برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

علت اصلی طلاق: منفی‌گرایی چگونه می‌تواند منجر به مرگ رابطه شود؟

افکار و احساسات ما، در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر پدیده‌ای قرار دارد که محققان نام آن را منفی‌گرایی (negativity) می‌گذارند؛ گرایش به سمت واکنشی شدیدتر به وقایع و موضوعات منفی در مقایسه با وقایع و موضوعات مثبت. به طور مثال هنگامی که به طور هم‌زمان مورد تحسین و انتقاد قرار می‌گیریم، بیش از آنکه از تحسین‌ها لذت ببریم، با انتقادها مشغولیت ذهنی پیدا می‌کنیم.

دلیل تکاملی منفی‌گرایی

از نظر تکاملی، این عدم تعادل که همچنین با عنوان سوگیری منفی، نیز شناخته می‌شود، به این دلیل در مغز ما شکل گرفته است که نیاکان ما را نسبت به تهدیدهای کشنده آگاه و در برابر آن‌ها محافظت می‌کرده است.

اما این گرایش بسیاری از اوقات باعث تحریف دیدگاه‌ها و رفتارهای ما می‌شود. یک تعارض ظریف ارتباطی می‌تواند منتهی به پیامدهای مخربی شود آنگاه که تمرکز بر وجوه منفی، بر قضاوت ما غلبه می‌یابد؛ و می‌تواند منتهی به کنش‌هایی شود که نتیجه آن‌ها پیچیده‌تر شدن شرایط و دور شدن بیشتر از یکدیگر شود.

اگر بتوانیم از منطق خود برای غلبه بر تکانه‌های غیرمنطقی استفاده کنیم، همهچیز بهتر پیش خواهد رفت، اما برای این کار بیش از هر چیز نیاز به درک قدرت تاثیر وجوه منفی موضوعات، بر ذهن خود داریم.

تاثیر منفی‌گرایی در روابط زناشویی

تاثیر منفی‌گرایی در روابط زناشویی

منفی‌گرایی در روابط صمیمانه، می‌تواند باعث چندین برابر جلوه کردن نقایص واقعی یا فرضی شریک عاطفی، به موازات سوگرایی به سمت اغراق و بزرگ‌نمایی نقاط قوت خود شود. این موضوع می‌تواند باعث به وجود آمدن این احساس شود که طرف مقابل قدرنشناس، خودخواه و ناتوان از جبران همه خوبی‌های ماست. این جملات ممکن است تداعی‌کننده یکی از آشناترین سوالات آزاردهنده در زندگی خود یا اطرافیانمان باشد؛ «چرا آن‌ها قدر من را نمی‌دانند؟»

مشاهدات روان‌شناسان متخصص در حوزه روابط زناشویی، پاسخ‌هایی را برای این سوال فراهم می‌کند. این مشاهدات و بررسی گزارش افراد متاهل از میزان رضایت آن‌ها در زندگی زناشویی نشان می‌دهد که در طول زمان، میزان رضایتمندی روندی رو به پایین دارد و ازدواج موفق، بیش از آنکه بر اساس بهبود در رابطه قابل‌تعریف باشد، بر اساس عدم کاهش و‌ یا شیب کمتر در این روند نزولی، قابل‌تعریف است. البته این موضوع، به معنای اشتباه و مصیبت‌بار بودن ازدواج نیست.

پس از شکل‌گیری یک رابطه صمیمانه، در غالب موارد، شور و شیفتگی مراحل ابتدایی به‌تدریج محو می‌شود و سرخوشی آن دوران قابل‌دوام تا دهه‌ها پس از شروع ارتباط نیست. اما اکثر زوج‌ها منابع دیگری را برای ایجاد احساس رضایت، با کیفیت و کمیتی متفاوت، برای خود فراهم می‌کنند. در عین حال در برخی موارد شدت این افول به حدی زیاد است که منجر به مرگ رابطه می‌شود. با بررسی تعاملات زناشویی در طول زمان، محققان به نظریه‌ای در توضیح این پدیده رسیده‌اند.

تصور کنید که در دوران آشنایی پیش از ازدواج با کسی هستید که چیزی در رفتار او شما را آزار می‌دهد. به طور مثال ولخرج است یا در برخورد با دوستان شما رفتارهای اغواگرانه دارد یا با توجه به حرف‌های شما گوش نمی‌دهد. واکنش شما چیست؟

  • اهمیت ندهید و امیدوار باشید که شرایط بهتر می‌شود.
  • توضیح بدهید که چه چیزی شما را آزار می‌دهد و به مصالحه برسید.
  • چیزی نگویید اما از نظر عاطفی از او فاصله بگیرید.
  • به پایان رابطه فکر کنید.
  • با تهدید کردن طرف مقابل به قطع ارتباط یا جست‌وجو برای فردی دیگر.

محققان مجموعه این پاسخ‌های متداول در مصاحبه را، به دو استراتژی اصلی تقسیم کرده‌اند. استراتژی‌های سازنده و استراتژی‌های تخریب‌کننده. استراتژی‌های سازنده، مانند وفاداری به رابطه یا حل مسئله، منطقی و تحسین‌برانگیز به نظر می‌رسند. اما انجام دادن یا ندادن آن‌ها، از اهمیت چندانی در تعیین پیش‌آگهی و سرانجام رابطه برخوردار نبود. در مقایسه با آن، آنچه تاثیر تعیین‌کننده‌تری بر سرانجام رابطه داشت، انجام دادن یا ندادن استراتژی‌های مخرب، مثل کناره‌گیری یا تهدید کردن طرف مقابل بود که می‌توانست آغازکننده یا پیشگیری‌کننده از چرخه کنش و واکنش‌های انتقام‌جویانه در رابطه شود.

علت اصلی طلاق: واگیر بودن اپیدمی منفی‌گرایی در ازدواج

واگیر بودن اپیدمی منفی‌گرایی در ازدواج

یکی از دلایل دشواری روابط درازمدت این است که دیر یا زود، گرایشی به سمت تمرکز بر نقاط منفی در یکی از طرفین رابطه شکل می‌گیرد و این موضوع تا آنجا پیش می‌رود که طرف مقابل هم وارد واکنش متقابل منفی می‌شود. در چنین شرایطی، نجات رابطه بسیار دشوار خواهد شد.

منفی‌گرایی یک گرایش سرسخت، مقاوم و به شدت واگیردار است. مطالعات متعددی وجود دارند که نشان می‌دهند هنگامی که از افراد، در دوران آشنایی پیش از ازدواج، درباره ارزیابی‌شان از طرف مقابل رابطه، سوال می‌شود، آن‌ها زمان بیشتری را به تعمق پیرامون نکات منفی اختصاص می‌دهند.

پس از خروج از فاز آشنایی و ورود به زندگی در قالب تاهل، به جز گروهی از افراد که تحت تاثیر تردیدها و احساسات خصمانه در نخستین سال‌های زندگی طلاق می‌گیرند، اکثریت افراد به زندگی مشترک، علیرغم محو شدن شور و‌ اشتیاق اوایل رابطه، ادامه می‌دهند. در تعیین احتمال و میزان بقای رابطه در این مرحله نیز، مطالعات نشان می‌دهند که بیش از شیفتگی و شدت احساسات ابتدایی رابطه، نحوه رو به رو شدن و سازگاری افراد با تردیدها، ناکامی‌ها و نارضایتی‌ها، نقش اساسی در بقا و کیفیت رابطه دارد.

ارتباط احساس ناامنی و منفی‌گرایی

یکی از نمادهای منفی‌گرایی در یک رابطه، رشد احساس ناامنی در یکی از طرفین، علیرغم عدم وجود یک خطر واقعی است. مردان ناامن غالبا به تمرکز بر روی ترس از خیانت جنسی همسر و رفتارهای مالکیت طلبی و کنترل‌گرانه به دنبال آن گرایش دارند. درحالی‌که زنان بیشتر به ترس از اشکال دیگری از طرد شدن و واکنش‌های خصمانه، بیش از کنش‌های حسادت آمیز، گرایش دارند.

افراد ناامن آسیب‌پذیری بسیار بالایی نسبت به افکار و رفتار منفی‌گرایانه دارند. ترس آن‌ها از طرد شدن، می‌تواند باعث تبدیل‌شدن یک بحث و اختلاف‌نظر، به خطر بزرگی برای رابطه، در ذهن آن‌ها شود‌. وحشت آن‌ها در چنین شرایطی می‌تواند باعث دور شدن شریک عاطفی و تبدیل‌شدن ترس آن‌ها به واقعیتی در دنیای بیرون شود.

توقعات زنان – کناره‌گیری مردان

در مقایسه میان رابطه دو نفر از دو جنس مخالف، در مقایسه با افراد هم‌جنس، یکی از موضوعاتی که احتمال ایجاد چرخه منفی‌ را تشدید می‌کند، به وجود آمدن تعارضی میان «توقعات زنان» و «میل به کناره‌گیری در مردان» است. هنگامی که زنان شروع به انتقاد یا شکایت درباره نقصان‌های رابطه می‌کنند، گرایش بالایی در مردان برای کناره‌گیری و ایجاد یک چرخه معیوب ایجاد می‌شود. تعارضی که در روابط میان افراد هم‌جنس، کمتر مشاهده می‌شود.

مهم‌ترین عامل اجتناب از طلاق

علیرغم فراگیری و نقش مهم منفی‌گرایی، بسیاری از افراد قادر به شناسایی و پیشگیری از پیامدهای آن در رابطه نیستند. هنگامی که یکی از محققان مطالعات مذکور، از شاگردان خود پرسید که به چه علت‌هایی خود را شریک عاطفی خوبی در زندگی آینده‌شان تصور می‌کنند،‌ اکثریت آن‌ها در جواب فهرستی از ویژگی‌های خوب خود، قدرت درک، جذابیت جنسی، هوش، وفاداری و… را نام بردند. این ویژگی‌ها اگرچه مهم هستند، اما به باور محققان، آنچه اساسی‌تر است، محافظت از رابطه در برابر منفی‌گرایی است. توانایی کنترل خود در برابر میل به گفتن یک جمله تهاجمی یا کینه‌توزانه، کمک بسیار بزرگ‌تر و عامل مهم‌تری، نسبت به یک گفته یا رفتار عاشقانه، در تعیین سرانجام رابطه است.

منبع: آتلانتیک