برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

ویژگی‌های افراد خودشیفته: ۷ روش افراد نارسیست برای کنترل و سوء‌استفاده از رابطه

افراد خودشیفته به یک جریان مداوم برای تامین آذوقه نارسیسیستی خود نیازمند هستند تا بتوانند از تصویر مغرور، بی‌نقض و خود‌شیفته خود محافظت کنند. افراد خودشیفته در هر رابطه سعی می‌کنند با کنترل و سوء‌استفاده از طرف مقابل صرفا نیازهای خودخواهانه خود را ارضا کنند. اما افراد نارسیست در اعماق درون، هر چند که اعتراف کردن بدان برایشان به شدت دردناک باشد، اکثرا خود را «جوجه اردک زشت» می‌پندارند.

«برخی از افراد سعی می‌کنند با قطع کردن سر دیگران بلند شوند» –پارمهانسا یوگاناندا

«می‌دانم که غلبه بر همگان امکان‌پذیر نیست» – ناشناس

تعریف خودشیفتگی

گروه تحقیقاتی کلینیکمایو اختلال شخصیت خود‌شیفتگی را «اختلالی روانی می‌داند که در آن افراد در مورد میزان مهم بودن خود دچار اغراق و در نتیجه تکبر شده و نیاز عمیقی به تحسین پیدا می‌کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت نارسیسی معتقدند که نسبت به دیگران برترند و به همین دلیل توجه کمی به احساسات دیگران نشان می‌دهند. اما در پشت این نقاب اعتماد‌به‌نفس افراطی، عزت‌نفس شکننده‌ای نهفته است که آن‌ها را نسبت به کوچک‌ترین انتقاد‌ها آسیب‌پذیر می‌کند.»

خصوصیت افراد خودشیفته

آذوقه نارسیسیسم در حقیقت نوعی اعتیاد و وابستگی روان‌شناختی است که در آن فرد خود‌شیفته نیاز به کسب قدر و منزلت داشته و به شکل مداوم آن را از اطرافیان طلب می‌کند. از دیگران انتظار «رفتار ویژه»، تصدیق و یا دلجویی دارد تا بتواند حس خوبی درباره خویش بیابد. این اشتیاق غیرمعمول به داشتن «برتری بی‌چون‌و‌چرا»، دلیل احساس غرور، استحقاق و خود‌شیفتگی شدید در رفتار یک نارسیست را توضیح می‌دهد.

به منظور پر کردن مداوم «موجودی»، بسیاری از نارسیست‌ها تعمدا سناریوهایی را پیدا کرده یا ایجاد می‌کنند که در آنها بتوانند به طور منظم توجه مورد نیاز را دریافت کرده و احساس بی‌نقص بودن داشته باشند. همچنین آن‌ها به طور هدفمند رابطه‌هایی را هدف قرار می‌دهند که در آن افراد (قربانیان) مجذوب دلربایی اولیه آن‌ها شده و امکان فریب دادن و دستمایه شدن و استثمار آن‌ها فراهم باشد. در خانه یا در محل کار، به روش‌های متنوع و با نقشه‌های بزرگ و کوچک، نارسیست‌ها دائما در تمنای نوازش نفس خود بال و پر می‌زنند؛ آن‌ها به شدت به این «آذوقه» برای پر کردن خلاء درون‌شان، و برای تسکین عزت‌نفس شکننده و ضعیفشان، نیاز دارند.

در ادامه به ۷ ویژگی افراد خودشیفته اشاره می‌کنیم که از طریق آن‌ها از دیگران سوءاستفاده می‌کنند. هر چند ممکن است که همه ما گاه‌به‌گاه و در مدت زمان محدودی یکی از رفتارهای زیر را خود نشان دهیم که مسئله بزرگی محسوب نمی‌شود، اما شخصی که به خودشیفتگی مزمن مبتلا شده باشد، به صورت مرتب یک یا چندین ویژگی زیر را عادت زندگی خود می‌کند، تا بتواند احساس شایستگی و لیاقت را به صورت تصنعی درون خود ایجاد کند.

ویژگی افراد خودشیفته: آذوقه نارسیست چیست؟

ویژگی‌های افراد خودشیفته

۱. افراد نارسیست خود را دانای کل – علامه دهر می‌پندارند

«پاسخ‌های مورد علاقه پدرم به صحبت‌های من همواره از این دست هستند: «اما … »، «در واقع …» و «بیشتر این طور است که …»

«او همیشه احساس می کند که بهتر می‌داند» – ناشناس

فرد خودشیفته ممکن است خود را در منزل، محل کار و یا در رویداد اجتماعی در موقعیتی قرار دهد که بتواند خود را «عالم دهر»، «متخصص» یا «صاحب نفوذ» نشان داده و در عین حال دائما دیگران را کم‌اهمیت جلوه دهد، خطاهایشان را تصحیح کند و دیدگاه‌های دیگران را زیر سوال ببرد. نکته قابل توجه این است که حتی زمانی که آن‌ها از دیگران انتقاد نمی‌کنند و دیدگاه‌های آن‌ها را تصحیح نمی‌کنند، بسیار مختصر به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌دهند و سریع دنباله حرف خود را به گونه‌ای ادامه می‌دهند که گویا حرف‌های طرف مقابل را اصلا نشنیده‌اند و یا برایشان بی‌اهمیت بوده است. وجود شما صرفا ابزاری دم دست برای تامین آذوقه آن‌هاست.

«من به اندازه کافی در مورد خودم صحبت کردم، بهتر است حرف‌های شما را نیز در مورد من با هم بشنویم!» – ناشناس

۲. افراد خودشیفته اغلب نقش کنترل کننده/قاضی/ناجی  و سلطه‌طلب را بازی می‌کنند.

«این قاب عکس در اتاق نشیمن کج شده است. وقتی که خانه را تمیز می‌کردی به تو گفته بودم که حواست باشد! یالا دیگه، اینقدر احمق نباش!» – شوهر به همسر

نارسیست‌ها ممکن است به گونه‌ای هدفمند وارد یک رابطه شخصی و یا کاری با فرد دیگری که به آن‌ها مرتبا اجازه تسلط، قضاوت، نقد و یا نادیده گرفتن فرد مقابل را بدهد، شوند. فرد خود‌شیفته با کنترل و مطیع کردن دیگران، احساس کامل بودن می‌کند. یک حالت دیگر از این تسلط اجتماعی وجود دارد که در آن نارسیست آذوقه خود را از طریق «نجات» دیگران تامین می‌کند و در نتیجه خود را یک «ناجی بی‌بدیل» تلقی می‌کند.

«یک بار دیگر، از مهلکه نجات‌شان دادم – بدون من، آن‌ها هیچ چیز نیستند» – ناشناس

۳. نارسیست‌ها همواره به دنبال کسب تحسین و ستایش دیگرانند.

«دستاوردهای من، همه چیز هستند» – مدیر ناشناس

بعضی از نارسیست‌ها به طور هدفمند مشاغل پر مشقتی را انتخاب می‌کنند، که متعاقبا مورد تحسین قرار بگیرند. در این حالت، دلیل اصلی انتخاب شغل توسط نارسیست، صرفا برای دستیابی به موقعیت «برتر»، «مهم» و «ویژه» است، نه اینکه صادقانه بخواهد کار درستی انجام دهد.

«او فکر می کند که چون دکتر است، خداست» – ناشناس

«او به این خاطر تصمیم گرفته افسر پلیس بشود که بتواند با مردم هر طور که دوست دارد، بدرفتاری کند» – ناشناس

۴. افراد خودشیفته از بازیچه قرار دادن دیگران و تغییر قوانین بازی لذت می‌برند.

«قوانین برای شکسته شدن هستند، این روش برنده شدن است» – ناشناس

حتی وقتی که به روشنی رابطه‌شان یک طرفه و غیرمنطقی به نظر می‌رسد، نارسیست‌ها ممکن است به طور منظم از دلربایی، تشویق و یا تهدید برای تحت فشار قرار دادن افراد استفاده کنند، تا چیزی را که نیاز دارند از آن‌ها بگیرند. برخی نارسیست‌ها به دستکاری کردن مرزهایی که افراد برای خود کشیده‌اند، علاقمند هستند. در اینجا، آذوقه نارسیست از آنجایی تامین می‌شود که دیگران در برابر توانایی اکتشافی فرد خود‌شیفته سر تعظیم فرود می‌آورند و ایشان این توانایی را دلیلی بر تایید از سوی دیگران و موفقیت تلقی می‌کنند. البته اغلب افراد خود‌شیفته این موضوع را بیان نمی‌کنند و صرفا در عمل و رفتار نشان می‌دهند.

«باعث افتخار است که می‌توانم مردم را طوری متقاعد کنم که در مورد قوانین‌شان نسبت به من استثنا قائل شوند.» – ناشناس

۵. افراد نارسیست به شدت درگیر خودنمایی/ لاف زنی / اغراق هستند.

«او دوست دارد سر هر جمله بگوید «من یک وکیلم»، هر چند که بی‌ربط به نظر بیاید.» – ناشناس

برخی از افراد خودشیفته به صورت مرتب مشغول خود‌نمایی هستند. یکی از روش‌های آن‌ها جلب توجه دیگران از طریق حرف زدن در مورد افراد مشهور، بزرگ‌نمایی آن‌ها و بالا بردن شان و مرتبه ایشان است. آن‌ها اغلب بخاطر زندگی شگفت‌انگیز و بی‌نظیری که دارند، با حالتی متظاهر و فروتنانه در حال فخر فروشی هستند، به گونه‌ای که انگار دیگران در آرزوی زندگی آن‌ها هستند. به طور مداوم در تمنای ستایش و شناخته شدن و کسب توجه شبکه‌های اجتماعی هستند. آن‌ها از قصد می‌خواهند دیگران به آنچه که دارند، حسادت کنند تا بتوانند احساس خوبی در مورد خودشان داشته باشند.

«من و شوهرم هر کدام یک مرسدس بنز می‌رانیم. حتی ساقدوش‌مان هم یک مرسدس دارد!» – ناشناس

مشخصات افراد خوشیفته و مغرور: منفی بافی، خود نمایی و لاف زنی (عکس مریل اسریپ در فیلم شیطان پرادا می‌پوشد)

۶. اشخاص خود شیفته بزرگ جلوه دادن خود عادت به منفی‌بافی و سخت‌گیری بی‌جهت دارند.

«مدیر من وسواسی تعمدی برای سخت کردن هر چیزی دارد. این کار به او احساس قدرت می‌دهد.» – ناشناس

بعضی از نارسیست‌ها به طور عمدی و مداوم سخت‌گیر، ناسازگار و معترض هستند، حتی زمانی که این رفتار کاملا غیرمنطقی و غیرضروری است. در اینجا، آذوقه نارسیست، از طریق نفرت‌انگیز و وحشتناک بودن به دست می‌آید. از دیدگاه غلط و آسیب‌زای افراد خودشیفته، خاری در چشم کسی بودن، بهتر از این است که هیچ کسی نباشند.

در برخی موارد، هر چند ممکن است رفتار فرد خود‌شیفته غیر عمدی و ناخودآگاه باشد، ولی همین ناآگاهی موید تنفر درونی او از خویش است. از نظر او، شخصیت‌اش سزاوار دوست داشته شدن و مورد پذیرش قرار گرفتن نیست، و آنچه را که برای برقراری ارتباط مثبت و سالم نیاز دارد، ندارد (زخم نارسیست).

۷. افراد خودشیفته دوست دارند به جای دیگران هم تصمیم بگیرند و زندگی کنند

«شما فرصت‌هایی دارید که من هرگز نداشتم … بعد اینکه پزشک شدید، می‌توانید هر کاری که می‌خواهید بکنید. تا آن زمان هر کار که من می‌گویم باید بکنید!» قسمتی از دیالوگ پدر و فرزند از فیلم برجسته انجمن شاعران مرده.

برخی نارسیست‌ها با زیستن زندگی دیگران امیدوارند بتوانند عزت‌نفس پایین خود را افزایش دهند، یا به صورت نیابتی به خواسته‌ها و آرزوی‌های خود برسند. آذوقه نارسیست در این جا از طریق آفتاب گرفتن در انعکاس موفقیت افراد دیگری که در حال بهره‌کشی و استثمار آن‌ها هست، به دست می‌آید.

«مادر من عاشق عروسک کردن من در لباس های زیبا بود، هرچند که من ذاتا دختری با روحیات پسرانه بودم. من فکر می‌کنم هر موقعی که از من به خاطر ظاهرم تعریف و تمجید می‌شد، در بازتاب این برخورد او خود را زیبا می‌یافت. این کار سبب افزایش عزت نفس‌اش می‌شد.» – ناشناس

احساس درونی افراد خود‌شیفته

کسانی که در رابطه با افراد خودشیفته هستند، صرفا ابزاری برای پاسخ‌گویی برای نیازهای خودخواهانه آن‌ها محسوب می‌شوند. الگوی مشترک تمام ویژگی‌های ذکر شده برای افراد نارسیست این است که آن‌ها به یک جریان مداوم برای تامین آذوقه نارسیسیستی خود نیازمند هستند تا تصویر مغرور و بی‌نقض و خود‌شیفته‌اش را حفظ کنند. اما در اعماق درون، اکثرا نارسیست‌ها خود را «جوجه اردک زشت» می‌پندارند، هر چند که اعتراف کردن بدان برایشان به شدت دردناک باشد.

درمان خود‌شیفتگی

آیا یک نارسیست می‌تواند گامی در جهت بهتر شدن حالش بردارد؟ شاید! اما این اتفاق زمانی می‌تواند رخ دهد که فرد آگاهی بالایی از شرایط خود داشته باشد و اراده و شجاعت کافی برای طی مسیر خود‌شناسی را به دست آورده باشد. برای نارسیست‌هایی که دیگر نمی‌خواهند این بازی را که به قیمت نداشتن روابط واقعی و خدشه‌دار شدن اعتبارشان تمام می‌شود، ادامه دهند، راه‌حل‌هایی برای رهایی از دست این فریب‌کاری وجود دارد، به گونه‌ای که بتوانند به تدریج به سمت خویشتن متعالی حرکت کنند.

کسانی که با افراد خودشیفته زندگی یا کار می‌کنند، باید با هشیاری خاص و تعاملی مثبت، یک رابطه سالم و محترمانه و بالغانه با آنها برقرار کنند. باید توجه داشت که نوعی از خود‌شیفتگی پنهان نیز وجود دارد که کمتر مورد بحث قرار گرفته است و تشخیص و درمان آن نیز از خود‌شیفتگی آشکار دشوارتر است.

در همین راستا مطالعه مقاله «۴ رفتار که نقاب از چهره حقیقی فرد خودشیفته برمی‌دارد» را از دست ندهید.

در انتها دعوت می‌کنیم انیمیشن کوتاه و پر بازدید «روان‌شناسی خود‌شیفتگی یا نارسیسیم» از سری ویدئوهای آموزشی TED-Ed را تماشا کنید.

 

منبع: سایکالیجی تودی

 

یاداشت مترجم:

در سکانسی از مستند‌های معروف «زمین سیاره ما»، یک مورچه قرمز روی کنده درختی در یک جنگل انبوه نشان داده می‌شود. فیلم با نمایش بسیار سریع، بازه سه هفته‌ای را نشان می‌داد. مورچه در عرض سه هفته از جایش تکان نخورده و تنها در ۱۰ ثانیه آخر این نمایش سریع بود که چیزی شبیه یک شاخ، جمجه مورچه را می‌شکافد و بیرون می‌آید. علت بی‌حرکت ماندن مورچه برای این مدت طولانی، این بوده که توسط یک نوع هاگ خاص تسخیر شده است. از زمان شروع هفته سوم، هاگ‌هایی که در عرض سه هفته محتوی بدن مورچه را برای تغذیه تخم‌های خود خالی کرده بودند، خود را مجددا برای نسیمی دیگر و جانواری دیگر آماده می‌کردند تا میهمان ناخوانده این سیکل انگل‌وار باشند.

مثال‌هایی از این دست فراوان و متنوع است، از باکتری‌هایی که وارد مغز موش می‌شوند و او را دچار توهم بی‌باکی در مقابل گربه می‌کنند و او را به کام مرگ می‌کشند و نمونه‌های دیگری که بیشتر شبیه فیلم‌های علمی تخیلی و گاها بسیار ترسناک هستند. اما چیزی که از همه این‌ها ترسناک‌تر است، ورود یک فکر و ایده اشتباه در ذهن ناخودآگاه است. در فیلم تحسین شده اینسپشن، لئوناردو دی‌کاپریو در یک دیالوگ به یاد ماندی می‌گوید: «مقاوم ترین انگل‌ها کدام است؟ یک باکتری؟ یک ویروس؟ یک کرم روده؟ … یک ایده! مقاوم و به شدت مسری. وقتی فکری ذهن را تسخیر می‌کند، تقریبا از بین بردن آن غیرممکن است. ایده‌ای که کاملا جا بیفتد و جذب شود، دقیقا جایی آن بالا خودش را جاگیر می‌کند.»

بدون استثنا، بیماری‌های دردسرآفرین حوزه سلامت روان، کارشان را همچون انگلی شروع می‌کنند که به جای نشانه گرفتن اعضای داخلی، مهم‌ترین و باارزش‌ترین قسمت وجود فرد را نشانه می‌گیرند و خودشان را آنجا «جا» خوش می‌کنند. سپس در طول زمان آنقدر رشد می‌کنند که کنترل ذهن و روح فرد را از دستش خارج می‌کنند. این انگل‌ها در اکثر موارد فکر‌هایی هستند که دیگران یا خودمان در ذهن خودمان جا می‌دهیم. در مورد یک فرد خود‌شیفته، ایده‌ای که انگل جان او می‌شود، این است که او موجودی دوست‌داشتنی نیست. فرقی نمی‌کند که این ایده را چه کسی در کودکی یا در برهه‌ای دیگر از زندگی در ذهنش بکارد، چه پدر یا مادر بی‌عاطفه باشد، چه دوستان مدرسه‌ای که به خاطر قیافه یا هر چیز دیگری فرد را مورد آزاد و اذیت قرار می‌دهند. این ایده رشد می‌کند و در نهایت خود فرد و دیگران را مورد آزار قرار می‌دهد.

رهایی یافتن از دست هر گونه انگل، چه کرم روده باشد، چه ایده‌ای خطرناک در ذهن، دو گام لازم دارد: اول شناسایی و تصدیق وجود آن و دوم شروع به درمان. شاید کرم روده را بسیار سریع‌تر و راحت‌تر بتوان درمان کرد، ولی انکار و سرپوش گذاشتن بر بیماری‌های ذهنی مسلما راه‌کار درمانی نیست. با آگاهی و شجاعت برای تغییر می‌توان زندگی را بهتر زیست.