برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

بزرگترین اشتباه مردان در مورد درک مفهوم عشق و عاشقی

واژه عشق یک کلمه سه‌حرفی کوتاه است که دنیایی از معانی در برمی‌گیرد. حتی اگر عشق را صرفا محدود به دوست داشتن دو نفر کنیم، راه‌های بی‌شماری برای عشق ورزیدن نسبت به دیگری وجود دارد. مثلا عشقی که یک نفر به برادرش دارد یا عشق رمانتیکی که در یک رابطه جدید به وجود می‌آید. ازآنجاکه این احساس در قالب‌های مختلفی خود را بروز می‌دهد و برای توصیف همه آن‌ها از یک کلمه استفاده می‌شود، در اغلب موارد ما قادر به بیان منظور خود نیستیم و همین موضوع باعث سردرگمی می‌شود. احساس عشق مردان نسبت به همسر و معشوق خود همواره با یک سوء‌تفاهم بزرگ همراه است که تقریبا دامن هر مردی را می‌گیرد.

اشتباه مردان در برداشت ابزاری از عشق

اشتباه مردان در برداشت ابزاری از عشق

همانطور که همه می‌دانیم، مردان هدف محورتر از زنان هستند. البته این بدان معنی نیست که زنان اهداف و دستاوردهای خود را جدی نمی‌گیرند. بلکه موضوع این است که زنان از مسیری که منتهی به هدف می‌شود، لذت بیشتری می‌برند و در مقابل فکر و ذکر مردان بیشتر معطوف رسیدن به مقصد است. طبق تعریفی که روان‌شناسان می‌کنند، مردها بیشتر به ارزش «ابزاری» یک شی یا موضوع اهمیت می‌دهند. یعنی در اغلب موارد طرز فکر یک مرد اینگونه است که آیا می‌توان از یک چیز به عنوانی ابزاری برای رسیدن به هدف استفاده کرد؟ به‌عبارت‌دیگر ارزیابی که مردان از موضوعات مختلف زندگی خود می‌کنند بر این اساس است که آیا آن موضوع می‌تواند به شکل مستقیم مرا به هدف برساند؟ هر چه ارزش یک چیز به عنوان ابزار بیشتر باشد، از نظر مردان ارزش کلی بیشتری خواهد داشت. داشتن چنین دیدگاهی در زندگی حرفه‌ای می‌تواند بسیار مفید باشد، اما هر زنی که با چنین مردی وارد رابطه بلندمدت شده باشد، می‌داند که این طرز نگاه به زندگی و موضوعات باعث ایجاد مشکل در زندگی شخصی و روابط عاشقانه می‌شود.

مشکل این است که عشق یک فرآیند هدف محور نیست و راهی برای پیروزی در آن وجود ندارد. نه مسابقه‌ای در کار است و نه هیچ خط پایانی وجود دارد. و این دقیقا همان مشکلی است که اغلب مردان دارند و چون می‌خواهند جهان را از این دیدگاه برد و باختی درک کنند، دچار مشکل می‌شوند. هیچ اتفاقی در روابط عاشقانه آینده شما، نمی‌تواند وضعیت کنونی شما را بهبود ببخشید. اگر قدردان وضعیت کنونی خود نیستید، احتمالا در آینده نیز احساس خوشحالی و شکرگزاری نخواهید داشت.

ماهیت عشق همچون سفر است و درک این موضوع برای مردان سخت است.

این سوء‌تفاهم اصطلاحا منجر به دیدگاهی به نام «عشق ابزاری» می‌شود. دیدگاه عشق ابزاری می‌گوید من عاشق همسر / شوهرم هستم، چون او فلان کار را برای من می‌کند یا فلان رفتار را با من دارد. این موضوع در اغلب موارد به شکل پنهان باقی می‌ماند. برای مثال، عشق یک مرد به همسرش شاید برآمده از این حقیقت باشد که شریک زندگی او همکار خوبی برای یک پروژه خاص یا تشکیل خانواده یا بچه آوردن است، یا حتی به این دلیل باشد که هر دو زوج بلندپروازی یکسانی دارند و یکدیگر را برای پیشرفت شغلی یا درسی حمایت می‌کنند. البته این موارد تنها انگیزه یک مرد برای عشق ورزیدن به همسرش نیست. اما به راحتی می‌توان این مکالمه را متصور شد که زنی از شوهرش می‌پرسد چرا دوستم داری و او در پاسخ، جواب‌های متناسب با دیدگاه عشق ابزاری می‌دهد. در حقیقت وقتی یک زن چنین سوالی از شوهر خود می‌پرسد، ذهن مرد دنبال پاسخ‌هایی می‌گردد که بتواند بگوید همسرش چگونه او را در رسیدن به اهداف مهمش کمک کرده است. چنین وضعیتی مؤید وجود عشق ابزاری است و بستگی به نقشی دارد که همسر فرد در زندگی او دارد.

سوال این است که چرا عشق ابزاری را نمی‌توان به عنوان یک رابطه زناشویی عاشقانه زیبا و موفق در نظر گرفت؟ جواب این است وقتی شرایط فرد تغییر می‌کند، نقش و وظیفه مخاطب هم تغییر می‌کند. با تغییر وظیفه، مفید بودن فرد در راستای رسیدن به اهداف اولیه‌ای که داشتید نیز تغییر می‌کند. ازاین‌جهت، می‌توان گفت که عشق ابزاری وابسته به شرایط است و نه خود مخاطب.

عشق ذاتی یا عشق واقعی چیست؟

عشق ذاتی یا عشق واقعی چیست؟

اما یک نوع از عشق دیگر هم وجود دارد که در مغز یک مرد به وجود می‌آید. این نوع عشق صرفا بر اساس ذات مخاطب شکل می‌گیرد و نه کار خاصی که او برای ما می‌کند. ما به این نوع عشق در اصطلاح «عشق ذاتی» می‌گوییم، چرا که تنها شرط ادامه این عشق، خصوصیات باطنی فرد مخاطب است. دلیل این که یک مرد در پاسخ به سوال همسرش مبنی بر این که چرا عاشقم هستی، دچار مشکل می‌شود – یا به‌عبارت‌دیگر چرا اغلب مردها پاسخ صحیحی به این سوال نمی‌دهند – آن است که مردان برای پاسخ به این سوال که دلیل وجود یک چیز در زندگی‌شان چیست، به دنبال یافتن ارزش ابزاری آن شخص در زندگی‌شان می‌گردند. مرد دنبال جواب می‌گردد و در نهایت، عملکرد مفید ابزار (شخصی که قرار است معشوق باشد) را به عنوان پاسخ ارائه می‌دهد. مسلما مردان متوجه خواهند شد که این پاسخ، آن چیزی نبوده که همسرشان انتظار شنیدنش را داشته باشد. تناقض نهفته در این سوال این است که اگر به جواب خوبی رسیدید، باید بدانید که مفهوم واقعی این سوال را واقعا درک نکرده‌اید. جواب این سوال از منظر عشق ذاتی نیازی به هیچ توضیح و استدلال عجیب غریب و کلمات پیچیده ندارد و خیلی ساده است: «عاشقت هستم، چون دوست‌داشتنی هستی!». همین جمله به ظاهر ساده مفهوم عشق واقعی است.

آیا یک مرد می‌تواند ماهیت عشق ذاتی را درک کند؟

البته خطری که در اینجا وجود دارد این است که برخی افراد این نوع عشق را با عشق افسانه‌وار و فانتزی‌های کتاب‌ها و فیلم‌ها اشتباه بگیرند و چنین گمان کنند که عشق مرد یک احساس نامحدود در زندگی روزانه اوست و تمام توجه و تمرکز او بر معشوقش خواهد بود. مسلما داشتن چنین دیدگاهی از سوی زنان یک انتظار غیرمعقول است. اما بحث ما در اینجا چیز دیگری است. کارکرد مغز مردان به گونه‌ای است که سعی در برطرف کردن مشکلات و انجام صحیح کارها دارد و این موضوع در یک رابطه بلندمدت باعث می‌شود که حتی در گاهی مواقع و هنگام گفتگوی روزانه و معمول با همسرش، غرق در آمال و آرزوهای خود برای رسیدن به اهدافش شود. نتیجه این می‌شود که پتانسیل عشق‌ورزی مرد به شدت کاهش پیدا می‌کنم و تبدیل به عشق ابزاری می‌شود.

دشوارترین بخش این داستان آن است که هیچ تضمینی مبنی بر این وجود ندارد که شاید یک مرد روزی متوجه شود که عشق او از نوع ابزاری بوده است. از نظر من، مردهای زیادی وجود دارند که تمام زندگی را به همین منوال سر می‌کنند و اصلا متوجه تمایز این دو نوع عشق نمی‌شود. مردان متوجه نیستند که داشتن دیدگاه ابزاری در مورد عشق، باعث خراب شدن کار می‌شود. شاید در برخی اوقات و به شکل شهودی متوجه باشند که یک جای کار می‌لنگد، اما نمی‌توانند بگویند که مشکل کار دقیقا از کجاست و بنابراین مجبور می‌شوند آن را نادیده بگیرند.

عمده دلیل به وجود آمدن چنین مشکلی آن است که پدر و مادرها و جامعه الگوهای رفتاری مناسبی برای رشد و تربیت پسران جوان فراهم نمی‌کنند تا آن‌ها بتوانند ظرافت‌های لازم برای یک رابطه عاشقانه قدرتمند را یاد بگیرند. بنابراین در فقدان تربیت صحیح پسرها که اغلب به دلیل کلیشه‌های جنسیتی رخ می‌دهد، اتفاقی که در دوره جوانی و حتی ازدواج می‌افتد این است که ما مردان گرفتار می‌شویم و خودمان هم نمی‌دانیم که مشکل کار از کجاست. توجه داشته باشید که حرف ما این نیست که همه مردان چنین دیدگاهی نسبت به عشق دارند و از منظر ابزاری به آن نگاه می‌کنند. اما اگر شما به عنوان یک زن با مردی رابطه دارید که نوع تفکر و عشق‌ورزی او از نوع ابزاری است، تمایز قائل شدن بین عشق ذاتی و ابزاری لااقل به هر دو شما نشان می‌دهد که مشکل کار از کجاست. چرا که اسم عشق گذاشتن روی هر گونه رابطه دوستی و رمانتیک، مسئله را حل نمی‌کند.

 

منبع: سایکالیجی تودی