برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

روانشناسی جنسیتی مردان: نیازهای اساسی مرد که مهم‌تر از رابطه جنسی / زناشویی است

 چند بار این جمله را شنیده‌اید که «همه مردان دنبال رابطه جنسی هستند»؟ وقتی ۱۷ ساله بودم، به این کلیشه جنستی باور داشتم. در ۳۷ سالگی در مورد صحت این جمله شک داشتم. حال که ۷۳ ساله‌ام می‌دانم که چنین عبارتی صحیح نیست. اشتباه نکنید، سکس در هر سنی می‌تواند فوق‌العاده باشد، اما یک چیز مهم‌تر از رابطه جنسی هم وجود دارد. این چیز، همانی است که مردان در پذیرش آن مشکل دارند و زنان در اجابتش. در این مقاله به بررسی نیازهای اساسی مردان از دیدگاه روانشناسی خواهیم پرداخت.

کلیشه جنسیتی: مردان واقعی همیشه باید دنبال رابطه جنسی باشند!

با گذشت زمان و کسب تجربه درک وجود چنین کلیشه جنسیتی در مورد نیازهای مردان برایم واضح‌تر شد و هر چه زمان بیشتری را به تعامل با گروه مردان مختلف می‌پرداختم، و از نظر روانشناسی موضوع را بررسی می‌کردم به حقیقت نزدیک‌تر می‌شدم.

ما یک گروه ۶ نفره از مردان هم سن و سال داریم که به مدت سی‌وهشت سال به صورت مرتب با هم در ارتباط هستیم و رابطه جنسی هم از موضوعاتی بود که در طی این سال‌ها حول آن به گفتگو پرداخته‌ایم. مثل همه مردان دیگر، ما نیز با هم رقابت داریم و همه می‌خواهیم از نگاه یکدیگر افراد موفقی به نظر بیاییم؛ اما در طول این مدت این نکته را هم یاد گرفته‌ایم که با هم روراست باشیم. ما نه تنها در مورد موفقیتهای جنسی خود صحبت می‌کنیم، بلکه شکست‌ها، ترس‌ها و سردرگمی‌هایمان را نیز بیان می‌داریم.

کلیشه جنسیتی: مردان واقعی همیشه باید دنبال رابطه جنسی باشند!

ما مردان در دوران جوانی این‌طور یاد می‌گیریم که داشتن رابطه جنسی، مترادف با مرد بودن است. به یاد دارم که در دوران دبیرستان، از دختری که به او علاقه داشتم، هنگام گفتگو با دختر دیگر در مورد دوست‌پسرش، حرف‌های عجیبی شنیدم که با کلیشه جنسیتی در تضاد بود. آن دختر از اینکه دوست‌پسرش همیشه دغدغه سکس دارد، شکایتی بر زبان نمی‌آورد، بلکه حرفش این بود که «او مانند دیگر پسرها به من ابراز علاقه جنسی نمی‌کند». او در ادامه به دوستش این‌گونه گفت که «رفتارش خیلی مردانه نیست». پیامی که می‌خواست به دوستش منتقل کند بسیار واضح بود: «مردان واقعی» خواهان سکس هستند و اگر شما به یک دختر ابراز علاقه جنسی نکنید، یک مرد واقعی نیستید!

اعتبار این درس زودهنگام در سالیان آتی در نزد من بیشتر شد؛ اینکه همیشه دنبال سکس باشی، برای خیلی از افراد نشانه مردانگی‌ست. بهتر است بارها و بارها دست رد به سینه شما بزنند و در نظر دیگران آدمی عوضی که صرفا فکر و ذکرش پیش سکس است به نظر بیایید، تا فردی که چیزی فراتر از سکس می‌خواهد ولی فاقد مردانگی کامل است.

روانشناسی جنسیتی مردان: آنچه برای مرد مهمتر از رابطه جنسی است

همه ما این‌گونه شنیده‌ایم که زنان برای برقراری رابطه جنسی باید احساس عشق را دریافت کرده باشند، اما مردان برای دریافت عشق باید رابطه جنسی برقرار کنن!

بیایید کنکاشی عمیق‌تر انجام داده و ببینیم که مردان در هنگام برقراری رابطه جنسی دقیقا چه چیزی را بدست می‌آورند. مطمئنا لذت جسمی وجود دارد، اما نیازی عمیق‌تر وجود دارد که ارضا می‌شود؛ من آن را نیاز به «ساحل آرامش» می‌نامم.

دنیای مردان دنیای رقابت است. در پایه‌ای‌ترین سطح و در اغلب گونه‌ها، نرها برای دسترسی داشتن به مرغوب‌ترین ماده‌ها با سایر نرها رقابت می‌کنند. این مردها هستند که همیشه پیش‌قدم می‌شوند و در مقابل این زنان هستند که تصمیم می‌گیرند کدام مردان را بپذیرند. مطمئنا در روزگار مدرن، این نقش‌ها نسبت به گذشته انعطاف‌پذیرتر شده‌اند؛ اما در بیشتر موارد، چه طاووس باشید و چه انسان، ما به عنوان یک مرد می‌خرامیم و خود را به نمایش می‌گذاریم و امیدواریم آن‌قدر خوب باشیم که در نهایت توسط زنی که به دنبالش هستیم، انتخاب شویم.

دسترسی به بدن همسر باعث ایجاد آرامش بوده و چیزی شبیه به احساس بازگشت به خانه را القا می‌کند؛ چیزی که فراتر از لذت جنسی محض است.

اغلب ما رقص‌هایی را که در کودکستان و مدرسه ابتدایی در آن‌ها شرکت می‌کردیم به یاد می‌آوریم. اگر می‌خواستید دختری را برای گرفتن در بازوان خود انتخاب کنید، می‌بایست تا آن سر کلاس و از جلوی چشم همه رد می‌شدید و از دختر محبوب خود درخواست می‌کردید که با شما برقصد. اگر او دعوت شما را می‌پذیرفت، بهشت از آن شما بود. اگر او امتناع می‌کرد، احساسی همچون ورود به جهنم وجودتان را فرا می‌گرفت. نکته اصلی این قضیه آن است که شما برای اینکه دختری را در آغوش بگیرید و او هم شما را در آغوش بگیرد، باید دل به دریا بزنید و خود را در موقعیت آسیب‌پذیر و احتمال طرد شدن قرار دهید.

در حین بزرگ شدن و بلوغ، توسط این دنیای پر از رقابت که همواره طردمان می‌کند، مورد ضرب و شتم قرار می‌گیریم و به اندازه کافی کبود و کوفته می‌شویم. ما در آرزوی آن بندر امنی هستیم که لازم نباشد شخصیتی از خود را به نمایش بگذاریم که واقعا نیستیم و صرفا به جهت انتخاب شدن مجبور به تظاهر باشیم. ما آرزومند کسی هستیم که ما را به همان شکلی که هستیم ببیند و بخواهد، کسی که در آغوشمان بگیرد و لمسمان کند، نه فقط جسم‌مان را، که قلب و روحمان را نیز.

روانشناسی جنسیتی مردان: آنچه برای مرد مهمتر از رابطه جنسی است

ساحل امن خواسته‌ای بالاتر از رابطه جنسی / زناشویی برای مردان

«همیشه خواهان رابطه جنسی» بودن بخشی از شخصیت و نقاب تعریف شده برای کاراکتر مرد است که ما به چهره می‌زنیم تا نشان دهیم که ویژگی‌های مردانه را دارا هستیم. اما آنچه که واقعا می‌خواهیم، ساحلی امن است که بتوانیم بدان پناه ببریم، در آن بیاساییم و از ما مراقبت شود. به عبارت دیگر، ما خواهان دریافت آن احساس مراقبتی هستیم که اغلب در دوران کودکی به اندازه کافی از نعمت آن برخوردار نبوده‌ایم. اما پذیرش وجود این نیازها باعث می‌شود که احساس کنیم پسر کوچولو هستیم و نه مردی قوی. بنابراین استراتژی بهتر این است که از طریق تمایل جنسی ویژگی‌های مردانه خود را به نمایش بگذاریم و زمانی که به بدن او دسترسی پیدا کردیم، می‌توانیم بیاساییم و خود واقعی‌مان باشیم و عشق را در وجود خود برانگیزیم. این همان خواسته پنهانی‌ای است که هنگام رابطه جنسی داریم.

یکی از مواردی که من عاشق دریافتش از همسرم کارلین هستم، این است که در دامان او دراز بکشم و او با موهای سرم بازی کند. این به‌مثابه یک ساحل امن فوق‌العاده برای من است. برای ارضای این نیاز، نیازی به رابطه جنسی ندارم. تنها کاری که باید بکنم این است که درخواست کنم. در این شرایط، هم عمیقا لمس شده‌ام و هم کاملا مورد پذیرش قرار گرفته‌ام؛ نه نیازی به وانمود کردن و نه نیازی به اثبات خودم دارم. صرفا باید تمایل داشته باشم تا خودم را به شکل عمیق در چنین موقعیت به ظاهر آسیب‌پذیری قرار دهم.

علت سرد شدن مردان در رابطه زناشویی توسط زنان

به همان اندازه‌ای که برای مردان درخواست در آغوش گرفته شدن، مورد مراقبت قرار گرفتن و لمس شدن دشوار است؛ به همان اندازه نیز برای اغلب زنان، وارد شدن به چنین حوزه صمیمیت عاطفی سخت است. سه دلیل اصلی در توضیح این موضوع وجود دارد که غالبا ناخودآگاه هستند:

۱. اول اینکه، زنان در مورد مرد بودن مرد‌ها، پیش‌فرض‌های ذهنی خود را دارند. به این معنی که اگر شوهر من، خواهان رابطه جنسی نیست، یعنی من به اندازه کافی برایش جذابیت ندارم.

۲. دوم، اگر مردی درخواست در آغوش گرفته شدن و مورد محبت و مراقبت قرار گرفتن کند، در زنان این احساس را ایجاد می‌کند که به جای یک مرد با یک پسر نابالغ طرف هستند. نمی‌توانم تعداد مراجعین زن بی‌شماری را برایتان بشمارم که در مراجعه به مطب من چیزهایی از این قبیل می‌گویند که «شرایط زندگی من طوری است که احساس می‌کنم به جای دو فرزند، صاحب سه بچه هستم. دو پسرم به علاوه شوهرم!». زنان خواهان ارتباط با یک مرد هستند و از اینکه به جای آن یک پسر کوچولو گیرشان بیاید، نگرانند.

۳. سوم، زنان از مردانی که احساس مردانگی نمی‌کنند، می‌ترسند. آن‌ها می‌دانند که خشن‌ترین مردان در محیط خانه، همان‌هایی هستند که در درون خود احساس ضعف و ناتوانی می‌کنند. تجربه غالب زنانی که اجازه داده‌اند مردان‌شان در چنین موقعیت آسیب‌پذیری قرار بگیرند، نشان می‌دهد که متعاقب آن با واکنش‌هایی از جنس خشم و غضب از سوی مردان روبرو شده‌اند.

اینکه مردان بخواهند به این موضوع اعتراف کنند که نیازمند آن ساحل اطمینان هستند که بتوانند توسط یک زن در آغوش گرفته شده و مراقبت شوند، نیازمند بلوغ فکری بالایی است. شجاعت بسیار زیادی لازم دارد تا یک مرد بتواند این موضوع را به همسر خود بگوید که اگر چه او خواهان سکس است، اما بیشتر از آن نیازمند امنیت، عشق و مواظبت است. درک این موضوع نیازمند سطح بالایی از خردمندی‌ست، سطحی که ما مردان را به این فهم و آگاهی برساند که مردانه‌ترین کاری که یک مرد می‌تواند انجام دهد، این است که به خود این اجازه را بدهد که به اندازه یک کودک، آسیب‌پذیر باشد.

کدام زنان برای همسر خود احساس آرامش به همراه می‌آورند؟

مسائلی که گفته شد تنها یک طرف قضیه است. زنان نیز باید خواهان این باشند که دست از پیش‌فرض‌های ذهنی و باورهای اشتباه از تعریف سنتی مردانگی برداشته و پذیرای مردانی باشند که خود را در چنین موقعیت آسیب‌پذیری قرار می‌دهند. برای اینکه یک زن بتواند آغوشی گرم و امن باشد، باید اعتماد‌به‌نفس بالایی داشته و عاشق و دوست‌دار خودش باشد. همچنین یک زن باید آن‌قدر توانمندی داشته باشد که وقتی شرمساری همسرش از آسیب‌پذیری، تبدیل به احساس اضطراب، خشم یا افسردگی می‌شود، بتواند از سلامت روحی خود مراقبت کند. برای زنان و مردان، به جان خریدن این ریسک‌ها کار آسانی نیست، اما بازخوردی که چنین روشی می‌تواند داشته باشد، صمیمت و عشقی عمیق است که یک عمر پابرجا می‌ماند.

در همین راستا مقاله «چرا زنان باید دست از خجالت زده و شرمسار کردن مردان بردارند؟»

و مقاله «تاثیر طرد جنسی همسر / شوهر بر کیفیت رابطه زناشویی» را مطالعه کنید.

 

منبع: مِن اِلایو