برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

چرا گفتن «عاشقتم و دوستت دارم» کافی نیست؟

هنگامی‌که می‌خواهید به همسرتان حس عشق و محبت القا کنید یا از او قدردانی نمایید باید توجه داشته باشید که حتما نکات اساسی و جزئیات این کار را حتما رعایت کنید. اجازه دهید بیشتر توضیح دهم: بسیاری از زوجین برای هم کارهای عاشقانه و دلگرم‌کننده‌ای انجام می‌دهند. شوهر من، استیو، هر روز صبح سر میز صبحانه برایم قهوه آماده می‌کند و معمولا زحمت شام را هم او می‌کشد؛ هر مشکلی در مورد کامپیوتر داشته باشم را هم برایم حل می‌کند. او اغلب می‌گوید «دوستت دارم و عاشقتم» و تحسینم می‌کند و از اینکه با من ازدواج کرده است، ابزار خوش‌شانسی می‌کند. به‌استثنای روزهایی که حال و حوصله ندارد، با اختلاف قابل قبولی حرف‌ها و نظرات مثبتش از حرف‌های منفی‌اش بیشتر است.

فقدان عشق و قدردانی به دلیل عادی شدن روابط

عادی شدن روابط دلیل اصلی فقدان عشق و قدردانی

اما چند سال پیش که در حال مطالعه کتاب دکتر روان‌شناس الن واکلل درباره مسائل زناشویی با عنوان «ما عاشق یکدیگر هستیم، اما …» بودم، متوجه شدم که مدت‌ها است استیو آن‌ توجه ویژه‌ای را که در اوایل آشنایی‌مان به من داشت ندارد و دیگر به‌طور خاصی مرا تحسین نمی‌کند، و حرف‌ها و رفتارهایش آن حس و حال خاص بودن را ندارند. با کمی دقت متوجه شدم که من هم از شوهرم به طرز خاصی قدردانی نمی‌کنم و اظهارنظرهایم در مورد او آن‌قدر که باید مثبت و روحیه‌بخش نیست، اگرچه او مثل من این کتاب را نخوانده بود و شکایتی هم در مورد رفتار من نداشت.

جالب این‌که افراد بالغ و بزرگ‌سال می‌دانند که بچه‌ها در تمام سنین برای تمامی خصوصیات و رفتارهای خاصشان، نیاز به تعریف و تمجید دارند. این‌که به بچه‌ای بگویید، «تو بهترینی» و یا «من خیلی دوستت دارم» کافی نیست. در عوض بچه‌ها نیاز به شنیدن جملاتی از قبیل «این‌که اسباب‌بازی‌هایت را با دوستت به اشتراک گذاشتی، کار خیلی بزرگی بود» یا «به نظر من تو دختر بسیار شجاعی هستی که به دوستت که تو را به جشن تولدش دعوت نکرده بود احساست را گفتی» دارند.

در نگاه اول، از این‌که دلم بخواهد چنین جملات و بازخوردی را از شوهرم بگیرم، کمی احساس حماقت کردم. باور رایج مردم بر این است که اگر کسی اعتماد‌به‌نفس قوی داشته باشد، نیازی به تایید و تشویق دیگری ندارد. مسلما این باور نادرستی است.

من تصمیم گرفتم قبل از اینکه از شوهرم بخواهم این‌گونه با من رفتار کند، اول خودم دست‌به‌کار شوم. برای چندین ماه مجددا شروع به تعریف و تمجید از کارهای خاص شوهرم کردم. کارهایی که او قبلا هم انجام می‌داد و من دیگر به آن‌ها توجه خاصی نمی‌کردم و احتمالا بعد از گذشت چندین دهه از ازدواجمان خیلی ساده از کنارشان می‌گذشتم؛ مثلا «حرف‌هایی که در مهمانی دیشب زدی خیلی بامزه و خواستنی بود.» و غیره.

تحسین و تعریف از همسر / شوهر برای گرمای رابطه

هرچه بیشتر از نقاط قوتی که شوهرم داشت قدردانی می‌کردم، بیشتر قدردان نعمت وجودش در زندگی‌ام می‌شدم. بعد از چند ماه که از او خواهش کردم او نیز متقابلا همین رفتار را با من در پیش بیگیرد؛ و آن تغییر مثبتی که می‌خواستم در زندگی زناشویی‌مان به وجود بیاورم، میسر شد.

توجه انتخابی

یک واقعیت جالب در مورد زندگی مشترک وجود دارد: هنگامی‌که پیوند زناشویی هنوز تازه است، هر دو طرف به‌طور خودکار می‌دانند که چطور باید به یکدیگر عشق و احترام نشان دهند و ارزشمندی و توجه خاص‌شان را به هم معطوف کنند. در یک رابطه این «توجه انتخابی» باگذشت زمان ۱۸۰ درجه تغییر جهت می‌دهد. به این معنی که هر چه زوجین زمان بیشتری را در کنار همدیگر صرف می‌کنند، به‌طور خودکار بیشتر متوجه رفتارهایی از همسرشان می‌شوند که دوست ندارند؛ بنابراین شروع به عیب‌جویی می‌کنند: «چرا آب قابلمه ماکارونی رو این‌قدر زیاد می‌کنی؟ این چاقو برای برش گوجه‌فرنگی نیست! دمپایی دستشویی را باز خیس کرده‌ای؟» و غیره.

گفتن «من عاشقت هستم» و از سوی دیگر عیب‌جویی و غرغر مداوم، راه به‌جایی نمی‌برد. صرف گفتن دوستت دارم کافی نیست و باید به جزئیات هم توجه ویژه‌ای کنید و به طرز مشخصی تعیین کنید که چرا عاشقش هستید و تحسینش می‌کنید. اگرچه هرکسی مطمئنا رفتارهایی دارد که به مذاق ما خوش نمی‌آید اما در نظر داشته باشید که در مقابل هر انتقاد یا ایرادی که از همسر یا شوهر خود می‌گیرد لااقل دو اظهارنظر مثبت در مورد رفتار و گفتارش بکنید. اگر کفه ترازوی خود را مثبت نگه دارید، مطمئنا روابط بسیار بهتری خواهید داشت.

در ویدئوی «عاشق شدن قسمت ساده ماجرا است! چگونه عاشق بمانیم؟» از سری مجموعه کنفرانس‌های TED، دکتر مندی کاترون در مورد نظریه‌ای توضیح می‌دهد که می‌توان با پرسیدن ۳۶ سوال عاشق شد! اما آیا چنین عشقی حقیقی است؟ پایدار است؟ چه اتفاقی بین عاشق شدن و عاشق ماندن وجود دارد؟

 

درباره نویسنده:

دکتر هریت لرنر Ph.D روان‌شناس و نویسنده کتاب‌های بسیار زیادی از جمله کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز «رقص خشم» و «دلایل اجتناب از عذرخواهی» است.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-dance-connection/201405/why-i-love-you-isnt-enough?collection=167191