایکالیجی تودی