برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

احترام به شوهر: آیا می‌توان عاشق همسر بود و بی‌احترامی کرد؟ پاسخ روانشناسی و فلسفی
رضی میرفرشبافان در روابط

احترام به شوهر: آیا می‌توان عاشق همسر بود و بی‌احترامی کرد؟ پاسخ روانشناسی و فلسفی

چنین به نظر می‌رسد که احترام، چیزی متفاوت از عشق و حتی در تقابل با آن است. احترام به‌صورت ضمنی دلالت بر فاصله دارد، درحالی‌که لازمه عشق نزدیکی صمیمانه و حتی حس نزدیکی با هویت فردی همسر / شوهرتان است.

بااین‌وجود، افراد زیادی احترام را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اجزای عشق در نظر می‌گیرند. واضح است که می‌توان به کسی احترام گذاشت اما او را دوست نداشت، اما سوال اصلی این است: آیا می‌توان کسی را دوست داشت اما به او احترام نگذاشت؟

آرتور وینگ پینرو:

«دو نوع محبت وجود دارد: عشق به زنی که به او احترام می‌گذارید و عشق به زنی که عاشقش هستید».

پاول تیلیچ:

«اولین ماموریت عشق، گوش دادن است»

آیا می‌توان به همسر شوهر احترام گذاشت و عاشق او نبود؟

آیا می‌توان به همسر / شوهر احترام گذاشت و عاشق او نبود؟

آیا عشق و احترام همانند اسب و کالسکه لازم و ملزوم یکدیگر هستند؟ احترام در روابط عاشقانه و بخصوص در رابطه زناشویی و بین زن و شوهر بسیار مهم و حیاتی است، اما آیا احترام بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه عشق حقیقی است؟

در مصاحبه‌ای که اخیر با دو زن حدودا ۸۰ ساله داشتم، یکی از آن‌ها در مورد شوهر اولش این‌طور می‌گفت: «من عاشق بنیامین نبودم، اما به او احترام می‌گذاشتم. وجود او برای من به‌نوعی اعتبار و قدرت محسوب می‌شد و این همان چیزی بود که بدان نیاز داشتم. بنیامین خیلی با من خوب رفتار می‌کرد و بسیار به من افتخار می‌کرد. او باعث رشد من شد و اعتماد‌به‌نفس را به من برگرداند.»

اما زن دیگر در مورد همسر قبلی (راشل) شوهرش (جورج) این‌طور گفت: «راشل زنی مهربان و صادق بود؛ همه دوستش داشتند و به او احترام می‌گذاشتند. جورج هم دوستش داشت و به او احترام می‌گذاشت اما روابطشان بیشتر شبیه یک دوست صمیمی بود تا یک عاشق پر شروشور.» این دو زن سالخورده به‌وضوح بین احترام به یک فرد خوب و عاشق و دلباخته کسی بودن تمایز قائل می‌شدند.

آیا می‌توان به همسر / شوهر عشق ورزید و همزمان بی‌احترامی کرد؟

اینکه کسی بدون عاشق بودن به فردی دیگر احترام بگذارد مسئله پیچیده‌ای نیست. اما برعکس آن چه؟ آیا می‌توان بدون احترام گذاشتن به کسی، عاشقش بود؟ جواب دادن به این سوال دشوار است.

دوست داشتن با عشق و سکس چه فرقی دارد؟

تجربه پیچیده عشق شامل دو عامل می‌شود: هم دوست داشتن و هم تمایلات جنسی. دوست داشتن شامل ارزیابی اولیه از خصوصیات قابل‌ستایش (ارزیابی ویژگی‌های مثبت شخصیت) فرد است درحالی‌که تمایل جنسی شامل جذابیت خصوصیات آن فرد است. دوست داشتن یک فرد می‌تواند بدون رابطه جنسی اتفاق بیافتد (برخلاف پدیده رفاقت منفعت محور friends with benefits) و سکس نیز می‌تواند بدون رفاقت صورت بگیرد.

آیا احترام جزوی از عشق بین زن و شوهر است؟

در متن یکی از آهنگ‌های بریتنی اسپیرز چنین آمده است که احترام لزوما نباید بخشی از عشق باشد:

«او شرور و مطیع قانون شیطان است، او فقط برای سرگرمی دست به قتل می‌زند، تنها چیزی که می‌دانم این است که باید رها شود، اما نه … من عاشق فردی گناهکار هستم و این عشق، منطقی نیست، بلکه صرفا جسمانی است.» – بریتنی اسپیرز

این ترانه از عشق یک زن به یک خلافکار سخن می‌گوید، عشقی که به‌طور کامل بر مبنای تمایلات جنسی و جسمانی استوار است. در چنین عشقی جایی برای احترام یا دیگر عواطفی که معمولا عشق، آن را در بر‌می‌گیرد نیست؛ همان‌طور که او می‌گوید «این عشق منطقی نیست».

بااین‌حال، به نظر من، عشق باید شامل این هر دو باشد: داشتن ارزیابی مثبت (که تا حدودی احترام را ضمانت می‌کند) و میل جنسی. اما در مورد شیفتگی، اغلب این دو را با هم اشتباه می‌گیریم.

نقطه مشترک عشق و احترام چیست؟

همانند عشق، احترام نیز رفتاری پیوسته و مداوم نسبت به فرد دیگر است. نمی‌توان عشق و احترام را در عرض چند دقیقه ابراز کرد و در ادامه از تداوم آن‌ها انصراف داد. البته سکس دارای ماهیت متفاوتی است؛ دارای آغاز، میان و پایان است و تمامی این مراحل می‌تواند در مدت‌زمان بسیار کوتاهی رخ دهد.

مفهوم روانشناسی احترام متقابل بین زن و شوهر چیست؟

احترام یک نگرش و طرز برخورد است و نه صرفا یک احساس. این نگرش معطوف به همسر / شوهری است که قابل‌اعتماد بوده و با درک و ملاحظه باشد.

در مطالعات انجام‌گرفته نشان داده شده است که احترام نسبت به معیارهای دیگر ازجمله، عشق، دل‌بستگی و محبت شاخص قوی‌تری در پیش‌بینی میزان رضایت طرفین از رابطه است. احترام که هم شامل علاقمندی و هم برابری خواهی است، هم‌ردیف یک سری نگرش‌های دیگر ازجمله حقوق برابر، استقلال و رشد و شکوفایی فردی است.

در احترام، معیار خاصی برای حفظ فاصله وجود دارد که به هر یک از زوجین صرف‌نظر از اینکه چقدر با دیگری خوب است، این اجازه را می‌دهد تا همان‌طور که می‌خواهد زندگی کند و آن شان و منزلتی را که مدنظر شخص است به او می‌بخشد.

این احترام یک فضای شخصی به همسر / شوهر می‌بخشد که مطابق با شایستگی ذاتی اوست.

میل جنسی ارتباطی با مسئله احترام ندارد، چراکه ماهیت سکس، شکستن مرزها و از میان برداشتن فاصله است.

عشق رمانتیک شامل هر دو این موارد است: اولی فاصله مناسبی که منجرب به وجود آمدن احترام می‌شود را فراهم می‌کند و دومی تعامل و مشارکت نزدیک عاطفی.

عشق و احترام متقابل: مهمترین خواسته همسر / شوهر از رابطه زناشویی

عشق و احترام متقابل: مهمترین خواسته همسر / شوهر از رابطه زناشویی

دکتر جان گاتمن، در تحقیق معروف خود با عنوان «تحلیل عوامل موثر در ثبات روابط زناشویی» چنین خاطرنشان می‌کند که اغلب زن و شوهرها در ازدواج دنبال دو چیز مهم هستند: عشق و احترام.

بی‌احترامی به هسمر / شوهر: مهمترین عامل طلاق

او می‌گوید درواقع مهم‌ترین عامل طلاق تحقیر و بی‌احترامی / اهانت است که دقیقا نقطه مقابل احترام است.

او در یک مطالعه دیگر، از احترام به همراه سه عامل دیگر که شامل تعهد، صمیمیت و گذشت است به‌عنوان چهار ارزش اساسی رابطه نام می‌برد. بااین‌حال، نتایج یک مطالعه دیگر چنین نشان داد که افراد هنگام صحبت در مورد اینکه چرا روابطشان خوب پیش می‌رود یا بد، فورا به موضوع احترام اشاره می‌کنند و این احترام یکی از پنج ویژگی بارز و ارزشمند برای طرفین در یک زندگی عاشقانه مشترک است. چهار ویژگی دیگر عبارت‌اند از: داشتن درک، قابل‌اعتماد، صادق و وفادار بودن. این مطالعه نیز ثابت می‌کرد که احترام رابطه نزدیکی با میزان رضایت از زندگی زناشویی دارد. بی‌حرمتی نشانه قدرتمندی از یک ازدواج بدون عشق است. در حقیقت احترام به معنی رعایت و ادای حقوق ما است به‌نحوی‌که سبب افزایش اعتماد‌به‌نفس مثبت در ما شود. در یک رابطه گرم و نزدیک، احترام بیانگر و مدافع حقوق برابر است. اهمیت برابری حقوق در ازدواج‌های موفق و روابط صمیمی از طریق احترام در روابط عاشقانه تحقق پیدا می‌کند.

تقابل عشق و احترام از دیدگاه فلسفه

فیلسوف مشهور آلمانی ایمانوئل کانت، عشق و احترام را دو امر مخالف یکدیگر می‌داند، زیرا عشق افراد را به نزدیک شدن تشویق می‌کند، درحالی‌که احترام مردم را به گرفتن و حفظ فاصله از یکدیگر وادار می‌کند. پرفسور کارول گیلیگان استاد روا‌شناسی دانشگاه هاروارد بین احترام منصفانه و علاقه‌مندی عاطفی جانب‌دارانه تمایز قائل است. درحالی‌که کانت از نظر اخلاقی، احترام را برتر می‌داند، در نظر گیلیگان علاقه عاشقانه از اولویت بیشتری برخوردار است.

(کانت در مورد اخلاق چه می‌گوید؟ مقاله «کاربرد فلسفه کانت در جوامع مدرن» را مطالعه کنید.)

تعریف احترام از دیدگاه فلسفه

احترام به معنی داشتن این باور است که چیزی ارزشمند در آن شیء وجود دارد که آن را شایسته نوع خاصی از توجه و رفتار می‌کند. احترام نه به دلیل میل یا علاقه شخصی، بلکه به دلیل ماهیت خود شیء به وجود می‌آید. هنگامی‌که به چیزی احترام می‌گذاریم، ما آن چیز را به دلیلی که استحقاق و ارزشمندی که دارد محترم می‌شماریم نه به دلیل ارتباطی که با ما دارد.

می‌توان علاقه‌مندی به یک شخص را هم نوعی احترام نسبت به آن فرد محسوب کرد. ما نه‌تنها به خصوصیاتی از وجود شخص احترام می‌گذاریم که در بقیه افراد نیز مورد احترام است، بلکه به دنبال ویژگی‌های خاصی هستیم که آن فرد را از دیگران متمایز می‌کند. در حقیقت علاقمند بودن به یک فرد به منزله در نظر گرفتن خاص بودن آن فرد می‌باشد.

احترام بیشتر یک مسئله زاییده ذهن است تا یک مسئله شخص محور. احترام رفتاری است که در سایه خصوصیات یک چیز از ما مطالبه می‌شود. اما دوست داشتن و جذابیت یک مسئله شخص محور است و تا امری زاییده ذهن: اگرچه هردوی آن‌ها مبتنی بر ویژگی‌های شیء هستند، اما دوست داشتن بیشتر به سلیقه فرد متکی است. عشق جایی میان این دو قرار می‌گیرد؛ که مستلزم ایجاد تعادل بین خصوصیات شیء (که از طریق ارزیابی شایستگی آشکار می‌شود) و ویژگی‌های شخص محور (که از طریق ارزیابی جذابیت فردی روشن می‌شود) است.

آیا از نظر فلسفی عشق بدون احترام به همسر / شوهر ممکن است؟

بدون احترام و جذابیت هیچ عشقی شعله ور نمی‌شود. اما احترام و جذابیت هر دو می‌تواند بدون عشق وجود داشته باشد. هنگامی‌که به کسی احترام می‌گذاریم، ما به شکلی بی‌طرفانه، ارزش‌های ذاتی او را می‌ستاییم؛ زمانی که کسی برای ما جذابیت داشته باشد، ما به ارزش‌های ظاهری‌تر و شخصی او بها می‌دهیم. هنگامی‌که عاشق کسی هستیم، هردوی این ویژگی‌های درونی و بیرونی آن فرد را مورد تحسین قرار داده‌ایم.

با توجه به این دو دیدگاه، دو نوع کلی رویکرد در یک رابطه رمانتیک ممکن است اتفاق بیافتد: اول مصالحه ارزش کلی فرد (احترام) به معنی فدا کردن ارزش ذاتی و درونی او؛ دوم فدا کردن ارزش فرد به‌عنوان معشوق و شریک عاطفی به معنی فدا کردن ارزش‌های ظاهری و شخصی او.

اگرچه فاصله، عنصری مهم در مقوله احترام است، اما خود احترام نیز بخشی مهم از عشق است. احترام به همسر / شوهر در حفظ و تقویت هویت فردی و شخصیتی کمک می‌کند و این موضوع برای خوشبختی و موفقیت رابطه زناشویی حیاتی است. با‌این‌حال احترام می‌تواند در رابطه‌ای که فاقد عنصر عشق است وجود داشته باشد.

ملاحظات فوق را در چند جمله و از زبان یکی از زوجین می‌توان چنین توضیح داد:

«عزیزم اگرچه آن‌طور که باید عاشقت نیستم ولی برای تو احترام قائل هستم و همین ممکن است برای عبور از شرایط دشواری که هم‌اکنون پیش رو داریم، کافی باشد.»

آیا از خوانندگان این مقاله کسی هست که عمیقا عاشق همسر یا شوهرش باشد ولی به او احترام نگذارد؟

برای درک احترام باید ماهیت عشق را مورد کنکاش قرار داد. عشق حقیقی چیست؟ مقاله «عشق واقعی چیست؟ از کجا بدانیم که واقعا عاشق شده‌ایم؟ ۷ تفاوت مهم عشق حقیقی با توهم عاشقی» را مطالعه کنید.

 

منبع: سایکالیجی تودی